مَثَل چوپان و گوسفندان

create سعادتمند forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 1403 خواندن

 

« وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ» (1)

« و مَثَل [دعوت كننده‏]‏ كافران چون مَثَل كسى است كه حيوانى را كه جز صدا و ندايى [مبهم، چيزى‏]‏ نمى شنود بانگ مى زند. [آرى،‏]‏ كرند، لالند، كورند. [و‏]‏ درنمى يابند.»

 


وجه تشبيه


طبق نظر بيشتر مفسّران، خداوند متعال در اين آيه كافران متعصّب را كه از سنّت هاى غلط پيشينيان خود، كور كورانه تقليد مى كنند، به گوسفند و ديگر حيوانات تشبيه كرده است كه از نهيب هاى چوپان خيرخواه جز سر و صدا چيزى نمى فهمند؛ مثلاً: چوپان از راه دل سوزى به گوسفندانى كه از گله جدا شده اند، نهيب مى زند و مى گويد: از گله دور نشويد كه طعمه گرگ مى گرديد، ولى گوسفندان از محتواى كلمات و جمله ها چيزى نمى فهمند و اگر گاهى عكس العمل هايى نشان مى دهند، بيشتر به خاطر تن صدا و طرز اداى كلمات است. بنابراين وجه شباهت در اين تشبيه ( نفهمى و گنگى شنونده ) است.

 

تقدير در آيه


البتّه مطابق اين تفسير، آيه نياز به تقدير دارد و در اصل چنين است: « مَثَلُ الدّاعِى لِلَّذينَ كَفَرُوا إِلَى الاْ يمانِ»    « مثال كسى كه كافران را به سوى ايمان دعوت مى كند، مثل چوپان دلسوز است ...(2).

در اين صورت جمله (صُمُّ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لاَيَعْقِلُونَ) توصيفى است براى افرادى كه تمام ابزار درک و شناخت را عملاً از دست داده اند، نه اين كه چشم و گوش و زبان ندارند، دارند ولى چون از آن استفاده نمى كنند، گويى ندارند!

 

نظری ديگر در مورد وجه شباهت


شايد بتوان گفت: وجه شباهت ميان كافران و گوسفندان از يك جهت همان تقليدهاى كور كورانه و پيروى هاى بى دليل است زيرا در ميان گوسفندان تقليد و پيروى چشم و گوش بسته امر طبيعى است.
نقولا الحدّادمى گويد:
اگر در گذرگاه تنگى عصايى را به طور افقى نصب كنيم و چند گوسفند را يكى يكى و پشت سر هم از آن راه باريک عبور دهيم، مشاهده مى كنيم كه گوسفند اوّل وقتى به عصا مى رسد براى گذشتن از آن مانع، جهش مى كند و گوسفندان بعد نيز از روى چوب مى پرند و خود را به آن طرف مى رسانند اگر پس از عبور نيمى از گوسفندان، چوب را برداريم، اوّلين گوسفندى كه مانع از سر راهش برداشته شده چون ناظر پريدن گوسفند پيش از خود بوده وقتى به آن نقطه مى رسد، جهش مى كند و گوسفندان بعد نيز يكى پس از ديگرى در آن محل از جا مى جهند. پرش نيمه اول گوسفندان روى ضرورت و براى گذشتن از مانع است ولى نيمه دوّم اين عمل را بر اثر منابهه و محاكات (تقليد) تكرار مى كنند(3)

 


نتيجه گيري


مشبه: كافران.
مشبه به: گوسفند و ديگر حيوانات كه از نهيب هاى چوپان خيرخواه جز سر و صدا چيزى نمى فهمند.
وجه شباهت: نفهمى و گنگى شنونده يا تقليدهاى كور كورانه و پيروى هاى بى دليل است.

 

برگرفته شده از كتاب چهل مثل از قرآن نوشته حسين حقيقت جو
توسط مرضيه كاوند 

 


1. بقره / 171.
2. تفسير نمونه ، ج 1، ص 578.
3. گفتار فلسفى ؛ بزرگسال و جوان ، ج 2، ص 181.

 

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد