مبحث قیاس

create forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 2415 خواندن

 

 


مبحث قیاس


متن کتاب: «در درس پیشین، ضرورت پی‌جویی دین و تلاش برای شناختن دین حق را با بیان ساده‌ای اثبات کردیم که مبتنی بر انگیزه فطری منفعت‌جویی و زیان‌گریزی انسان بود.»
شرح: در این درس، با استفاده از مقدمات بدیهی(1) فطری و دلایل عقلی (قیاس منطقی)(2) «ضرورت پی‌جویی دین» اثبات می‌شود؛ بنابراین، لازم است که برای فهم بیشتر مطلب، ابتدا به شرح «قیاس» و انواع آن پرداخته شود.


سؤال: تعریف قیاس چیست؟


جواب: « قیاس» گفتاری است که از دو یا چند قضیه (3) تشکیل شده است که از «فرض پذیرش مقدمات»، پذیرش قضیه دیگری به نام «نتیجه» لازم می آید .(4)


شرح:


الف) قیاس، نوعی گفتار است که از چند جمله خبری تشکیل شده است و از جملات انشایی (امری، استفهامی و ...) استفاده نمی‌شود.

ب) قیاس، مجموعه‌ای از چند قضیه است(5) که به صورت یک واحد در آمده اند و هر گاه آن قضایا پذیرفته شوند، ناگزیر، باید نتیجه شان را هم پذیرفت.(6)


سؤال: به لحاظ ساختار انواع قیاس(7) چیست؟


جواب: قیاس از لحاظ ساختار به دو دسته تقسیم می‌شود:


1-      قیاس اقترانی(8): «نتیجه» یا «نقیض» آن در هیچ یک از مقدمات به طور کامل نیامده بلکه اجزای نتیجه در مقدمات پراکنده است.


مثال:


مقدمه اول: کسی که شراب می‌نوشد، فاسق است.

مقدمه دوم: هر فاسقی، شهادتش رد می‌شود.

نتیجه:    کسی که شراب می‌نوشد شهادتش رد می‌شود.


نکته اول: «قیاس اقترانی» دارای چهار شکل است که باید هر کدام از اشکال شرایط عمومی و اختصاصی انتاج را داشته باشند تا نتیجه ای یقینی از آن حاصل شود.(9)

نکته دوم: به دلیل کاربرد فراوان «قیاس استثنایی» در علوم، در اینجا به جزئیات قیاس اقترانی پرداخته نمی شود.


2-      قیاس استثنایی(10): نتیجه یا نقیض «قیاس استثنایی»، به طور کامل در یکی از مقدمات آمده است. قیاس استثنایی از دو مقدمه تشکیل شده که مقدمه اول آن حتماً «شرطیه»(11) است و مقدمه دوم آن با «ادات استثناء» از مقدمه اول جدا می شود.


نکته اول: با توجه به نوع مقدمه شرطیه، قیاس استثنایی به دو قسم «اتصالی» و «انفصالی» تقسیم می شود که هر یک برای منتج بودن، باید شرایط انتاج را دارا باشند.

نکته دوم: به این دلیل که در علوم، بیشتر از قیاس استثنایی اتصالی استفاده می شود، در اینجا، فقط به توضیح شرایط انتاج آن پرداخته می شود.


سؤال: در چه صورتی قیاس استثنایی اتصالی، منتج است؟


جواب: در دو صورت، قیاس استثنایی اتصالی منتج است و می توان نتیجه آن را با یقین پذیرفت(12)


الف) هرگاه «عین مقدم» استثنا شود، «عین تالی» به دست می‌آید.


مثال:


مقدمه اول: اگر خورشید طلوع کرده است، پس الان روز است.
مقدمه دوم: لکن الان خورشید طلوع کرده است.(عین مقدم استثناء شده)
نتیجه: پس الان روز است. (عین تالی نتیجه می شود)


ب) هرگاه «نقیض تالی» استثنا شود «نقیض مقدم» به دست می‌آید.


مثال اول: «لَوْ كانَ فيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا» (13)

مقدمه اول: اگر در آسمان و زمین، غیر از خدای یکتا خدایان دیگری بودند، آسمان‌ها و زمین تباه می‌شدند.
مقدمه دوم: لکن الان آسمان‌ها و زمین تباه نشده اند.(نقیض تالی استثناء شده)
نتیجه: پس، در آسمان‌ها و زمین، غیر از خدای یکتا خدایان دیگری وجود ندارد. (نقیض مقدم نتیجه می شود)


مثال دوم:  علمای شیعه امامیه، برای اثبات عصمت امام، برهان زیر را می آورند که قیاس استثنایی اتصالی است و در آن از استثنای نقیض تالی، نقیض مقدم را نتیجه می گیرند.(14)


مقدمه اول: اگر امام معصوم نباشد، لازم می شود در یک زمان، امامان بی‌شماری وجود داشته باشند.
مقدمه دوم: لکن در یک زمان، امامان بی‌شماری وجود نداشته اند.(نقیض تالی استثنا شده)
نتیجه: پس امام، معصوم است. (نقیض مقدم نتیجه شده)


نکته: اکنون با توجه به توضیحاتی که در باره انواع قیاس داده شده است، به اثبات «ضرورت پی‌جویی دین» و «شرط انسان زیستن» پرداخته می‌شود.


سؤال: برای اثبات ضرورت پی‌جویی دین و شرط انسان زیستن  چگونه استدلال می کنند؟( چه نوع قیاسی به کار برند؟)


جواب: برای اثبات این دو مطلب، از قیاس استثنایی اتصالی استفاده می‌شود که از استثنای عین مقدم، عین تالی را نتیجه می گیرند.


الف) استدلال بر ضرورت پی‌جویی دین (با مقدمات بدیهی):


مقدمه اول: اگر رسیدن به منفعت و گریز از زیان، مطلوب فطری انسان است، پژوهش درباره دینی که مدعی ارائه راه صحیح به سوی منفعت کثیر است ضرورت(15) دارد.
مقدمه دوم: لکن رسیدن به منفعت و ایمنی از ضرر، مطلوب فطری انسان است.
نتیجه: پس، پژوهش در باره چنین دینی ضرورت دارد.


ب) استدلال بر شرط انسان زیستن (با مقدمات بدیهی):


مقدمه اول: اگر رسیدن به کمال انسانی مطلوب فطری باشد، شناختن اصول جهان‌بینی که شرط لازم برای تکامل روح است، ضرورت خواهد داشت.
مقدمه دوم: لکن رسیدن به کمال انسانی، مطلوب فطری است.
نتیجه: پس، شناختن اصول مزبور ضرورت دارد.

تنظیم کننده: گروه عقاید نورالیقین

 



1. مقدمات قیاس یا باید بدیهی باشند یا به بدایه ختم شوند و الا هرگز، علم حاصل نخواهد شد. (برای توضیح بیشتر به ابتدای مبحث «صناعات خمس» در کتب منطقی مراجعه شود)
2. قیاس در منطق و فقه، با یکدیگر تفاوت دارد؛ زیرا، قیاس فقهی همان تمثیل منطقی است که نتیجه آن معتبر نمی باشد و در روایات معصومان علیهم السلام  به شدت از آن نهی شده است؛ ولی قیاس منطقی که همان برهان عقلی است، مورد تأیید و معتبر بوده است و یکی از منابع استنباط محسوب می شود همان طور که خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «وادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن ...» (نحل، 125) که مراد از حکمت در آیه شریفه، برهان و دلیل عقلی است.
3. قضیه عبارت است از «مرکب تام خبری»: یعنی جمله‌ای که از چند جزء تشکیل شده است(مرکب) و معنای کاملی را می‌رساند به طوری که مخاطب منتظر ادامه جمله نیست (تام) و قابل صدق و کذب است (خبری) مانند: علی عادل است. (استاد مطهری، مجموعه آثار، ج 5، ص 66، بحث قضایا)
4. قیاس: قَولٌ مُؤَلَّفٌ مِن قَضایا متی سُلِّمَت لَزِم َعَنهُ لِذاتِهِ قولٌ آخَرُ(مظفر، المنطق، ترجمه و اضافات علی شیروانی، ج 2، ص 21، ذیل بحث قیاس).
5. قیاس اگر بسیط باشد فقط از دو مقدمه بدیهی تشکیل شده است ولی اگر مرکب باشد دارای بیش از دو مقدمه خواهد بود.(برای اطلاعات بیشتر رک: مظفر، المنطق، ذیل مبحث قیاس).
6. مطهری، مجموعه آثار، ج 5، ص 86، بحث قیاس؛ محمود منتظری مقدم، منطق، ج 1، ص 110.
7. در بررسی قیاس به لحاظ صوری، آن را به دو دسته «اقترانی» و «استثنایی»  تقسیم می کنند ولی می توان قیاس را به لحاظ مادی نیز بررسی کرد؛ در این صورت، بحث از «صناعات خمس» لازم می شود؛ صناعات خمس عبارتنداز: برهان، جدل، خطابه، شعر و مغالطه.(برای اطلاعات بیشتر به کتب منطقی رجوع شود).
8. به دلیل اینکه اجزای نتیجه ، قرین با هر دو مقدمه است به آن اقترانی گویند.
9. برای اطلاعات بیشتر به کتب منطقی رجوع شود.
10. به دلیل وجود ادات استثناء به آن قیاس استثنایی گویند.
11. قضیه یا «حملیه» است یا «شرطیه» و قضیه شرطیه نیز یا «متصله» است یا «منفصله». شرطیه منفصله دو طرف دارد که علم به طرف اول، علم به طرف دوم را در پی دارد؛ به همین خاطر، به طرف اول آن که بعد از ادات شرط(اگر) می آید «مقدم» و به طرف دوم  که غالبا بعد از «آن گاه یا پس» می آید «تالی» گویند. (شهید مطهری، مجموعه آثار، ج 5، ص 71، تقسیمات قضایا)
12. مظفر، المنطق، با ترجمه و اضافات علی شیروانی، ج 2، ص 76.
13. انبیاء، 22.
14. برای اطلاعات  بیشتر ر.ک: حلی، شرح تجرید الاعتقاد(کشف المراد)، مقصد خامس، مبحث امامت.
15. در اینجا، مراد از ضرورت، ضرورت بالقیاس است، نه ضرورت بالذات و نه ضرورت بالغیر. زیرا هر گاه رابطه دو چیز به گونه‌ای باشد که تحقق یکی وابسته به تحقق دیگری باشد و بالعکس، در این حالت بین وجود آن دو چیز ضرورت بالقیاس برقرار است؛ مانند وجود علت و معلول نسبت به هم. در اینجا نیز یکی از علل ِ «متدین شدن فرد»، اثبات ِ «ضرورت ِ پژوهش در دین» است پس «پژوهش در دین» نسبت به «متدین شدن فرد» ضرورت بالقیاس دارد. البته «پژوهش در دین» علت تامه برای «متدین شدن» فرد نیست؛ بلکه علت ناقصه است، چون عوامل دیگری مانند محیط زندگی، نحوه تربیت، معلم و ... نیز در «متدین شدن فرد» مؤثرند.

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد