
وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
مشرق و مغرب از آن خدا است و به هر سو رو كنيد، خدا آنجا است، خداوند بينياز و دانا است.

- تفسیر و مفاهیم
- اعراب و موضوع آیات
- نکات تجویدی
موضوع1. مالکیت حقیقی و اعتباری
بنا بر آیات قرآن مبنی بر تصرف مطلق خداوند، مالکیت خدای تعالی چه نوع مالکیتی میباشد؟
مالکیت به رابطه خاص بین مالک و ملک اشاره میکند که امکان تصرف مالک در ملک را نشان میدهد. این رابطه و سلطه، گاه حقیقی و واقعی است؛ یعنی مالک سلطه واقعی و حقیقی بر ملک دارد؛ مانند مالکیت خداوند بر مخلوقات و مالکیت انسان بر نفس یا بر صورت ذهنی اشیا. گاهی نیز این سلطه اعتباری است؛ یعنی بین مالک و ملک فقط رابطه و سلطهای فرض میشود که آنچه جدا و گسیخته از مالک است، به منزله آنچه به او ارتباط دارد، در نظر گرفته شود. در واقع نوعی شبیهسازی صورت میگیرد.[1]
ﻣﺸﺮﻕ ﻭ ﻣﻐﺮﺏ ﻭ ﺟﻨﻮﺏ ﻭ ﺷﻤﺎﻝ ﻭ ﻫﺮ ﺟﻬﺖ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻛﻠﻤﻪ ﻣﻠﻚ ﺧﺪﺍﺳﺖ بنابراین ملک حقیقی است.
تفاوت ملک حقیقی و اعتباری
۱. ﻣﻠﻚ ﺣﻘﻴﻘﻲ ﺗﺒﺪﻝ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻧﻤﻲﭘﺬﻳﺮﺩ ﻭ مانند ﻣﻠﻚ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭﻱ ﻣﻴﺎﻧﻪ ﻣﺎ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻳﻚ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﻧﻴﺴﺖ،[2] که چون قوامش به وضع و اعتبار بوده، قابل تغییر و تحول است، امکان دارد این نوع ملک از مالکی به مالک دیگر منتقل شود و میتوان گفت یکی از نشانههای مالکیت اعتباری، قابلیت انتقال ملک است.[3]
۲. ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﻣﻠﻚ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﺫﺍﺕ ﻫﺮ ﭼﻴﺰﻱ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲﮔﻴﺮﺩ، ﺧﻮﺩﺵ ﻭ ﺁﺛﺎﺭﺵ ﺭﺍ ﺷﺎﻣﻞ میشود ﻭ مانند ﻣﻠﻚ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭﻱ ﻣﺎ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺍﺛﺮ ﻭ ﻣﻨﻔﻌﺖ ﻫﺮ ﭼﻴﺰ میشود، ﻧﻪ ﺑﺬﺍﺕ ﺁﻥ.
ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﻣﻠﻚ ﺑﺪﺍﻥ ﺟﻬﺖ ﻛﻪ ﻣﻠﻚ ﺍﺳﺖ ﻗﻮﺍﻣﻲ ﺟﺰ به مالک ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﻟﺬﺍ ﺧﺪﺍﻱ ﺳﺒﺤﺎﻥ ﻗﺎﺋﻢ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺟﻬﺎﺕ ﻭ ﻣﺤﻴﻂ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺟﻬﺎﺕ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﻮﺩ، ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺧﺪﺍﻱ ﺗﻌﺎﻟﻲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.[4]
موضوع2. وجه الله
با توجه به اینکه خدای تعالی از ویژگیهای ماده منزه است، تعبیر وجه الله چگونه تبیین میشود؟
«وجه» چيزي است كه انسان به آن رو ميكند و وجه هر چيز نيز با همان چيز متناسب است. وجه خداي سبحان همان ظهور زوال ناپذيري است كه از آن با عنوان فيض مطلق و عام خدا ياد ميشود و مؤمنان كه به اميد لقاي حق كار كرده و طالب وجه اللهاند، خواهان نيل به ظهور خاص اين فيض منبسط هستند؛ چنانكه گفته ميشود: «شهيد به وجه الله نظر ميكند»[5]
توفيق لقاءالله كه نصيب بندگان بهشتي ميشود، لقاي ذات خداي سبحان نيست كه آن مشهود احدي نخواهد بود. اولياي الهي فيض و ظهور خاص خدا را كه از آن به اسماي الهي ياد ميشود ملاقات ميكنند، ليكن نه با چشم ظاهر ونه با انديشه و علم حصولي و استدلال، بلكه با دل و حقيقت ايمان؛ « لَا تُدْرِكُهُ (تراه) الْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْعِيَانِ وَ لَكِنْ تُدْرِكُهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَانِ »[6]
وجه خدا فراگير است و هيچ جا از آن تهي نيست؛ پس اگر كسي به خود از آن جهت كه مخلوق خداست بنگرد به وجه الله نگريسته است؛ از اين رو اگر كسي اهل فكر بود كه هيچ عبادتي مانند تفكر نيست[7] و به درون خود نگريست به او نيز ميتوان گفت: «أَينَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجهُ ٱللَّهِ» ؛ زيرا آن سمت كه ما هستيم نيز «وجه الله» است و شخص ديگري كه از دور يا نزديك به ما و محيط زيست ما مينگرد به وجهالله نگريسته است.
تبيين فراگير بودن وجهالله، هم جنبه تبشير دارد و هم جنبه انذار.
تبشير به بندگان صالح و پرهيزكار است كه اگر به مكانهاي مقدّس دسترسي نداشتيد يا از زمانهاي مقدّس دور مانديد نگران نباشيد؛ زيرا درون و بيرون شما و زمان و زمين وجه خداست؛ از اين رو به هر سو رو كنيد به وجه الله رو كردهايد و در هر حال دعا كنيد وجه الله با شماست. درون شما نيز فيض خدا هست؛ ازاينرو شما از بين ميرويد، ليكن وجه الله باقي است؛ «كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ»[8]
خطاب فأَينَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجهُ ٱللَّهِ اعلام خطر به تبهكاران است كه هر جا گناه كنند وجه الله است و خداي سبحان در خلوتها نيز حاضر است. از اين رو اميرمؤمنان امام علي عليهالسلام فرمود: از گناه در خلوتها بپرهيزيد؛ زيرا شاهد همه صحنهها همان قاضي صحنه قيامت است؛ «اتَّقُوا مَعَاصِيَ اللَّهِ فِي الْخَلَوَاتِ، فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِمُ»[9]و[10]
[1] .برگرفته از سایت ویکی فقه
[2] . تفسیر المیزان ج ۱ ص ۳۹۰
[3] . برگرفته از سایت ویکی فقه
[4] . تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۳۹۰
[5]. صحیفه نور، ج۸، ص ۱۴۸-۱۴۹
[6] . نهج البلاغه، خطبه ۱۷۹
[7] . کافی، ج۸، ص۲۰
[8] . سوره قصص آیه ۸۸
[9] . نهج البلاغه، حکمت ۳۲۴
[10] .تفسیر تسنیم، ج ۶ ،ص ۲۶۲-۲۶۵
مؤسسه نورالیقین
مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآنی
بدون دیدگاه