مفهوم دین

create forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 3665 خواندن

 

سؤال1) دین در لغت و اصطلاح به چه معناست؟

 

متن کتاب: دین واژه ای است عربی که در لغت به معنای اطاعت و جزا و... آمده، و در اصطلاح به معنای اعتقاد به آفریننده ای برای جهان و انسان و دستورات عملی متناسب با این عقاید می باشد.

 

 

شرح

 

الف) معنی لغوی

دین با کسر اول، در معانی پاداش و جزا، طاعت و شریعت به کار رفته است. از امام باقر (عليه السلام) روايت شده كه در آیه شریفه « مالِكِ يَوْمِ‏ الدِّينِ‏ »   « مالک روز جزاست.» دين به معنى حساب و جزا است‏(1). راغب اصفهانی نیز مي گويد: شريعت را به اعتبار طاعت و فرمان برى، دين گويند(2). دین در زبان عرب به معنای ملت، عادت، روش، شأن، قهر و غلبه، خضوع، استیلاء، حساب، ملک، حکم، ورع، معصیت، قضا و داوری و خدمت آمده است و کلمه دیّان به معنی داور و قاضی(3) است؛ واژه دین در فارسی پهلوی به معنی کیش و وجدان آمده است.(4)

 

 

ب) معنای اصطلاحی

معنای عام: اعتقاد به آفریننده ای برای جهان و انسان و دستورات عملی متناسب با این عقاید.

معنای خاص(دین حق ): آیینی که دارای عقاید درست و مطابق واقع بوده و رفتارهایی را توصیه و تأکید می کند که از ضمانت کافی برای صحت و اعتبار برخوردار باشد.

 

 

سؤال2) معنای عام دین چیست؟

 

فرد متدین، اعتقاد دارد که خالقی برای جهان و هستی وجود دارد. اعمال، رفتار و سبک زندگی او بر اساس این اعتقاد شکل می­گیرد؛ پس می­ توان گفت که دین، هم عقاید صحیح و هم دستورات عملی متناسب با آن عقاید را به انسان ارائه می­دهد.

انسان متدین وقتی این عقاید را می ­پذیرد باید راهکار­های متناسب با آن را که خالق انسان برای او وضع کرده­ است پذیرا باشد. اما می­ بینیم برخی از مردم با این­که دین دارند و آن عقاید را پذیرفته­ اند، اما به دستورات رفتاری آن عمل نمی­ کنند زیرا این دستورات، آنان را محدود می­ کند تا در چارچوب خاصی عمل کنند و آنها را به سختی و زحمت می­ اندازد و چون یکی از خصایص نفس انسان، راحت ­طلبی و تن آسایی است، پذیرایِ رفتارهای دینی نمی­ شود.

 

 

سؤال3) دین حق چیست؟

 

متن کتاب: آیینی که دارای عقاید درست و مطابق با واقع باشد و رفتارهایی را مورد توصیه قرار می ­دهد که از ضمانت کافی برای صحت و اعتبار برخوردار باشد.

 

شرح عبارت«عقاید درست»

منظور از عقاید درست، عقایدی است که با دلیل و برهان ارائه می­ شود؛ به­ طوری که هر فکر و اندیشه­ ای آن را بپذیرد. در قرآن کریم نیز به اقامه برهان تأکید شده است: « ءَإِلهٌ مَعَ اللَّهِ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ‏ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ »   « آیا با وجود خدای یکتا خدایی هست؟ مشرکان را بگو اگر راست می گویید غیر خدا هم کسی در آفرینش موثر است بر دعوی خود برهانی بیاورید(5)». علامه طباطبایی می گوید: «دليل، حجت يقينى است، كه حق را روشن کرده و بر دل ها حاكم مى‏ شود و جاى ترديدى باقى نمى‏ گذارد»(6).

 

شرح عبارت «مطابق با واقع»

خالق انسان و خالق دستورات دینی یکی است. پس هر حکمی که خداوند متعال به عنوان خالق انسان و حاکم شرع، وضع می­ کند به طور مسلم مطابق با فطرت بشر است. عقاید و احکام دینی با فطرت انسان هماهنگ است.

همچنان كه خداى تعالى فرمود: « فَأَقِمْ‏ وَجْهَكَ‏ لِلدِّينِ حَنِيفاً، فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها، لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ، ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ، وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ‏ » (7)  « روى قلب خود را بدون هيچ انحرافى به سوى دين كن كه فطرت خدايى همين است، فطرتى كه خدا مردم را بر آن فطرت بيافريد و خلق خدا در اين درک و فطرت مختلف نيستند، دين صحيح هم همان دينى است كه از اين فطرت سر چشمه گرفته باشد، اما بيشتر مردم نمى ‏دانند- چون حقايق دين را، از آنان پنهان كردند»(8).

 

شرح عبارت «ضمانت رفتاری»

راهکار­هایی که دین حق برای انسان قرار داده، مطابق با فطرت انسان است و دلیل کافی برای رفتارها وجود دارد، حتی اگر شخصی بخواهد خلاف آنها را انجام دهد باز هم نیاز به دلیل دارد. در حقیقت ضامن راهکارهای دین حق، همان فطرتی است که خالق در وجود انسان قرار داده و هر آنچه در قالب وظایف دینی خواسته شده مطابق با فطرت و حقیقت وجودی خود انسان می­ باشد؛ به طور مثال، دروغ با فطرت انسان سازگار نیست، انسان به طور فطری از دروغ بیزار است، تمام ادیان و حتی مکاتب غیر دینی هم دروغ را توصیه نمی­ کنند و دروغ یک قبح عقلی است.

 

 

سؤال 4) چه کسانی را با دین و چه کسانی را بی ­دین می­ نامند؟

 

متن کتاب: کسانی که معتقد به آفریننده ای برای جهان هستند، هرچند عقاید و مراسم دینی ایشان توام با انحرافات و خرافات باشد با دین و کسانی که معتقد به آفریننده ای نیستند و پیدایش جهان را تصادفی می دانند بی دین نامیده می شوند.

 

شرح

 

الف) با دین

در اصطلاح عرف مردم به کسانی «بادین» گفته می شود که معتقد به آفریننده­ ای برای جهان هستند هر چند اندیشه و مراسم دینی آنها همراه با انحراف و خرافه باشد. (از جمله این خرافات می توان به اعمال نادرستی اشاره کرد که در اعیاد ربیع الاول و عید غدیر انجام می شود. اعمالی که هیچ سند معتبر نقلی ندارند و از نظر عقل هم پذیرفته نیستند و افراد در اثر جهالت به این امور مبادرت می ورزند. امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف درباره اعمال این گونه افراد می فرماید: « قَدءَاذَانَا جُهَلَاءُالشِّیعَةِ »     « به تحقیق جاهلان شیعه ما را آزار می کنند(9)».

اما در اصطلاح قرآن، بادین به کسی گفته می شود که اولا به اصول دین معتقد باشد (اعتقاد قلبی)، ثانیا به احکام و فروع دین عمل کند ثالثا متخلّق(10) به اخلاق اسلامی باشد.(11)

 

ب) بی­ دین

کسانی که معتقد به آفریننده­ ای نیستند و پیدایش پدیده­ های جهان را تصادفی و یا معلول فعل­ و انفعالات مادی و طبیعی می­ دانند؛ مانند: مادی گرایان، کمونیست­ ها و ... .

 

 

تعریف اصول دین

 

سؤال5) در یک تقسیم بندی کلی، دین از چند بخش تشکیل شده است؟

متن کتاب: هر دینی دست کم از دو بخش تشکیل می شود:

1. عقیده یا عقایدی که حکم پایه و اساس و ریشه آن را دارد.

2. دستورات عملی که متناسب با آن پایه یا پایه­ های عقیدتی و برخاسته از آنها باشد.

 

 

شرح

 

1. اصول دین

آن دسته از آموزه­ های دینی که شناخت صحیحی از جهان هستی، آفریدگار، مبدأ و معاد را ارائه می­ دهد، اعم از آن­ که دانستن و اعتقاد به آن، شرط مسلمان بودن باشد یا نباشد اصول دین نامیده می شود.(12) اصول دین واقعیاتی است که وجود داشته است و هنوز وجود دارد و تا آینده نیز وجود خواهد داشت و به اعمال ربطی ندارد؛ این اصول ممکن است مستقیم یا غیرمستقیم در عمل تأثیر بگذارد اما محتوای این اعتقادات بایدها و نبایدها نیست. اصول دین مشترک بین ادیان آسمانی است و آیه شریفه « شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى‏ وَ عِيسى‏ أَنْ أَقِيمُواالدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ» (13) به این مطلب اشاره دارد.(14)

 

اصول مشترک تمام ادیان

اینکه اصول دین دارای چه مواردی می­ باشد مورد اختلاف است و بستگی دارد به اینکه اصول مشترک تمام ادیان آسمانی مورد نظر است یا به طور کلی اصول مختص به هر دینی یا مذهب خاصی منظور می باشد. هیچ نصی (آیه قرآن یا روایتی) مبنی بر اینکه اصول دین اسلام چند مورد است، وجود ندارد اما هر یک از متکلمان فرقه های گوناگون اسلام، اصول دین خاصی را برای خود بر شمرده اند؛ از جمله علمای شیعه امامیه که از بین تمام عقاید مهم و ضروری دین اسلام، پنج اصل را به عنوان اصول دین شیعه امامیه اعلام کرده اند که از ریشه­ ای­ ترین و اصولی­ ترین اصول مذهب تشیع می باشد و برای اثبات دیگر عقاید مبنا و اصل هستند که در این بحث به این پنج اصل پرداخته می­ شود و عبارتند از: توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد.

البته شایان ذکر است که برخی از علمای شیعه « توحید، نبوت و معاد » را از اصول دین اسلام و « عدل و امامت » را از اصول مذهب تشیع اعلام نموده اند.(15)

 

2. فروع دین

همان احکام عملی دین یا بایدها و نبایدهای دینی است که بر اساس اصولی که فرد می­ پذیرد باید آن احکام و راهکار­ها را اطاعت کند. در حقیقت این بخش مربوط به عمل شخصی می­ باشد. مثلاً کسی­ که به خدا اعتقاد دارد به طور مسلم باید تابع فرمان­ های او باشد، امر به نماز را اطاعت کند، نهی از دروغ گفتن را عمل کند و ... این دستورات عملی همان احکام عملی و فروع دین است.

 


1. قاموس قرآن، ج2، ص 380.

2. ترجمه مفردات راغب، ج1، ص 699.   

3 .جوهری ، صحاح اللغة .

4 .فرهنگ معین.

5. نمل، 64.

6. ترجمه تفسیر المیزان، ج11، ص 174.

7. روم، 30.

8. ترجمه تفسیر المیزان، ج1، ص 586.

9 .شیخ طبرسی، الإحتجاج، ج 2، ص 474.

10. آن که خویی بپذیرد ،کسی که با دیگری خوش خویی کند.(فرهنگ معین ،ج 3 ،ص 3797 )

11. سوره بقره آیات 3تا 5.«الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ (3) وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (4)أُولئِكَ عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (5)».

12. ملا اسماعيلاسفراينى‏،أنوار العرفان‏‏، ص45.

13. شوری، 13.

14. سليمانصرصرى حنبلى‏،الانتصارات الإسلامية في كشف شبه النصرانية، ج1، ص 486.

15. احمد خاتمی،فرهنگ علم کلام، ص63.

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد