بخشنده تر از آفتاب

create forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 1495 خواندن

 

 

ام المؤمنین ،حضرت خدیجه(س) پانزده سال قبل از عام الفیل در خانواده ای شریف و اصیل بدنیا آمد. پدر آن بانوی بزرگ خویلدبن اسد و مادرشان فاطمه دختر زائده می باشد. خدیجه (س) در ماه رمضان سال دهم نبوت در سن 65 سالگی به دیدار حق شتافت و پیکر پاکش در منطقه حجون مکه در قبرستان ابوطالب به خاک سپرده شد.

نخستین شوهر ایشان عتیق بن عائد از قبیله مخزوم و دومین آنان ابوهاله می باشد. خدیجه (س) از او صاحب پسری به نام هند شد که افتخار اسلام را دریافت و در سلک اصحاب رسول الله قرار گرفت.(1)

 

البته گروهی از مورخین نیز براین باورند که ایشان قبل از رسول خدا ازدواج دیگری نداشته اند و عده ای معتقدند که نسبت دادن این دو همسر به خدیجه (س) ،تنها به خاطر بالا بردن مقام عایشه بوده تا این باور را در همگان ایجاد کنند که وی تنها همسر باکره پیامبر(ص) می باشد.

خدیجه (س) زنی ثروتمند از خانواده ای اصیل بود که کمالات و سجایای اخلاقی وی خود گواه بر شرافت و بزرگی خاندانش داشت.او با وجود خواستگاران فراوان از اشراف و بزرگان، ازدواج ننمود و به تجارت مخصوصا ابریشم می پرداخت.

 

 

- سبب ازدواج پیامبر(ص) با خدیجه(س):

 

«وقتی پیامبر(ص) به سن جوانی رسید، ابوطالب گفت: ای محمد! من می خواهم برای تو زن بگیرم ولی ثروتی ندارم تا کمکت کنم. خدیجه فامیل ماست و هر سال عده ای با مال او تجارت می کنند و یک بار شتر مزد می گیرند. آیا می خواهی تو نیز با مال او تجارت کنی؟

حضرت فرمود: بلی.

خدیجه از این گفته ابوطالب استقبال کرد و به غلامش میسره گفت: تو و همه این مال در اختیار محمد(ص) هستید.

چون میسره از سفر برگشت به خدیجه گفت: وقتی از کنار درختی یا سنگی عبور می کردیم، می گفتند: (السلام علیک یا رسول الله!) و بحیرای راهب، وقتی دید ابری بالای سر ما در حرکت است آمد و به ما خدمت کرد. و در این سفر سود زیادی بردند.

وقتی برمی گشتند میسره به پیامبر گفت: بهتر است تو پیش از ما بروی و به خدیجه مژده بدهی که سود زیادی برده ایم.

هنگامی که پیامبر جلوتر آمد، خدیجه با عده ای از زنان در ایوان خانه خود نشسته بود، سواره ای را دید که از دور می آمد و ابری بالای سر او در حرکت است و دو فرشته از طرف راست و چپ او می آیند و در دست هریک، شمشیری برهنه است و در هوا با او می آیند.

خدیجه گفت: این سواره، مقام بزرگی دارد، ای کاش به خانه من بیاید! وقتی رسید، دیدند محمد(ص) است که به خانه خدیجه می آید.

 

خدیجه پابرهنه دم در دوید. درحالی که هروقت از جایی به جایی می رفت، کنیزان پشت سر او می آمدند. وقتی به محمد(ص) نزدیک شد گفت: ای محمد! برو عمویت را در اینجا حاضر کن. و به عموی خودش نیز سفارش داد که اگر برای محمد(ص) از من خواستگاری کردند، قبول کن.

 

وقتی که ابوطالب آمد، خدیجه گفت: به سوی عموی من بروید و از من خواستگاری کنید.پیش از این به او خبر داده ام. پس به حضور عموی خدیجه رفتند و از دختر برادرش خواستگاری کردند. و ابوطالب خطبه معروفش را خواند و عقد نکاح را جاری ساخت. و چون پس از عقد، حضرت محمد(ص) برخاست تا با ابوطالب برود، خدیجه گفت: به خانه خود برو، خانه من خانه توست و من کنیز تو هستم!».(2)

 

 

- خطبه ابوطالب:

 

سپاس خدای را که ما را از بذر ابراهیم و ذریّه اسماعیل قرار داد، و برای ما خانه ای نهاد که مردمان گرد او طواف کنند، و نیز حرم امنی که از اطراف حهان نعمتها بسوی آن آورند، و ما را در دیار خود بر مردم فرمانروا قرار داد، آنگاه گفت: این برادرزاده من محمدبن عبدالله بن عبدالمطلب با هیچ یک از مردان قریش سنجیده نشود جز آنکه برتری یابد، و با هیچ کس از آنان قیاس نگردد جز آنکه بزرگتر آید اگر چه از مال دستش تهی است (لکن این نقص نیست) زیرا که مال نصیبی ناپایدار و سایه ای زودگذر است، و اکنون او را بهمسری با خدیجه رغبتی است و خدیجه را بازدواج با او شوقی، و آنچه از مهریه و صداق باشد برعهده من خواهد بود چه نقدینه و چه برذمه، و او دارای موقعیت حساسی است شخصیت و مرتبه ای رفیع دارد، و دارای زبانی است نرم و کاربر.(3)

 

 

- تفسیر یک آیه:

 

ابن عباس در تفسیر آیه8 سوره الضحی ( وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى )می گوید:

خداوند پیامبر(ص) را بخاطر آنکه ایشان دارایی نداشت، نزد قومش فقیر یافت پس وی را توسط اموال خدیجه (س) توانگر نمود و احسانش را زیاد و دعای او را مستجاب کرد تابدانجا که اگر دعا می کرد سنگ مبدل به طلا می شد و چون آب و غذایی نبود، خداوند به ایشان آب و غذا می رساند و چون پناهی نداشت، توسط فرشتگان پناهش می داد و اینگونه بر دشمنان ظفر یافت.(4)

 

 

- فرزندان پیامبر(ص):

 

پیامبر (ص) از خدیجه (س) صاحب شش فرزند شد. قاسم و طاهر- که همان عبدالله است- و ام کلثوم و رقیه و زینب و فاطمه(س).

علی بن ابیطالب (ع) با فاطمه (س) و ابوالعاص بن ربیع که از بنی امیه بود با زینب و عثمان بن عفان با ام کلثوم ازدواج کرد اما او قبل از همبستری با عثمان از دنیا رفت و زمانیکه مسلمانان به بدر رفتند، پیامبر(ص) دخترش رقیه را به ازدواج عثمان درآورد.(5)

 

پسران پیامبر در کودکی از دنیا رفتند و ایشان از دیگر همسرانشان به جز ماریه قبطیه که ابراهیم را بدنیا آورد و او نیز در کودکی فوت نمود، صاحب فرزند دیگری نشدند.

 

 

- ذوالنورین لقبی بس عجیب:

 

یکی از کارهای عجیب دادن لقب ذوالنورین به عثمان بن عفان می باشد و دلیل نامیدن این لقب ازدواج او با ام کلثوم و سپس رقیه است. اما باید متذکر شد که در مورد آن دو همسر عثمان چند قول بیان شده:

 

«1- اینکه ربیبه های آن حضرت بودند و دختران دیگر شوهرهای خدیجه(س).

  2- خواهرزاده های خدیجه (س) بودند و نام پدرشان هاله بود و اینکه مادرشان فوت کرده و خدیجه (س) آنان را پرورده بود.

  3- اینکه دختران پیامبر(ص) بودند اما همپایه فاطمه (س) نبودند».

حال عجب است که عثمان را برای همسری با آندو با آنکه در روایتی آمده یکی از آنها را کشته، ذوالنورین نامیدند.(6)

 

 

- سرّ از دنیا رفتن پسران پیامبر(ص):

 

چون از محضر امام حسین(ع) پرسیده شد که سرّ اینکه برای رسول خدا(ص) فرزند پسر باقی نماند چه بود، ایشان فرمود:

 

«چون خداوند عزوجل حضرت محمد (ص) را پیامبر آفرید و علی (ع) را وصی آن حضرت قرار داد حال اگر رسول خدا صاحب پسر می شدند آن پسر از امیرالمومنین (ع) به رسول خدا سزاوارتر می شد در نتیجه او را باید وصی پیامبر می گردانید و بدین ترتیب وصایت حضرت امیرالمؤمنین (ع) ثابت نمی گشت».(7)

 

 

- نطفه ای بهشتی در رحمی پاک:

 

چون رسول خدا (ص) به معراج رفت، وقتی به آسمان ششم رسید نداء آمد:

یا محمد خوب پدری است پدرت ابراهیم و خوب برادری است ، برادرت علی.

 

وقتی به مقام حجب رسیدند جبرئیل دست ایشان را گرفت و به بهشت داخل نمود در این اثناء به درختی از نور برخورد که در اصل و ریشه آن دو فرشته بود که حلل و زیورها به خود پیچیده بودند. پس سوال کرد که این درخت از آن کیست؟ جبرئیل گفت: علی بن ابیطالب و این دو فرشته تا روز قیامت حلل و زیورها را به خود پیچیده اند . چون جلوتر رفت به درخت خرمایی رسید که میوه اش نرمتر از کف و خوشبوتر از مشک و شیرین تر از عسل بود .

پیامبر(ص) فرموده اند: یک خرما چیدم و خوردم که آن مبدل به نطفه ای در صلب من شد وقتی به زمین فرود آمدم با خدیجه خاتون مواقعه نمودم، او به فاطمه حامل شد پس فاطمه حوراء انسیه است( فرشته ای به شکل انسان) و هر گاه من مشتاق بهشت شوم بوی فاطمه (س) را استشمام می کنم.(8)

 

 

- چهل روز دوری:

 

رسول خدا(ص) دستور یافت تا چهل روز از خدیجه(س) دوری گزیند. ایشان روزها را روزه و شب ها را به بیداری و عبادت خداوند متعال گذرانید و چون چهل روز به اتمام رسید با طعامی بهشتی که خوشه ای خرما و خوشه ای انگور بود، افطار نمود. پس جبرئیل گفت: اکنون به منزل خدیجه برو و با وی همبستر شو که خداوند اراده کرده از صلب تو در این شب ذریه ای طیبه متولد نماید.(9)

 

 

- قابله هایی از بهشت:

 

چون خدیجه (س) با رسول خدا (ص) ازدواج کرد، زنان مکه از او دوری می کردند. همین که به فاطمه (س) باردار شد، کودک در شکم با مادر صحبت می کرد و او را به صبر فرا می خواند.

 

زمان زایمان فرارسید. هیچ یک از زنان قریش و بنی هاشم نپذیرفتند تا قابلگی ایشان را برعهده گیرند. درهمان حال چهار زن گندمگون بلند قامت که شبیه زنان بنی هاشم بودند، نزد مادر آمدند. خدیجه(س) نخست ترسید اما یکی از آنان لب به سخن گشود که : ای خدیجه! اندوهگین مباش ما فرستادگان پروردگار تو و خواهران تو هستیم. آری ساره، آسیه، مریم و کلثوم خواهر موسی بن عمران که درود خدا بر ایشان باد، مادر را یاری نمودند و فاطمه (س) پاک و پاکیزه متولد شد.(10)

 

 

- وصیت به اسماء بنت عمیس:

 

وقتی زمان رحلت آن بانوی بزرگوار رسید، می گریست. اسماء گفت: آیا می گریی در حالیکه خانم زنان عالم و همسر پیامبر(ص) هستی که با زبان خود تو را به بهشت مژده داده است؟

 

خدیجه(س) گفت: از این نمی گریم،فاطمه نوجوان است می ترسم در شب زفاف کسی نباشد تا سرّش را به او گفته و امورش را برعهده گیرد. اسماء گفت: خانم! نزد تو با خدا پیمان می بندم که اگر تا آن زمان زنده ماندم جای تو را در ادای این مهم پرکنم.(11)

 

 

- بخشنده تر از آفتاب:

 

خدیجه(س) در طول زندگی با رسول خدا، خدمات فراوانی در گسترش اسلام نمود. آن بانوی گرامی همواره یار و پشتیبان پیامبر(ص) بود و تمام اموالش را در این راه صرف نمود تا آنجا که آخرین بخش از ثروت فراوان ایشان در هجرت مسلمانان به مصرف رسید.

 

پس از ماجرای خورده شدن عهدنامه توسط موریانه ، محاصره در شعب ابیطالب پایان یافت اما فقر و گرسنگی، مسلمانان را بسیار ضعیف و رنجور کرده بود وسرانجام همسر فداکار رسول خدا(ص) که نه تنها مال که سراسر وجود مبارکش را در راه پیشرفت اهداف پیامبر خدا(ص) صرف نموده بود،در اثر بیماری در بستر افتاد.

 

 

- عام الحزن:

 

خدیجه(س) 3 سال قبل از هجرت در ماه رمضان وفات کرد، هنگامی که جان می داد رسول خدا براو وارد شد و گفت:

بالکره منی ما أری و لعل الله ان یجعل فی الکره خیرا کثیرا، اذا لقیت ضراتک فی الجنة یا خدیجه فاقرئیهن السلام.

مرا آنچه می بینم ناگوار است، و شاید خدا درناگوار خیری بسیار قرار دهد، پس هرگاه در بهشت هووهای خود را دیدار کردی، آنان را سلام برسان.

گفت: ای رسول خدا آنان کیستند؟ گفت:

ان الله زوجنیک فی الجنة و زوجنی مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم و کلثوم اخت موسی.

همانا خدای تو را و نیز مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم و کلثوم خواهر موسی را در بهشت همسران من قرار داده است.(12)

 

در آن سال رسول خدا(ص) دو تن از بهترین یاورانش یعنی همسر فداکاری چون خدیجه(س) و عموی بزرگوارشان ابوطالب را که وجود مبارکش سدی بود در برابر آزار و اذیتهای مشرکین، از دست داد. ایشان آن سال را بخاطر این دو ضایعه عظیم، عام الحزن نامید.

 

رسول خدا(ص)، خدیجه (س) را بسیار دوست و گرامی میداشت تا آنجا که در زمان حیات آن بانو، زن دیگری را به همسری خویش در نیاورد. ایشان پس از وفات همسر عزیزشان بسیار از او یاد می نمود و یادش را گرامی می داشت و وی را از بزرگترین حامیانش برمی شمرد.

 

 

- جایگاه ایشان در بهشت:

 

«امام صادق (ع) فرمود: وقتی که خدیجه (س) وفات کرد، حضرت فاطمه (س) خودش را به پیامبر می چسباند و پیرامون او می چرخید و می گفت:

بابا! مادرم کجاست؟ و پیامبر نیز پاسخی نمی داد. ولی پیوسته فاطمه(س) می گفت: بابا! مادرم کجاست؟ و پیامبر(ص) نمی دانست در پاسخ او چه بگوید.

ناگهان جبرئیل فرود آمد و گفت: خدایت دستور می دهد که به فاطمه سلام برسانی و بگویی که مادرت در قصبه ای است که اطاقهایش از طلا و ستونش از یاقوت سرخ می باشد. و در کنار آسیه همسر فرعون و مریم دختر عمران قرار دارد.

حضرت فاطمه (س) نیز در پاسخ گفت: (ان الله هو السلام و منه السلام و الیه السلام) ».(13)

 

 

- حسادت عایشه:

 

«عایشه می گوید:

هروقت پیامبر خدا بیاد خدیجه می افتاد ملول و محزون می شد و برایش طلب مغفرت می کرد، یک روز من رشکم آمد گفتم یا رسول الله خداوند عوض آن پیرزن ، زن جوانی زیبا به تو داد که ناگهان پیامبر برآشفت و به غضب آمد دست به دست می زد و فرمود:

 

خدا شاهد است خدیجه زنی بود که چون همه از من روبرمی گردانیدند، او به من رو می کرد و چون همه از من می گریختند، خدیجه به من محبت و مهربانی می کرد چون همه دعوت مرا تکذیب می کردند، خدیجه به من ایمان می آورد و مرا تصدیق می کرد و در مشکلات زندگی مرا تسلیت می داد و با مال خود کمک می نمود و غم از چهره من می زدود».(14)

 

 

- رحمی که لیاقت پرورش مادر ائمه را داشت:

 

روزی پیامبر خدا (ص) نزد فاطمه(س) آمد و وی را غمگین یافت. چون سبب ناراحتی ایشان را پرسید، گفت:

«عایشه بر مادرم خدیجه فخر فروشی کرده و می گوید: من قبل از پیامبر با کسی ازدواج نکرده بودم درحالیکه مادر تو چنین نبود، من جوانی هستم در حالیکه او پیرزن بوده است.

رسول خدا(ص) به فاطمه(س) فرمود: رحم مادر تو این لیاقت و شایستگی را داشت که فرزندی در خود پرورش دهد که امامان و رهبران این امت از او بوجود آیند».(15)

 

 

- تفسیر آیه 74 سوره فرقان:

 

پیامبر (ص) در مورد آیه ( وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ﴿۷۴﴾ ) از جبرئیل سوال نمود:

منظور از همسران ما کیست؟ گفت: خدیجه. و منظور از فرزندان ما؟ گفت: فاطمه. و منظور از نور چشم ما؟ گفت: حسن و حسین. و (   وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا   ) ، علی بن ابیطالب می باشد.(16)

 

 

- اولین نمازگزاران:

 

«جد یحیی بن عفیف کندی داستانی را که خودش مشاهده کرد این چنین بیان می کند:

 

روزی برای خرید لباس و عطر به نزد عباس بن عبدالمطلب که مردی تاجر پیشه بود رفته، در کنارش نشستم و به خانه کعبه نگاه می کردم. غروب آفتاب فرارسید و قرص خورشید پنهان شد.

جوانی خوش سیما را در حالی که به آسمان نگاه می کرد دیدم جوان روبه قبله ایستاد. بعد از اندک زمانی نوجوانی آمد و در سمت راست او قرار گرفت، بعد ازلحظه ای بانویی را دیدم که پشت سر آنان ایستاد سپس آن جوان دست به آسمان بلند کرد آن دو نیز دست بلند کردند. آن جوان به رکوع رفت آن دو هم پیروی کردند، و رکوع به جا آوردند.

گفتم: ای عباس! امر عجیبی را مشاهده میکنم. عباس گفت: آیا اینان را می شناسی؟

گفتم: خیر، نمی شناسم، آنان را معرفی کن تا بدانم.

عباس گفت: آن جوان محمدبن عبدالله بن عبدالمطلب برادرزاده من است.

آن نوجوان علی بن ابیطالب است و آن زن خدیجه بنت خویلد، همسر آن جوان است.

برادرزاده ام می گوید خدای او خدای زمین و آسمان است. و آن خدا او را به این دین و آیین امر کرده است، در روی زمین غیر این سه نفر هیچ کسی بر این دین نیست.»(17)

 

 

- بهترین زنان اهل بهشت:

 

«عکرمه از ابن عباس نقل می کند که گفت: پیامبر خدا(ص) چهار خط در زمین کشید و سپس فرمود: آیا می دانید این چیست؟ گفتیم: خدا و پیامبرش داناترند، پیامبر خدا(ص) فرمود: بهترین زنان اهل بهشت چهار نفرند: خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد، مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم و همسر فرعون».(18)

 

 

- صاحب مقام رضا و خشنودی:

 

خداوند متعال 10 خصلت را به 10 نفر از زنان عالم عطا نمود:

 

1- توبه: حضرت حوا

2- زیبایی: سارا همسر حضرت ابراهیم(ع)

3- محافظت از خود: همسر حضرت ایّوب (ع)

4- احترام و حرمت: آسیه همسر فرعون

5- حکمت: زلیخا همسر حضرت یوسف(ع)

6- عقل: بلقیس همسر حضرت سلیمان(ع)

7- صبر: مادر حضرت موسی(ع)

8- برگزیدگی:مریم مادر عیسی (ع)

9- مقام رضا و خشنودی: خدیجه همسر رسول خدا(ص)

10- علم: فاطمه همسر علی(ع)(19)

 

 

گردآورنده: وحیده سادات حسینی فرد

 

موسسه نورالیقین

       مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآنی


1. فرزندان آل ابیطالب (مقاتل الطالبین)/ابوالفرج علی بن الحسین اصفهانی/جلد 1/ص67

2. جلوه های اعجاز معصومین علیهم السلام (الخرائج و الجرائج)/قطب راوندی/ص12-111

3. ترجمه من لا یحضره الفقیه/شیخ صدوق/جلد5/ص 30

4. علل الشرائع/شیخ صدوق/جلد1/ص447

5. الخصال/شیخ صدوق/جلد2/ص111

6. گنجینه معارف شیعه امامیه/محمدبن علی کراجکی/جلد2/ص325

7. علل الشرائع/شیخ صدوق/جلد1/ص447

8. علل الشرائع/شیخ صدوق/جلد1/ص601

9. زندگانی حضرت زهرا علیهاالسلام (ترجمه جلد 43 بحارالانوار)/علامه مجلسی/ص12-111

10. روضة الواعظین/محمدبن احمد فتال نیشابوری/ص240

الامالی/شیخ صدوق/4-593

11. کشف الیقین/علامه حلی/ص209

12. تاریخ یعقوبی/جلد 1/ص393

13. جلوه های اعجاز معصومین علیهم السلام(الخرائج و الجرائج)/قطب راوندی/ص390

14. الطرائف/علی بن موسی بن طاووس/ص443

15. زندگانی حضرت زهرا علیهاالسلام(ترجمه جلد 43 بحارالانوار)/علامه مجلسی/ص282

16. سیمای امام علی(ع) در قرآن (شواهد التنزیل)عبیدالله بن عبدالله حسکانی(ابن حذاء)/ص223

17. همان/ص52

الارشاد للمفید جلد 1/ص25

گنجینه معارف شیعه (کنزالفوائد و التعجب)/محمدبن علی کراجکی/جلد1/ص305

18. الخصال/شیخ صدوق/جلد1/ص299

19. زندگانی حضرت زهرا علیهاالسلام(ترجمه جلد 43 بحارالانوار)/علامه مجلسی/ص243

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد