تفسیر تربیتی سوره قلم(قسمت هفتم)

create سعادتمند forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 987 خواندن

 

 

 

 

نکات پایانی سوره قلم

 

 

در پایان سوره قلم به چه مباحثی اشاره شده است؟

 

جواب:

الف: سجده

ب: صبر

ج: چشم زخم

 

شرح:

 

الف) سجده

همان‌طور که سوره علق با بحث عبودیت به پایان می رسد در انتهای سوره قلم نیز، بحث سجده بیان شده است که افراد بد اخلاق، هنگام قیامت (یوم یکشف عن ساق...) که این تعبیر نشان از عظمت آن روز است، وقتی دعوت به سجده می‌شوند، توانایی اش را ندارند: «ویدعون الی سجود فلایستطیعون» چرا که دیگر جوهره اش  را ندارند. یک مثال  یک نهال تازه تا وقتی که زنده است با آب و نور رشد می‌کند ولی اگر با غفلت ما و در اثر بی آبی خشک شد؛ اگر آن را در دریا نیز بیفکنیم خشک است و رشدی نخواهد کرد. درقیامت هم درخت عمل، خشکیده است و توانایی ثمردهی را ندارد و چنین فردی دچارخواری خواهد شد: «خاشعه ابصارهم»، «ترهقهم ذله». وی سرمایه وجودش را خشکانده است و  جز برای سوزاندن به کار دیگری نمی آید که قرآن از حجاره و ناس به آتش گیره یا آتش زنه جهنم تعبیر می‌ کند.  بعد می‌فرماید: آن موقع که توانا بودید دعوت به سجده شدید ولی سجده نکردید: «قد کانوا یدعون الی سجود و هم سالمون». و سپس سنت استدراج را بیان می‌ کند: «فذرنی ومن یکذب بهذا الحدیث».

 

ب) صبر

در پایان، بحث صبر را مطرح می‌ کند که به پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) می ‌فرماید: «فاصبر لحِکم ربک ولاتکن کصاحب الحوت» یعنی انتظار نداشته باش که ظالمان و یا کسانی که کفر می‌ ورزند یک مرتبه از بین بروند. مانند صاحب حوت (حضرت یونس- علیه السلام- ) نباش. همان‌طور که یونس (علیه‌السلام) پس از اینکه سال‌ها قومش را دعوت کرد و تنها دو نفر ایمان آوردند، قومش را نفرین و رها کرد و نینوا را ترک کرد که  به آن آزمایش الهی دچارشد و نهنگی وی را بلعید و سپس توبه اش پذیرفته شد که می‌ فرماید: «لولا ان تدارکه نعمه من ربه لنبذ بالعراء و هو مذموم» لطف خداوند شامل حال ایشان شد و چون توبه کرد و استغفار کرد «فاجتباه» خداوند او را برگزید و  دوباره از صالحین قرار داد:«فجعله من الصالحین». بدین ترتیب، در پایان سوره، انسان را از شتاب و عجله نهی می ‌کند. در واقع یکی از صفات پسندیده و جزئی از اخلاق عظیم پیامبر، صبر است و خداوند نیز، مکرر ایشان را  به صبر دعوت می‌ کند؛ چراکه صبر و شکیبایی است که اخلاق عظیم را به حد تمام و کمال خود می ‌رساند.

 

نکته قابل توجه اینکه اگر پس از انحراف برگشتید، درِ خانه خدا به روی شما باز است و می ‎توانید حتی دوباره برگزیده شوید: «فاجتباهُ ربُّه» و  در زمره صالحان قرار گیرید .

 

ج) چشم زخم  در سوره قلم

 

سؤال: آیا بحث چشم زخم در سوره قلم وارد شده است؟

 

جواب: دیدگاه های مختلف درباره چشم زخم دیدگاه های قابل بررسی که در باره چشم زخم- جدای از اینکه قرآن کریم آن را تأیید کرده باشد یا نه- عبارت است از اینکه برخی  به آن بی اعتقاد هستند و آن را خرافه می‌ دانند ولی گروهی دیگر به شکل سنتی به آن اعتقاد دارند  و در دوره های اخیر گروهی آن را، از راه علمی قابل اثبات می‌ دانند و بر این باورند که چشمان افراد، نیروهایی دارد که در شرایطی بر اطراف خود تأثیرگذارند. چشم زخم در قرآن نظر اول در ارتباط با قرآن برخی موضوع پایانی این سوره را به بحث چشم زخم مربوط دانسته اند؛ دلیل خود را  آیه 51 این سوره، معروف به آیه  «وان یکاد»، که با عبارت« لیز لقونک بابصارهم »آمده، می ‌دانند. نظر دوم اما عده ای دیگر با توجه به عقیده برخی مفسران، می‌ گویند که در قرآن کریم آیه‌ای نداریم که بر چشم زخم صراحت داشته باشد و نص صریح آن باشد؛ این گروه بر این باورند که عبارت «لَیُزلقونَکَ  بابصارهم» که از ماده «زلق» به معنای لغزاندن گرفته شده است، کنایه از نگاه کفار به پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) در هنگام قرائت قرآن (کلام زیبا و دلنشین و خوش آهنگ) است که گویی می ‌خواهند آن حضرت را با چشمان درشت شده و گرد شده خود، نابود کنند و نوعی کنایه است و صراحت بر چشم زخم ندارد.

 

 

نقطه اشتراک دو نظر ولی هردو گروه در این باور اشتراک دارند که این آیه بر حیرت کافران از نظم آهنگ و زیبایی قرآن دلالت دارد که پس از شنیدن آیات قرآن، چشمانشان از حیرت وخشم، باز و گرد شده بود و چون به اصطلاح، چشم دیدن آن حضرت را نداشتند،  گویا می ‌خواستند آن حضرت را با چشمان خود نابود کنند. در ادامه، اشاره می‌ کند که کافران پس از شنیدن آیات، مستأصل شدند و پیامبر را به جنون متهم کردند: «ویقولون اِنَّه لمجنون» که خدای تعالی در پاسخ می‌فرماید: قرآن جز یادآوری برای عالمیان نیست: «و ما هو الا ذکر للعالمین».

 

 

 نمونه چنین اتهاماتی در قرآن بسیار بیان شده است؛ برای مثال، کفار ولید ابن مغیره را  برای تجسّس و استماع آیات، نزد پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) فرستادند، وی پس از تفکر و حساب و کتاب بسیار «انه فَکّر و قَدَّر» گفت: این سحری است که از گذشتگان بر پیامبر رسیده است: «سحرٌ یُؤثَر». قرآن در باره تهمت وی می‌ فرماید: پس کشته باد که چگونه تقدیر کرد «فَقُتِلَ کیفَ قَدَّر». افراد دچار استیصال، پیامبر را هم «ساحر» هم «مسحور»، هم «کاهن» هم «مجنون» و هم «شاعر» دانستند. از این رو، قرآن مجید می فرماید که آنها در «امرٍمریجٍ» هستند که این امر، از حیرت و استیصال کفار در برابر اعجاز قرآن حکایت دارد. همان گونه که انسان در حال غرق شدن، به هرچیز چنگ می‌زند تاخود را نجات دهد «الغریق یتشبثَ بکلِّ حشیشٍ»، کافران نیز پس از مشاهده غلبه قرآن بردل‌ها، چنان  سخنانی را به پیامبر نسبت می ‌دادند؛ اما در پاسخ، قرآن بیان می‌فرماید: «و ما هو الا ذکر للعالمین» و این را از همان اوایل نشان داد. لازم به ذکر است، قرآن در همان اوایل سده هفتم میلادی که نازل شد، ذکری برای عالمیان بود وتا جزایر سیسیل واسپانیا و ایتالیا و سپس تمام نقاط دنیا گسترش یافت.  بدین ترتیب در قرآن، نص و صراحت در چشم زخم نداریم اما این آیه محتمل است به این امر اشاره داشته باشد و محتمل هم هست که کنایه از ناراحتی و حیرت کافران و گرد شدن چشم آنها باشد.

 

نکته: با توجه به اینکه بسیاری از آیات قرآن خواصی دارند و از همین جهت است که علم «خواص القرآن» به وجود آمده است، می توان خاصیت آیه 51 سوره قلم را دفع چشم زخم دانست. همچنین، از جمله آیات با خاصیت ویژه، آیه 110سوره کهف است که برای بیدار شدن در ساعت معین به هنگام خواب خوانده می‌شود.

 

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد