غزوه سویق

create کشوری forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 1163 خواندن

 

غزوات یعنی سفرهای جنگی پیامبر اکرم (ص ) که شخصا در آن شرکت داشت بیست و شش غزوه بود. البته بعضی هم گفته‌اند بیست و هفت غزوه [1] بوده است.
بهترین غزوات حضرت رسول
گروه اول رفتن پیامبر (ص) را به خیبر و وادی القری یک غزوه گرفته‌اند و آنها بیست و هفت غزوه به حساب آورده‌اند.جنگ خیبر را یکی و رفتن به وادی القری را یک غزوه جداگانه محسوب کرده‌اند.
اولین غزوه حضرت (ص) از مدینه تا ودان بود که به نام غزوه ابواء معروف است. آخرین غزوه ایشان هم غزوه تبوک نام دارد. غزوه سویق هفتمین غزوه از غزوات پیامبر است. غزواتی که پیامبر اکرم (ص) خودشان در آنها شمشیر زدند طبق گفتۀ ابن اسحاق، نه غزوه، بنا به قول واقدی یازده غزوه بوده است.[2] از بهترین غزوات حضرت رسول هم غزوه بدر کبری یعنی بدر دوم بود که ضمن آن بزرگان و سران قریش کشته شدند و بعضی هم اسیر گردیدند.  [3]

غزوه سویق

شکست مشرکین در بدر و کشته شدن اشراف قریش، مشرکین مکه را سخت داغدار و مصیبت زده کرده بود و از آن جمله ابوسفیان بود که یک پسر از دست داده بود و پسر دیگر او نیز به اسارت رفته بود و چند نفر دیگر از نزدیکان و فامیلش به قتل رسیده و یا اسیر شده بودند و با توجه به اینکه او خود را از رؤسای قریش می‌دانست، تحمل شکست از مسلمانان نیز برای او بسیار دشوار می‌نمود. از این رو پس از جنگ بدر قسم خورد تا انتقام خود را از پیغمبر اسلام نگیرد با زنان همبستر نشود و بدنش را شست وشو ندهد.  [4]
مشورت با حیی بن اخطب

به همین منظور در ماه ذی الحجه ( یعنی دو ماه پس از واقعه بدر) به قصد انتقام از آن حضرت (طبق سوگندی که یاد کرده بود) به همراهی دویست نفر از جنگجویان قریش از مکه حرکت کرد و تا کوهی به نام «ثیب» که در نزدیکی مدینه بود، پیش آمد و در آنجا همراهان خود را فرود آورد و خود او شبانه به سوی قلعۀ بنی النضیر رهسپار شد و به در خانۀ حیی بن اخطب آمد تا او را دیدار کند و درباره حمله انتقامی خود با اومشورت نماید. ولی حیی بن اخطب از هیبت پیغمبر اسلام (ص) ترسید و در را به روی ابوسفیان باز نکرد.  [5]
ابوسفیان که از یاری و کمک حیی بن اخطب نا امید شد، به در خانۀ سلام بن مشکم یکی از بزرگان بنی النضیر که در ضمن خزینه دار و امین مالی آنها نیز بود، رفت. او ابوسفیان را پذیرفت و در به رویش گشود، از او پذیرایی کرده اطلاعاتی نیز از وضع مدینه و پیغمبر اسلام (ص) در اختیار او گذاشت.  [6]

 فرار ابوسفیان

ابوسفیان همان نیمه شب از نزد او خارج شد و به جمع رفقای خود پیوست و برای اینکه رعبی در دل مردم مدینه ایجاد کند، عده‌ای از همراهان خود را مامور کرد به اطراف مدینه حمله کنند. آنها هم تا «عریض» (عریض، نام قسمتی از نخلستان‌های خارج شهر مدینه است) آمدند و در آنجا قسمتی از نخلستان‌ها را آتش زدند و دو نفر از انصار مدینه را هم در آنجا دیدند و آنان را به قتل رساندند [7]و به سوی او بازگشتند. ابوسفیان که گمان می‌کرد به سوگند خودش عمل کرده بیش از این درنگ را جایز ندانست و فورا دستور داد به سمت مکه حرکت کنند و به سرعت به مکه فرار کردند.

 تعقیب ابوسفیان

رسول خدا (ص) وقتی از جریان مطلع شد، ابولبابه را در مدینه به جای خود منصوب فرمود[8]و با عده‌ای از اصحاب (حدود دویست نفر از مهاجر و انصار) به منظور تعقیب ابوسفیان از شهر خارج شد و تا جایی به نام قرقرة الکدر واقع در چهارده منزلی مدینه پیش رفت و چون به ابوسفیان دسترسی نیافت، پس از پنج روز به مدینه بازگشت.  [9]

وجه تسمیه

ابوسفیان و همراهانش در مراجعت به مکه از ترس مسلمین با سرعت زیادی راه می‌پیمودند. و برای سبکبار شدن، توشه و آذوقه خود کهعبادت از «سویق» (سویق در فارسی به معنای آرد است که عبارت از جو یا گندم پخته یا بوداده‌ای است که آن را با روغن و عسل مخلوط می‌کنند) بود، روی زمین انداخته بودند و مسلمانان تعداد زیادی از بسته‌های سویق را پیدا کرده و برداشتند، و به همین مناسبت این مسافرت جنگی را غزوه «سویق» نامیدند.  [10]


[1]. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳.     
[2]. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۲۸۲.
[3]. ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۶۰۸.
[4]. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۴۳۱.
[5]. الواقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۱۸۱.
[6]. ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۵۹.  
[7]. بیهقی، احمد بن حسین، دلائل النبوة، ج۳، ص۱۶۶.  
[8]. الواقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۱۸۲.
[9]. ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۵۹.  
[10]. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۲. 

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد