تاریخ:۱۴۰۳/۹/۵
موضوع: آیه ۶۶ سوره نساء
۱. برکات انجام تکالیف الهی
۲. اساس اسلام بر آسانی استوار است
۳. اعمال صالح علل مُعدِّه برای رسیدن به کمال
۴. تکالیف الهی الزام آور است بصورت موعظه
شرک خفی
مجازات بنی اسرائیل
علت فاعلی در ثبات قدم خداوند یا انسان
هدف آفرینش
فرق علت تامه ناقصه
اقسام عبادت
انسان فاعل قریب یا بعید
وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيَارِكُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ ۖ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا (66/نساء)
اللّهمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَهَ وَ ابیها وَ بَعلِها و بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَددِ ما احْاطَ بِه عِلْمُکَ
در این جلسه استاد محترم حسینی آل مرتضی به بیان مرور مباحث جلسه گذشته آیه ۶۶ نساء پرداختند و مباحث مهمی درارتباط با این آیه شریفه یادآور شدند و فرمودند محتوای این آیه دارای مباحث اعتقادی و عرفانی است و یکی از موضوعات مهم این آیه برکات امتثال اوامر الهی و تثبیت موقعیت در این مسیر است در حالی که اساس دین برسهولت و آسانی استوار است و کمتر از توان انسان وضع شدهاند انجام این تکالیف برکاتی دارد. از جمله :
1- خیر وصلاح
2-ثبات قدم
تكالیف الهي مردم را به خداي سبحان جذب و نزديك مي كنند، از اين جهت موعظه نام گرفته اند، زيرا وعظ «جذب الخلق الي الحق» است، پس تكليف مكتوب و به صورتْ الزامي و به سيرتْ موعظه است.
وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً : جمله خبری به داعی انشاء است.
«وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا یُوعَظُونَ بِهِ لَکَانَ خَیْرًا لَهُمْ… » : به حالت موعظه بیان شده است. لیکن عمل به تکالیف الزامی است.
گاهی انجام تکالیف الهی برای انسان سخت و دشوار است، شایسته است که انسان در سختیها و فشارهای زندگی به احکام الهی درست عمل کند چون امتثال امر در آسایش و راحتی هنری برای انسان محسوب نمیشود.
گاهی لازم است برای تداوم و حفظ دین، انسان از جان و مال و آبروی خود مایه بگذارد، راه دین سخت است و تعداد کمی هستند که دراین مسیر ثابت قدم می مانند «ما فعلوه الا قلیلا».
استاد محترم ادامه فرمودند: مومنین بدانند که دین اسلام عزیزتر از همه عزیزان است حتی از اهل بیت(علیهم السلام) نیز عزیزتر است.
باید با استفاده از قرآن و کلام اهل بیت «علیهم السلام» به احکام دین اسلام جامه عمل پوشاند، پس در همین راستا درمرحله اول بهتر است خودمان اهل عمل و جهاد باشیم بعد در خانواده و جامعه پیاده کرده و دیگران را هم با خود همراه کنیم تا در مسیر دین حرکت کنند. دست دیگران را بگیریم تا آنها نیز از لحاظ فکری علمی، اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی پیشرفت و رشد کنند
هراستادی و یا معلمی باید به این نکته توجه داشته باشد که در ابتدا خودش باید به علمی که میآموزد عامل باشد و در رفتار و گفتار و شخصیت او نمایان باشد بعد به عنوان یک مربی و استاد به دیگران هم با تمام عشق و علاقه بیاموزد تا دیگران هم از لحاظ علمی و عملی قوی شده و باعث سازندگی خود و جامعه شوند. یک استاد اگر خالصانه و با تمام وجود خود را صرف شاگردانش بکند می تواند شاگردانی تربیت کند که از خودش به مراتب بهتر و بالاتر باشند و به اصطلاح یک استاد و نیم شوند؛ مانند شیخ کلینی که شیخ مفید را به جامعه اسلام تحویل می دهد و شیخ مفید شیخ طوسی را.
از مهترین کارهای یک معلم شاگرد پروری است، متاسفانه امروزه در جامعه این موضوع کم رنگ شده و برخی از اساتید و معلمان چه در حوزه و چه در دانشگاه تنها به علم آموزی اکتفا می کنند و به تربیت و پرورش و انسان سازی کمتر توجه می کنند. در حالی که یک استاد متعهد و مسئول از این امرمهم غفلت نکرده و راحت طلبی نمی کند.
کسی که اهل جهاد فی سبیل الله باشد همواره رو به جلو حرکت می کند، عقب نشینی ندارد، از جان و مال و آبرو و عزت خود در راه دین می گذرد، فشارها، گرفتاریها و مشکلات زندگی او را متوقف نمی کند، ثبات قدم دارد چون ایمان در وجودش مستقر شده و ریشه اش استوار است لذا در برابر طوفانهای سهمگین متزلزل نمی شود در این صورت شاگردان هم به استاد خویش تأسی نموده و به دنبال او حرکت می کنند.
دعوت دیگران به سوی دین و دینداری و قانع کردن آنها بسیار سخت و سنگین است ولی یک مجاهد هرگز خسته نمی شود و استقامت و ثبات قدم دارد.
مدیریت محترم مؤسسه نورالیقین در ادامه شرح و تفسیر آیه 66نساء در مورد ثبیت ایمان و عمل صالح و علت معده و علتهای تام و ناقص توضیحاتی ارائه نموده و فرمودند :
شیطان 6 هزار سال عبادت کرد ولی مطرود و ملعون شد زیرا موقعیت خود را تثبیت نکرده بود.
انسانی که در انجام تکالیف الهی به ثبات قدم نرسیده و ایمان و عمل او تثبیت نشده باشد نیز ممکن است سقوط کند «… وَتَثْبِيتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ..»
هدف از آفرینش انسان رشد و تکامل در راستای رسیدن به مقام عبودیت است در این راه باید از وجود کتاب الهی و اهل بیت علیهم السلام که وسعت وجودی دارند بهره بگیریم و مجاهدت داشته باشیم
«فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ»
تنها نشستن و عبادت کردن و تلاوت قرآن کافی نیست، بلکه مجاهد فی سبیل الله کسی است که در تمام صحنههای عبادی، علمی، اجتماعی، جهادی و… حضورداشته باشد و علاوه بر حرکت و مجاهدت در این مسیر دیگران را هم تشویق و ترغیب کند. باید برای مردم عمیق و محکم کار کنیم تا مسیر حرکت خود را به سمت و سوی دین تغییر دهند.
«إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ»11رعد
عبادات و اعمال خیر و جهادی همه علل معده ای هستند که زمینهساز برای رسیدن به رشد و تکامل و رسیدن به مقام عبودیت هستند.
با شناخت انواع علتهای تام و ناقص میتوانیم آنها را در وجود خود و دیگران ایجاد کنیم تا زمینه ای باشد برای رسیدن به رشد و تکامل، که در این صورت نورانیت و بصیرت و افاضات الهی جذب وجود انسان می شود و تکالیف الهی موجب رشد و تکامل می شود. در این صورت نماز انسان نمازی میشود که او را به معراج می برد روزه او را رشد داده و به تقوا می رساند و موجب سازندگی و اعتلای عقلی میشود.
«يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنوا اِن تَنصُرُوا اللهَ يَنصُركُم ويُثَبِّت أقدامَكُم» 7محّمد (ص)
امام علی (ع) فرمودند: إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ، وَإِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ، وَإِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الاَْحْرَارِ.
«گروهى خدا را از روى رغبت و ميل (به بهشت) پرستش كردند، اين عبادت تاجران است.
و عدّه اى از روى ترس او را پرستيدند و اين عبادت بردگان است.
و جمعى ديگر خدا را براى شكر نعمت ها پرستيدند. اين عبادت آزادگان است.
وظيفه مؤمن آبياري ريشه هاي ايمان با اطاعت الهي است و نتيجه آن به افاضه خداي سبحان است كه به انسان رشد و بالندگي دهد و او را به قرب خويش برساند.
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ…. 111/
نکته: در حقیقت عبادات و اعمال خیر جملگی موجب رشد و آبیاری کننده درخت انسانیت میشود ولی هیچ کدام از اینها علت تام نیستند درنهایت علت تامه وجود خداوند متعال است که تثبیت می کند.
«يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ»27ابراهیم
علت تام و ناقص و معده
علت تام: علتی است که وجود او موجب وجود معلول خواهد شد، و عدم او عدم معلول را در پی خواهد داشت؛ یعنی این علت، دارای همه چیزهایی میباشد که وجود معلول وابسته به وجود آنها است، به گونهای که دیگر براى وجود معلول هیچ چیز دیگرى لازم نباشد و در چنین صورتی است که معلول حتماً موجود میشود.
علت ناقص: علتی است که نبود او موجب نبود معلول میشود، ولی اینگونه نیست که وجود او نیز لزوما موجب وجود معلول شود؛ یعنی این علت تنها دارای برخى از مقدمات وجود معلول است، نه همه آنها؛ از اینرو علت ناقص اگر نباشد، معلول نیست، ولی اگر باشد ممکن است معلول باشد و ممکن است نباشد، و لزومی ندارد که حتماً باشد.
علت معده : علت معد(زمینهساز و اعدادگر) وسایلى هستند که ماده را براى افاضه علت فاعلى، آماده و نزدیک میکنند. مثلا از نظر فلسفی شخص بَنّا، علت مُعدّه است؛ زیرا کارش نزدیککردن آجرها و ملاط به هم است؛ اما پدید آمدن و ماندگاری شکل و صورت ساختمان در اثر اجتماع و کنار هم قرار گرفتن آجرها و ملاطها است. همچنین پدر و مادر معدّه هستند که موجب انتقال نطفه به رحم میشوند، و کار رحم نیز آماده کردن شرایط تحقق بدن و روح طفل است، تا خداوند متعال به واسطه علل مادی، صورت و روح انسانى را ایجاد کند.
و در یک کلام، علل معده عبارت است از: مجموع امورى که معلول را آماده صدور از علت مؤثر مینماید؛ ازاینرو به مجموع «شرط» و «عدم مانع»، علت معده گفته میشود.
بدون دیدگاه