چرا قرآن نیاز به تفسیر دارد

create forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 5115 خواندن

 

سؤال اول

 

چرا قرآن نیاز به تفسیر دارد؟ از تفسیر برای رفع ابهام استفاده می شود، اگر کتاب خدا نور است؛ نباید در آن ابهامی باشد تا نیازمند به تبیین و تفسیر باشد. قرآن در آیات مختلف، خود را به عنوان کتاب مبین، روشن و روشنگر معرفی کرده است، پس چه نیازی به تفسیر است؟


باید گفت، اینکه قرآن خود را روشنایی و کتابی روشنگر(1) بیان می کند با اینکه بگوییم قرآن نیاز به تفسیر و تبیین دارد، منافاتی وجود ندارد؛ مراد از "کتاب مبین"، این است که این کتاب از "زبان عربی مبین" استفاده کرده است. یعنی زبان عربی که قرآن به کار برده، زبان عربی مبین است. این زبان برای همه کسانی که عرب باشند قابل فهم است، در برابرِﹺ زبانی که غیر مبین است و برای بسیاری فهمیدنی نیست. زبان عربی که قرآن از آن بهره گرفته است زبان فصیح است؛ زبانی است که در آن از واژه ها و اصطلاحات کمیاب، غریب و یا مُغلَق استفاده نشده است. این زبان در مقابل زبانی است که برخی قبیله ها و لهجه ها استفاده می کردند که فهم آن برای بسیاری از کسانی که اهل آن قبیله ها و لهجه ها نبودند سخت بود. در هر زبانی، چه عربی، چه غیر عربی، دو نوع گویش داریم؛ یکی فصیح و دیگری غیر فصیح. زبان فصیح زبانی است که همه اهل آن زبان، می فهمند و زبان غیر فصیح، زبانی است که تنها عده ای از اهل زبان می فهمند.

 

به طور مثال، زبانی که رسانه های بزرگ از آن استفاده می کنند زبان فصیح است. برای مثال، زبانی که رادیو و تلویزیون ایران از آن استفاده می کنند زبان فصیح و روشن فارسی است که همه مردم ایران می فهمند. در مقابل، در نقاط مختلف ایران، لهجه های گوناگون از همین زبان وجود دارد که فهم آن برای بسیاری از مردمی که متعلق به آن لهجه ها نیستند مشکل است. مکه مکرمه، محل بعثت پیامبر و نزول قرآن، مکانی است که هم از لحاظ مذهبی و هم از لحاظ تجاری، محلی برای رفت و آمد قبیله ها و ملت های  گوناگون بوده است. از این رو، زبانی که در این منطقه شکل و رشد کرده است از اغلاق و پیچیدگی پیراسته شده است. این وضعیت در دیگر زبان ها نیز چنین است. منطقه هایی که پایتخت و مرکز جامعه است، زبانشان از بسیاری از پیچیدگی هایی که دیگر منطقه ها دارند خالی است و گفتن و شنیدن واژه های به کار رفته در آنها برای همه اهل آن زبان آسان است.

 

بنابراین، هنگامی که قرآن می گوید به زبان عربی مبین سخن گفته است، یعنی به زبان لهجه های خاص عربی که گاهی کلمات پیچیده و کمیاب و غریب در آنها می باشد سخن نگفته است، نه اینکه این کتاب هیچ نیازی به هیچ نوع بیان و تبیین نداشته باشد.

 


نخستین مفسر قرآن


نخستین مفسرقرآن، خود قرآن کریم می فرماید:


« بِالبَیّناتِ وَ الزُّبُرِ* وَاَنزَلنا اِلَیکَ الذِّکرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ اِلَیهِم وَلَعَلَّهُم یَتَفَکَّرون»     « و این قرآن را به سوی تو فرود آوردیم، تا برای مردم آنچه را به سوی ایشان نازل شده است توضیح دهی، و امید است که آنان بیندیشند». (2)

 

بنابراین می توان گفت که طبق بیان قرآن، نخستین بیانگر و مفسّر قرآن، پیامبر گرامی اسلام هستند که توضیح و تبیین قرآن از مأموریت و رسالت های ایشان است. علاوه بر این، با توجه به اینکه زمان زیادی از هنگام نزول قرآن گذشته است و زبان عربی و واژه های آن دچار تطور(3) و تحول معنایی شده اند و نیز به جهت دور بودن ما از زبان اصیل عربی که قرآن استفاده کرده است، بر برخی واژه ها و مفاهیم قرآنی غبار غربت نشسته است. وظیفه مفسّر آن است که این غبارهای غربت را به کناری زند و از میان معانی مختلفی که واژه ها در طول زمان پیدا کرده اند به معنایی که در زمان نزول قصد شده است، راه یابد و آن را بیان کند. گذشته از این، نیاز قرآن به تبیین و تفسیر برای کسانی که عرب زبان نیستند امری بدیهی است. زبان قرآن هر چقدر هم که روشن باشد برای فردی که عرب زبان نمی باشد فهمیدنی نیست.

 

 

سلسله مباحث تفسیر تربیتی همگام با وحی از محضر استاد دکتر محمدکاظم شاکر

تهیه و تنظیم: زهرا سلامی و زهرا سامی

 


1. قرآن کریم اوصافی که برای خودش ذکر کرده است(بیان:آل عمران/138 *   تبیان: نحل/89 *     کتاب مبین: مائده/15 *   به زبان عربی آشکار: نحل/103و برای پندگیری آسان: قمر/۱۷) است. هر اندیشمندی که اندک آشنایی با قرآن و معارف والای آن داشته باشد، به خوبی درمی یابد که معارف قرآن دارای مراتب مختلفی است و دلالت آیات کریمه بر آن معارف یکسان نیست. فهمیدن بخش عمده ای از معارف والای قرآن فراتر از فهم توده مردم است.و حتی برای افرادی که آشنا به زبان عرب هستند بدون تفسیر میسر نیست. از سوی دیگر، دسته ای از معارف قرآن با تفسیر مفسران نیز دریافتنی نیست و فهم آن ویژه راسخان در علم، چهارده معصوم علیهم السلام، است. معارف قرآن از لحاظ سهولت و صعوبت فهم آن از عبارات آیات، دارای سه مرتبه است: یک مرتبه بی نیاز از تفسیر، یک مرتبه از آن راسخان در علم است ولی در مرتبه ی دیگر نیازمند تفسیر هستیم.

2. نحل /آیه 44

3. گونه‌گون و دیگرگون شدن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد