تفسیر موضوعی روز دهم ماه رمضان

create forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 1587 خواندن

 

« گزیده ای از مباحث تفسیری استاد حسینی آل مرتضی (المومن) در روزهای ماه مبارک »

 

رمضان ماه ضیافت الله ، ماه عروج به سوی قله های بلند رستگاری، ماه راز و نیاز با حضرت حق، ماه پرواز روح تا اوج ملكوت، ماه شكستن سنگرهای شرك درونی و بازنگری در خرابی های خانه جسم و جان است. 

خسران زده کسی است که ماه مغفرت بر او بگذرد و غفران الهی شامل حالش نشود و حالش تحول نیابد. مگر چقدر فرصت «تجدید دیدار» با «فطرت» باقیست؟ در فرصت باقی، کامروا و پیروز کسی است که با تلاش در جهت افزایش بصیرت و دانایی همت به گشودن گره کوره های جهل کند.

 

در قرآن کریم پنج وظیفه ناظر به قرآن به مسلمانان امر شده است:

 

۱- قرائت

۲- استماع

۳- ترتیل

۴- تلاوت

۵- تدبر در قرآن

 

مهم ترین وظیفه تدبر، در بالاترین کلام یعنی کلام کمال مطلق است. امید است مباحث ارائه شده در این عنوان بتواند آغاز خوبی در مسیر اعتلای انسان و ترویج انسانیت باشد و گام های ما را در راه رسیدن به سعادت استوارتر نماید.

 

با توجه به گستردگی مطالب مذکور، تنها به چند مورد از مباحث ارائه شده اشاره می شود و مشروح کلیه موضوعات ایام ماه مبارک رمضان در بخش آموزش، قسمت تفسیر موضوعی قرآن کریم مورد اشاره قرار می گیرد. 

 

 

موضوعات بررسی شده در جلسه دهم:

 

1-    اصحاب اعراف

2-    وظایف مهم رهبران و مبلغان

3-    سیمای سوره انفال

4-    انفال

5-    صفات مومنان حقیقی

6-    جنگ بدر

7-    امدادهای غیبی جنگ بدر

8-    امر به معروف و نهی از منکر

9-    خمس

 

 

موضوعات منتخب:

 

1-  اصحاب اعراف

2- وظایف مهم رهبران و مبلغان

3- سیمای سوره انفال

4- انفال

 

 

موضوع اول: اصحاب اعراف

 

سؤال: اعراف به چه معناست؟

آیه 46 اعراف: «وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى ٱلْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ»    « و ميان آن دو ‏‏[‏‏گروه‏‏]‏‏ ، حايلى است، و بر اعراف، مردانى هستند كه هر يك ‏‏[ ‏‏از آن دودسته‏‏]‏‏ را از سيمای شان مى شناسند، و بهشتيان را كه هنوز وارد آن نشده و‏‏ [‏‏‏‏‏لى بدان‏‏]‏‏ ‏‏‏‏اميد دارند- آواز مى دهند كه: سلام بر شما».

 

جواب: واژه «اعراف» جمع «عرف»  به معنای مکان بلنداست.(1) اعراف به معنی مکان بلندی است که وقتی کسی روی آن قرار بگیرد، بر همه جا اشراف دارد و افرادی که پایین هستند را می بیند. (عرب به تاج خروس، عرف می گوید، زیرا بلندترین نقطه بدن خروس است).

 

سؤال: اصحاب اعراف چه کسانی هستند؟

 

جواب: در روایات و تفاسیر، نظرات مختلفی درباره اهل اعراف به چشم می خورد:

 

1- برخی آنان را اولیای خدا دانسته‌اند که بر بلندیی میان بهشت و جهنم قرار می گیرند و از سیمای   مردم، همه آنها را می شناسند؛ به بهشتیان تبریک می گویند و از سرنوشت دوزخیان نگرانند.

 

2- اما برخی نیز، آنان را افرادی  ضعیف الایمان می دانند که گناهان و عباداتی دارند و منتظر لطف خدا هستند.(«خَلَطُوا عَمَلًاً صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا»)(2)

 

3- همچنین،برخی معتقدند که محور اصلی اعراف، اولیای خدایند و افراد ضعیف، در حاشیه قرار دارند. نیکو کاران به بهشت می روند و مجرمان به دوزخ؛ افراد متوسط و ضعیف در اعراف، گرفتارند و منتظر سرنوشت می مانند؛ ولی اولیای خدا که بر اعراف قرار دارند به کمک آنان برخاسته و آنها را شفاعت می کنند.(3)

 

توجه به این نکته ضروری است که افراد متوسطی که در اعراف قرار دارند، اهل عبادت، انفاق، زیارت و دعا هستند؛ ولی گاهی زبان خود را کنترل نمی کنند، پس باید منتظر شفاعت معصومان  یا اولیای خداوند باشند.

 

 

موضوع دوم: وظایف مهم رهبران و مبلغان

 

سؤال: عفو به چه معناست؟

آیه 199 اعراف: «خُذْ ٱلْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ»    «گذشت پيشه كن، و به ‏‏[كار] پسنديده فرمان ده، و از نادانان رخ برتاب».

 

جواب: معانی عفو عبارتند از:

 

1-  حد وسط و میانه: میانه روی در کارها، اهمیت به سزایی دارد، از جمله زیاد نزدیک نشدن بیش از اندازه به مردم و نیز دور نشدن بیش از حد از ایشان.

 

2-  قبول عذر خطاکاران و بخشش آنها: در معاشرات و مراودات اجتماعی، احتمال اشتباه از جانب دیگران بسیار است؛ زیرا انسان، ممکن الخطاست، ولی صفت عفو بسیار کریمانه است البته عفو در مسائل شخصی مدّ نظر است نه در حق الناس و بیت المال.

 

3- آسان گرفتن کارها: آسان گیری  کارها بر مردم، سبب سرعت در حسابرسی می شود:(4) («فَسَوْفَ یُحَاسَبُ حِسَابَاً یَسِیراً»)

 

سؤال: در مراودات اجتماعی به چه کسی نباید آسان گرفت؟

 

جواب: در برابر کسانی که می خواهند خدمتگزار و مبلغ دین باشند باید سخت گیری کرد، چرا که، ایشان الگوی مردم هستند و سخت گیری، سبب رشد و تکامل آنهاست. همچنین انسان باید نسبت به نفس خویش بسیار سخت گیر و دقیق باشد تا به این وسیله، نفسش را تربیت کند.

 

سؤال: با توجه به عبارت «وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ » معنای عرف چیست؟

 

جواب: منظور از عرف آن کارهای رایج و متداول بین مردم است که همه آن کارها را به عنوان یک سنت انجام می‌دهند.

مثلاً، مردم، پس از بازگشت از سفر حج، بعداز فرزند دارشدن و هنگام  ازدواج، ولیمه می‌دهند و پذیرایی شایانی از مهمانان می‌کنند، همچنین هر کس، بر اساس شأن خودش به دخترش جهیزیه می‌دهد، این کارها، عرف جامعه هستنند و تا زمانی که مغایرتی با قرآن و سنت معصومان نداشته باشد پذیرفته شده هستند.

 

سؤال: اعراض از جاهلان به چه معنا است؟

 

جواب: خدای تعالی در آیه 72 ، سوره فرقان می‌فرماید: «وَ إذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ و مَرُّوا کِرَاماً»    « و هنگامی‌که [انسان باتقوا] با گفتارهای ناخوشایند و رفتارهای بی‌فایده برخورد می کنند، بزرگوارانه از آن می گذرند»، خداوند، در این آیه به مبلغان دین و کسانی که برای هدایت مردم تلاش می‌کنند گوشزد می‌کند که اگر جاهلان به ایشان استهزاء یا توهین کردند از آنها روی گردانند و با آنها درگیر نشوند.

 

سؤال: منظور از جاهلان چه کسانی است؟

 

جواب: انسانی جاهل است که وقتش به بطالت می‌گذرد، سخنان بیهوده می‌گوید، بسیار می‌خندد در صورتی که خداوند متعال درآیه 82، سوره توبه می‌فرماید: «فَلْیَضْحَکُوا قَلِیلاً»، همیشه در مهمانی، سفر و گردش است و سفرهایش، به منظور خوشگذرانی و تفریح است نه عبرت‌گیری.

 

 

موضوع سوم: سوره انفال

 

سؤال: وجه تسمیه سوره انفال چیست؟

 

جواب: به دلیل آمدن واژه «انفال» در آیه اول و نیز به دلیل بیان احکام انفال و ثروت عمومی، این سوره، به نام انفال، نامیده شده است.(5)

 

سؤال: نام دیگر این سوره چیست؟ چرا؟

 

جواب: نام دیگر این سوره «بدر» است؛ زیرا بیشتر آیاتش، درباره جنگ بدر است که اولین نبرد مسلمانان با مشرکان بود و در این جنگ، مسلمانان از امدادهای الهی و نصرت خداوند، برخوردار شدند.(6)

 

سؤال: اتفاقات مهمِ دوران پس از هجرت، چیست و آن رویدادها، در چه تاریخی واقع شد؟

 

جواب: یکی از رویدهای مهم دوران پس از هجرت جنگ بدر بود که در سال دوم هجرت، واقع شد در این جنگ، تعداد سپاهیان پیامبر –صلی الله علی و آله- 313 نفر بود و مسلمانان از لحاظ امکانات و وسایل جنگی، در شرایط بسیار سختی بودند. این جنگ در منطقه چاه‌های بدر، با مشرکان مکه به وقوع پیوست و مسلمانان با امدادهای غیبی، پیروز شدند، درباره این جنگ در سوره انفال، بسیار صحبت شده است.

 

سال سوم هجرت، جنگ احد بر پا شد؛ در این جنگ به دلیل غروری که بعد از پیروزی در جنگ بدر، گریبان‌گیر مسلمانان شد، و همچنین به سبب بی‌توجهی نگهبانان تنگه که بر خلاف تأکید پیامبر - صلی الله علیه و آله- و فرمانده‌شان، تنگه را ترک کردند مسلمانان، شکست خوردند. در سوره آل عمران، از این جنگ سخن به میان آمده است.

 

سال پنجم هجرت، جنگ خندق (احزاب) به وقوع پیوست، این جنگ، تنها جنگی بود که مسلمانان، در شهر مدینه ماندند و دور شهر را به شیوه ایرانیان، خندق، حفر کردند و از داخل شهر دفاع کردند. در این جنگ نیز، مسلمانان، پیروز شدند. در سوره احزاب داستان این جنگ ذکر شده است.

 

سال ششم هجرت، «صلح حدیبیه» رخ داد؛ این صلح، مقدمه موفقیت‌ها و پیروزی‌های چشم‌گیری برای مسلمانان بود و سبب رشد اقتصادی و اجتماعی مسلمانان، بدون جنگ و خون‌ریزی شد. مسلمانان در همان سال از به جا آوردن عمل حج ممنوع شدند؛ ولی براساس این قرار داد، اجازه داده شدند، از سال بعد، در ایام حج، بدون حمل سلاح، اعمال حج را به جا آورند. در سوره فتح، ماجرای صلح حدیبیه بیان شده است.

 

سال هفتم هجرت، «جنگ خیبر» به راه افتاد؛ در این جنگ، مسلمانان با یهودیان قلعه خیبر جنگیدند و در پایان، با شجاعت حضرت علی –علیه السلام- به پیروزی رسیدند. در سوره فتح به این جنگ اشاره شده است.

 

سال هشتم هجرت، دو حادثه مهم اتفاق افتاد در ابتدای سال، فتح مکه رخ داد. از آنجا که مسلمانان با سپاهی منظم و فراوان به سمت مکه حرکت کردند، کفار مکه از زیادی افراد و نظم سپاه شگفت‌زده شدند و دریافتند که توان مقابله با پیامبر را ندارند و در مقابل مسلمانان ایستادگی نکردند و مکه، بدون جنگ و خونریزی فتح شد. در سوره فتح به این ماجرا اشاره شده است.

در اواخر سال هشتم هجرت، جنگ حنین اتفاق افتاد. سپاه مسلمانان از 12 هزار نفر تشکیل شده‌بود: 10 هزار نفر از سپاه پیامبر و دو هزار نفر تازه مسلمان شده اهل مکه بودند که به طرف منطقه حنین رفتند تا با قبایل «هوازنِ» اطراف مکه بجنگند.

 

به دو دلیل مسلمانان، در این جنگ شکست خوردند:

 

1- غرور ناشی از کثرت سپاه و امکانات جنگی

2- نفاق برخی از اهل مکه.

جریان این جنگ در سوره توبه آمده است.

 

سال نهم هجرت، «جنگ تبوک»، رخ داد؛ این جنگ، تنها جنگی بود که حضرت علی –علیه السلام- در آن شرکت نداشت. ایشان به دستور پیامبر – صلی الله علیه و آله- در مدینه ماندند. در این زمان منافقان بسیار زیادی در مدینه بودند و تنها کسی که می‌توانست در برابر توطئه‌های منافقان مقاومت کند، حضرت علی –علیه السلام- بود. داستان این جنگ نیز، در سوره توبه بیان شده است.

 

در سال دهم هجرت، حادثه «غدیر خم» روی داد؛ پیامبر –صلی الله علیه و آله- در هنگام باز گشت از «حجة‌الوداع»، در منطقه «غدیر» به تمام افراد که جمعیت انبوهی بودند وآمده‌بودند تا در آخرین حج پیامبر - صلی الله علیه و آله- همراه ایشان باشند؛ اعلام کردند که بعد از من حضرت علی –علیه السلام- وصی و جانشین من و مولا و رهبر شماست. جریان غدیر خم در سوره مائده بیان شده است.

 

سؤال: محتوای سوره انفال چیست؟

 

جواب: در این سوره، ویژگی‌های سپاه حق و باطل بیان شده‌ است و درس‌هایی از تاریخ پیامبر اسلام و چگونگی رفتار آن حضرت با مسلمانان و مسائلی چون انفال، بیت المال، احکام جهاد، غنائم، اسیران و خمس و چگونگی تقسیم آن، ماجرای هجرت و لیلة المبیت، صفات مؤمنان واقعی، جلوگیری از اختلاف و تفرقه و ... بیان شده است.

 

 

موضوع چهارم: انفال

 

سؤال: کلمه «یسئلونک» چند بار در قرآن بیان شده است و نشانه چیست؟

آیه 1 سوره انفال: «يَسْئَلُونَكَ عَنِ ٱلْأَنْفَالِ قُلِ ٱلْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُواْ اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنتُمْ مُؤْمِنِينَ»     «‏[‏اى پيامبر،‏]‏ از تو در باره غنايم جنگى می‌پرسند. بگو: «غنايم جنگى اختصاص به خدا و فرستاده ‏[‏او‏]‏ دارد. پس از خدا پروا داريد و با يكديگر سازش نماييد، و اگر ايمان داريد از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد».

 

جواب: این کلمه 15 بار در قرآن آمده است: «یسئلونک عن الیتامی، عن الروح، عن الساعة و ...».

تکرار این کلمه، نشاندهنده جامع‌ بودن دین اسلام است؛ زیرا مردم در هر زمینه‌ای، از جمله مسائل اعتقادی، اجتماعی، اخلاقی، سیاسی و ... از پیامبر سؤال می‌کردند و پیامبر از راه وحی به این سؤالات پاسخ می‌دهد. بنابراین، دین در همه شئون زندگی نقش دارد. دین از اخلاق، اجتماع و سیاست جدا نیست؛ زیرا دین اسلام، مانند مسیحیت نیست که فقط محدود به کلیسا باشد و به زمان‌ها و روزهای خاصی خلاصه شود.

 

سؤال: کلمه انفال به چه معناست؟

 

جواب: انفال جمع «نفل» به معنی زیاده و عطیه است. چنان که به نمازهای نافله که زیادتر از نمازهای واجب هستند نافله گفته می‌شود. عطای فرزند به حضرت ابراهیم «نافله» به حساب آمده است.(7) («وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً»)(8)

 

سؤال: منظور از «انفال» چیست؟

 

جواب: در روایات و کتب فقهی، منابع طبیعی و ثروت‌های عمومی، غنائم جنگی، اموال بی‌صاحب، مثل زمینی که صاحبش آن را رها کرده است، اموال مردگان بی‌وارث، جنگل‌ها، دره‌ها، نیزارها، زمین‌های موات و معادن . ... از انفال شمرده شده‌اند.(9)

 

سؤال: چرا خدای‌تعالی اختیار انفال را به پیامبر –صلی الله علیه وآله- و جانشینان ایشان اختصاص داده است؟

 

جواب: از آنجا که دین اسلام، دینی جامع و کامل است؛ پس، هدف از تعیین انفال باید مشخص باشد. انفال پشتوانه اقتصادی اسلام است. پیامبر - صلی الله علیه وآله- نیز، فدک را به منزله پشتوانه اقتصادی قوی برای اسلام به حضرت فاطمه زهرا –سلام الله علیها- بخشید تا ثروت آن در راه تبلیغ و حفظ دین مصرف شود، دولت اسلامی برای پیشبرد مقاصد خود نیاز به پشتوانه اقتصادی دارد، یکی از فلسفه‌های تشریع خمس نیز همین امر می‌باشد.

دین مبین اسلام هم به واسطه زحمات و مدیریت پیامبر - صلی الله علیه وآله- و شجاعت‌های امام علی –علیه السلام- و حمایت‌های اقتصادی حضرت خدیجه –سلام الله علیها- به رشد و شکوفایی رسید.

 

 

تنظیم کننده: خانم زین العابدینی

 

«موسسه فرهنگی قرآن و عترت نورالیقین»

 


1. تفسیر نور، ذیل آیه 46 اعراف.

 

2. توبه، آیه 102.

3. تفسیر نور، ذیل آیه 46 اعراف.

4. تفسیر نور، ذیل آیه 199 اعراف. 

5. تفسیر نور، سیمای سوره انفال.

6. همان.

7. تفسیر نور، ذیل آیه 1 انفال.

8. انبیاء، آیه 72. 

9. تفسیر نور، ذیل آیه 1 انفال.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد