شرح اصطلاحات مبدا فاعلی، قابلی و غایی

create یا زهرا forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 28 خواندن

ادامه مطلب جلسه قبل 

ب) مبدا قابلی

علت قابلی یعنی عاملی که پذیرنده اثر است. مثلًا نقاشی که تابلویی روی یک صفحه به وجود می‏آورد، خود نقاش علت فاعلی است زیرا اثر یعنی آن تابلو از ذوق او و فکر او و از هنر دست او ناشی شده، و اما آن صفحه که تابلو بر روی آن نقش بسته علت قابلی است، و هرکدام از این دو اگر نبودند آن نقاشی به وجود نمی‏‌آمد.
همیشه علت فاعلی باید غیر از علت قابلی باشد؛ یعنی یک چیز نمی‏‌تواند هم فاعل باشد و هم قابل، هم دهنده اثر باشد و هم پذیرنده آن.


خداوند همه انسانها را از یک نفس که همان مبدا قابلی است آفریده است. «يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذي خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ؛ اي مردم! از پروردگارتان كه شما را از نفس واحده آفريد...».


منظور از نفس در آيه مورد نظر نه جسم خاكی آدمی است و نه حتی روح او، بلكه اشاره به حقيقت وجودی انسان- ذات و اصل او- دارد.

از مفاد آيه مزبور استفاده می‌شود:
اولاً همه انسان‌ها از هر صنف، خواه زن و خواه مرد، از يك ذات و گوهر خلق شده‌اند و مبدأ قابلی آفرينش همه افراد يك چيز است؛ زيرا كلمه ناس شامل همگان می‌شود.
ثانياً اوّلين زن كه همسر اوّلين مرد است، او هم از همان ذات و گوهر عينی آفريده شده، نه از گوهر ديگر و نه فرع بر مرد و زائد بر او و طفيلي وي؛ بلكه خداوند اولين زن را از همان ذات و اصلي آفريده است كه همه مردها و زن‌ها را از همان اصل خلق كرده است. یعنی یک حقیقت، مبدا قابلی پیدایش آدم و همسر اوست و آن حقیقت واحد انسانیت است. بنابراین مبدأ قابلی همه انسان‌ها فطرت خداجو و خداخواه است.

┄┄┄┅••✻••┅┄┄┄


بنابراین براى رسیدن به کمال، دو چیز لازم است:

فاعلیّت فاعل

 قابلیت قابل

فاعلیت فاعل یعنی چیزی که بدون آن فاعل نمی‌تواند کار خود را انجام دهد و در واقع مکمل فاعلیت او است مانند تاثیر علم در افعال اختیاری انسان و
قابلیت قابل یعنی چیزی که باید در ماده تحقق یابد تا قابل دریافت کمال جدیدی از فاعل شود چنانکه جنین باید واجد شرایط خاصی شود تا روح در آن دمیده گردد .

یعنى براى رسیدن به کمال هم عوامل و اسباب ترقّى لازم است و هم زمینه هاى ترقّى.
بهره ورى انسانها از قرآن و معارف الهى آن، به ميزان شايستگى و توان آنان است. قابليّت بهره مندى هر كس به اندازه ظرفى است که با خود همراه دارد. تنها «فاعليت فاعل» براى به ثمر رسيدن يک موضوع، كافى نيست، بلكه استعداد و «قابليت قابل» نيز شرط است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همان گونه که سلمان و اباذر و دیگر مسلمانان را به اسلام دعوت کرد؛ ابوجهل و ابولهب و دیگر کفّار را نیز به اسلام فراخواند؛ ولی قلب پاک و پاکیزه سلمان و اباذر آماده دریافت حق و سبب رویش نهال ایمان شد. در صورتی که همان گفتار پیامبر صلی الله علیه و آله بر قلب شوره زار ابوجهل و ابولهب تأثیر نگذاشت و سبب رویش بخل و کینه در وجود آنها شد.

وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِداً كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ؛ زمین پاک نیکو گیاهش به اذن خدایش (نیکو) بر آید، و از زمین خشنِ ناپاک بیرون نیاید جز گیاه اندک و کم‌ثمر. این گونه ما آیات (قدرت) را به هر بیان توضیح می‌دهیم برای قومی که شکر خدا به جای آرند.

اين آیه مثلى براى مؤمنان و كافران است. تشبيه مؤمن به زمين پاک و كافر به زمين «نكد»، (بیفایده، کم خیر) از این جهت است که مؤمنان آمادگى دريافت پيام الهى را دارند؛ به وسيله قرآن رشد مى‏‌كنند و شكوفا مى‌‏شوند، ولى كافران در اثر دورى از خدا و عناد با حق و ارتکاب گناه و معصيت، آن آمادگى را ندارند و نمى‌‏توانند از هدايت‌هاى قرآن بهره گيرند.


قوانین اجتماعی هم چنین است. بهترین قانون را اگر در جامعه ای که آلوده است پیاده کنیم نه تنها جواب نمی دهد گاه جواب منفی می دهد و زمینه ای برای رشوه خواری و سوء استفاده می شود.

ادامه دارد.

┄┄┄┅••✻••┅┄┄┄

برگرفته از بیانات استاد ارجمند حسینی آل مرتضی در کلاس تفسیر تخصصی طرح مشکات(تفسیر سوره نساء بر مبنای تفاسیر المیزان، تسنیم و مجمع البیان به همراه شرح دقیق و گسترده اصطلاحات)

:

موسسه نورالیقین
مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآنی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد