تفسیر موضوعی روز بیست و دوم ماه رمضان

create forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 748 خواندن

 

 

« گزیده ای از مباحث تفسیری استاد حسینی آل مرتضی (المومن) در روزهای ماه مبارک »

 

رمضان ماه ضیافت الله ، ماه عروج به سوی قله های بلند رستگاری، ماه راز و نیاز با حضرت حق، ماه پرواز روح تا اوج ملكوت، ماه شكستن سنگرهای شرك درونی و بازنگری در خرابی های خانه جسم و جان است. 

خسران زده کسی است که ماه مغفرت بر او بگذرد و غفران الهی شامل حالش نشود و حالش تحول نیابد. مگر چقدر فرصت «تجدید دیدار» با «فطرت» باقیست؟ در فرصت باقی، کامروا و پیروز کسی است که با تلاش در جهت افزایش بصیرت و دانایی همت به گشودن گره کوره های جهل کند.

 

در قرآن کریم پنج وظیفه ناظر به قرآن به مسلمانان امر شده است:

۱- قرائت

۲- استماع

۳- ترتیل

۴- تلاوت

۵- تدبر در قرآن

 

مهم ترین وظیفه تدبر، در بالاترین کلام یعنی کلام کمال مطلق است. امید است مباحث ارائه شده در این عنوان بتواند آغاز خوبی در مسیر اعتلای انسان و ترویج انسانیت باشد و گام های ما را در راه رسیدن به سعادت استوارتر نماید.

 

 

موضوعات بررسی شده در جلسه بیست و دوم:

 

۱- قرآن حکیم

۲- لهوالحدیث

۳- ستون های نامرئی آسمان

۴- لقمان حکیم

۵- موعظه، راهی برای دعوت به حق

۶- حق والدین، به خصوص مادر

۷- استوارترین کارها

۸- مصنوعیت تکبر

 

موضوعات منتخب:

 

۱- لهوالحدیث

۲-ستون های نامرئی آسمان

۳- لقمان حکیم

 

 



موضوع اول: لهوالحدیث

 

«وَمِنْ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ» «و برخی مردم خریدار سخنان بیهوده [و سرگرم کننده] اند، تا بی هیچ علمی، [دیگران را] از راه خدا گمراه کنند و آن را به مسخره گیرند. آنان برایشان عذابی خوارکننده است» (1)

 


سؤال: «لهو» یعنی چه و منظور از «لهوالحدیث» چیست؟

جواب: کلمۀ «لهو»، به معنای چیزی است که انسان به وسیله آن، از هدف مهم بازمی ماند.
«لهوالحدیث»، آن سخن بیهوده ای است که سبب می شود انسان از حق باز بماند. مانند حکایات خرافی و داستان هایی که انسان را به فساد و گناه می کشاند.(2) یا مانند سخنان زیبا و فریبنده منافقان که اگر هشدارهای الهی و توجه پیامبر صلی‌الله علیه و آله نباشد، حتی پیامبر را به شنیدن وادار می کند. (« وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ؛ اگر سخن گویند، [به قدری جذاب و زیباست که] به کلامشان گوش فرادهی، [اما سخنانشان] همچون چوب هایی [خشک و بی مغز و فایده و به هم] تکیه داده شده است.»(3)
اهل باطل با بیان قوی و سخنان نافذ خود، مردم را به راحتی گمراه می کنند. اما بسیاری از اهل حق چون جرأت و قدرت بیان ندارند، از هدایت مردم ناتوان هستند.
پیامبر صلی‌الله علیه و آله  فرمودند: «اِنَّ مِنَ البیانِ لَسِحرًا؛ به طور قطع برخی سخنان همچون سحر است».(4) مؤمنان باید آنچنان جذاب سخن بگویند که در قلوب دیگران اثرگذار باشد.

 

 


شأن نزول سوره لقمان

 

سؤال: شأن نزول آیه 6 سوره لقمان، چیست؟

جواب: برخی مفسران گفته اند، این آیه از سوره لقمان، درباره مردی نازل شد که کنیز خواننده ای خریده بود؛ شبانه روز برای مرد خوانندگی می کرد و او را از یاد خدا غافل می کرد.
در تفسیر نمونه، شأن نزول دیگری برای این آیه،بیان شده است.(5)

 

 


خریدن سخنان باطل

 

سؤال: منظور از خریدنِ سخنان باطل، چیست؟


جواب: خریداری کردن سخنان باطل و بیهوده  به سه گونه است: به دست آوردن افسانه های خرافی و باطل را دادن پول یا خریداری کردن کنیزان خواننده، برای ترتیب دادن مجالس لهو، باطل و خوانندگی یا صرف کردن مال، به هر صورت و روش برای رسیدن به این هدف نامشروع، یعنی سخنان باطل.
این احتمال وجود دارد که در اینجا خریداری (اشتراء)، معنی کنایی داشته باشد، یعنی شامل هر تلاشی برای رسیدن به این منظور است.
عجیب این است که کودکان، مطالب باطل و بیهوده را با گرانترین قیمت می خریدند، اما آیات الهی و حکمت را که پروردگار، رایگان در اختیارشان گذارده است، نادیده می گرفتند.(6)


نکته: خرید وسایل لهو و اموری که انسان را از کمال بازمی دارد، نشانه جهالت و نادانی است «یَشتَری لَهوالحَدیثِ ... بِغَیر عِلم»(7)

 

 


لهوالحدیث به جای الحدیث اللهو

 

سؤال: تعبیر «لهوالحدیث» به جای «الحدیث اللهو»، اشاره به چه مطلبی دارد؟


جواب: تعبیر «لهوالحدیث» به جای «الحدیث اللهو» گویا اشاره به این دارد که هدف اصلی، همان لهو و بیهودگی است و سخن، وسیله ای برای رسیدن به آن است.(8)

 

 


قرآن، کتابی مشتمل بر کلیات

 


سؤال: چرا در قرآن کریم به صراحت، آیه ای دربارۀ حرمت غنا، و رقص و موسیقی، نیامده است؟


جواب: قرآن، کتابی مشتمل بر کلیات است، به طور مثال درباره مسئله مهمی همچون نماز می فرماید: «أقیمُوالصَّلوةً»، و دیگر از جزئیات آن، مانند تعداد رکعات نمازهای یومیه، ذکر رکوع و سجده و .... سخنی نگفته است.


دلایل زکر نشدن جزئیات عبارت است از:


1- طبق قرآن کریم بیان جزئیات، به عهدۀ پیامبر صلی‌الله علیه و آله  است. («وَمَا آتَاكُمْ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا») (9)
تا بدین وسیله، ارتباط بین پیامبر صلی‌الله علیه و آله  و مردم حفظ شود.

2- اگر قرار بود همۀ جزئیات، ذکر شود، قرآن، کتابی بسیار حجیم، همچون مثنوی هفتاد مَن می شد که دیگر قابل حمل نبود.

3- عدم ذکر برخی جزئیات در قرآن کریم، خصوصاً مطالب مهم، کتاب آسمانی را از تحریف، حفظ می کند. برای مثال، در قرآن به صراحت از امیرمؤمنان علی علیه‌السلام  با آن همه عظمت، نامی نیامده است، اما، آیات بسیاری به شأن، مقام و صفات آن حضرت، اشاره دارد. اگر نام امام به صراحت بیان می شد، منافقان کمر به قتل امام علی علیه‌السلام می بستند یا کلام الهی را تحریف می کردند.


از این رو در تفسیر همین آیه، روایات متعددی از امام باقر، امام صادق و امام رضا علیهم السلام نقل شده است که غنا از مصادیق «لهوالحدیث» و سبب «عذاب مُهین» است.(10)
در آیه 30، سوره حج می خوانیم: « وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ؛ از سخن باطل دوری کنید»، امام صادق علیه‌السلام فرمود: مراد از قول زور، آوازه خوانی و غنا است.(11)
گذشته از توضیحات فوق، معرفی به صراحت، برطرف کننده اختلاف نیست، همچنان که بنی اسرائیل، از پیامبر خود خواستند، فرمانروایی بریا آنان از جانب خداوند تعیین کند...، پیامبر آنان به امر الهی، طالوت را به نام معرفی کرد، اما آنها زیر بار نرفتند و اشکال تراشی کردند.(12) بسیاری از احکام همچون زکات، امربه معروف و نهی ازمنکر در قرآن کریم بارها تصریح شده است، اما همه مؤمنان به آن احکام عمل نمی کنند.

 

 


غنا

 

سؤال: غنا چیست؟


جواب: استاد شهید مطهری (ره) درباره این موضوع می نویسد:

مسئله موسیقی و غنا، مسئله مهمی است، اگرچه حدودش روشن نیست، از موضوعات مجمل نزد فقها و اصولیین است؛ البته قدر مسلّمی در غنا هست و آن، این است: آوازهایی که موجب حفّت عقل می شود، یعنی شهوات را آن چنان تهییج می کند که عقل به طور موقت، از حکومت، ساقط می شود، همان خاصیت شراب یا قمار دارد.(13)
گاه، یک آهنگ هم خودش غنا، لهو و باطل است و هم محتوای آن، به این ترتیب که اشعار عشقی و فسادانگیز را با آهنگ های مطرب بخوانند و گاه تنها آهنگ، غنا است، به این ترتیب که اشعار پرمحتوا یا آیات قرآن و دعا و مناجات را به آهنگی بخوانند که مناسب عیاشان و فاسدان است و در هر دو صورت حرام می باشد.(14)

 

 

 

احادیثی در مذمت غنا

 

در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام چنین آمده است: خانه ای که در آن غنا باشد، ایمن از مرگ و مصیبت دردناک نیست، دعا در آن به اجابت نمی رسد و فرشتگان وارد آن نمی شوند. و در حدیث دیگری می فرمایند: غنا روح نفاق را پرورش می دهد و فقر و بدبختی می آفریند.(15)

 

 

فلسفه تحریم غنا

 

سؤال: فلسفه تحریم غنا چیست؟

جواب: در یک بررسی کوتاه می بینیم غنا مفاسد زیر را در پی دارد:

الف) تشویق به فساد اخلاقی:  تجربه نشان داده است –و تجربه بهترین شاهد و گواه است- که بسیاری از افراد تحت تأثیر آهنگ های غنا، راه تقوا را رها می کنند و به شهوات و فساد رو می آورند.
در تفسیر روح المعانی، سخنی از یکی از سران بنی امیه نقل می کند که به آنها می گفت: از غنا بپرهیزید که حیا را کم می کند، شهوت را می-افزاید، شخصیت را درهم می شکند، جانشین شراب می شود و همان کاری را می کند که مستی انجام می دهد.

ب) غافل شدن از یاد خدا: در حدیثی از امام علی علیه‌السلام  می خوانیم: «کُلُّ ما ألهی عَن ذکرِ اللهِ فَهُوَ مِنَ المَیسِرِ؛ هرچیزی که انسان را از یاد خدا غافل کند، پس آن در حکم قمار است»(16)

ج) آثار زیان بار بر اعصاب: غنا و موسیقی در حقیقت، یکی از عوامل مهم تحذیر اعصاب است. مواد مخدر گاهی از طریق دهان و نوشیدن وارد بدن می شوند مانند شراب، گاه از طریق بوییدن مانند هروئین، گاه از طریق تزریق مانند مرفین و گاه از طریق حس شنوایی مانند غنا است.
بسیاری از مفاسد مواد مخدر، در غنا هم وجود دارد، خواه تخدیر آن خفیف باشد یا شدید.(17)
توجه دقیق به زندگی نامه مشاهیر دنیای موسیقی، نشان می دهد در طول عمرشان،  دچار ناراحتی های روحی شده اند، تا آنجا که گروهی مشاعر خود را از کف داده، و به دیار جنون رهسپار شده اند، دسته ای فلج و ناتوان و برخی هنگام نواختن موسیقی -فشار خونشان بالارفته و- دچار سکتۀ ناگهانی شده اند.(18)

د) غنا، یکی از ابزارهای دست استعمارگران جهان است، زیرا آنها از بیداری مردم، به خصوص نسل جوان، وحشت دارند، به همین دلیل، گسترش انواع سرگرمی های ناسالم، بخشی از برنامه های گسترده آنها برای ادامه استعمار و فروبردن جوامع در غفلت است. بنابراین، امروزه، بخش عمده زمان برنامه های وسائل ارتباط جمعی، پرداختن به همین موضوع است.(19)

 

 

نکته: توصیه به نشاط (لذت های حلال)

 

اسلام برای برطرف کردن خستگی و ایجاد نشاط، راه¬های مناسب و سالمی را ارائه کرده است. از جمله سیر و سفر، ورزش و شنا، کارهای متنوع و مفید، دید و بازدید، گفت و گوهای علمی و انتقال تجربه و رابطه با فرهیختگان سفارش کرده است. مهم ترین راهکار، ارتباط با آفریدگار هستی و یاد او است چرا که تنها او آرام بخش دل هاست، سفارش کرده است.
در این راستا احادیثی دال بر منع از لذت های حرام، وارد شده است؛ برای مثال: حضرت علی علیه‌السلام می فرماید: «لاخیرَ فی لذّةٍ من بعدها النّار؛ در لذتهایی که پایانش دوزخ است، خیری نیست».(20)
همچنین قرآن با صراحت در آیه 36، سوره اسراء می فرماید: «اِنَّ السمعَ و البَصَرَ و الفؤاد کُلّ اولئک کانَ عنه مسئولاً؛ گوش و چشم و دل همگی مورد سؤال قرار می گیرند». براین اساس انسان باید نگهبان چشم و گوش و دل خود باشد و اجازه ندهد هر ندایی وارد آن شود.
 امام کاظم علیه‌السلام فرمودند: بکوشید که اوقات شبانه روزی شما چهار قسمت باشد: 1- قسمتی برای مناجات با خدا، 2- قسمتی برای تهیه معاش، 3- قسمتی برای معاشرت با برادران و افراد مورد اعتماد که عیب های شما را به شما می فهمانند و در دل به شما اخلاص می ورزند، 4- و قسمتی را هم در آن خلوت می کنید برای درک لذت های حلال (و تفریحات سالم) و به وسیلۀ انجام این قسمت است که بر انجام وظایف آن سه قسمت دیگر توانا می شوید.

 

 

تأثیر هیجان موسیقی بر خلیفه

 

استاد شهید مطهری، در کتاب «تعلیم و تربیت در اسلام» آورده اند که:
مسعودی، در «مروج الذّهب» می نویسد: در زمان «عبدالملک» یا یکی دیگر از خلفای بنی امیه که لهو و موسیقی خیلی رایج شده بود، به خلیفه خبر دادند که فلان شخص، خواننده است و کنیز زیبایی دارد که او هم خواننده است و تمام جوان های مدینه را فاسد می کنند. خلیفه دستور داد به گردن آن مرد، غل انداختند و آنها را به «شام» بردند. وقتی در حضور خلیفه نشستند، آن مرد گفت: معلوم نیست، آنچه او می خواند غنا باشد و از خلیفه خواست خودش امتحان کند.
خلیفه دستور داد، کنیز بخواند، او شروع به خواندن کرد، کمی که خواند، دید سر خلیفه تکان می خورد، کم کم به جایی رسید که خود خلیفه شروع به چهاردست و پا رفتن کرد و می گفت: بیا جانم بر این مرکوب خودت سوار شو!
واقعاً موسیقی به ویژه در جهت پاره کردن پردۀ تقوا و عفت قدرت فوق العاده ای دارد.(21)

 

 

 

موضوع دوم: ستون های نامرئی آسمان

 

« خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ» «[خداوند،] آسمان ها را بدون ستونی که آن را ببینید آفرید، و در زمین کوه هایی بیفکند که مبادا [زمین] شما را بجنباند، و در آن از هر جنبنده ای منتشر ساخت و از آسمان، آبی فرو فرستادیم پس در آن [انواع گوناگونی)] از جفت های [گیاهان] نیکو و پر ارزش رویاندیم».(22)
مواردی از اعجاز علمی در قرآن

 

سؤال: در آیه 10، سوره لقمان، به چند نمونه از اعجاز علمی قرآن، اشاره شده است؟

جواب: خدای تعالی برای بیان عظمت خود گاه به عالم تشریع و کتاب آسمانی (ابتدای سوره لقمان) و گاه به عالم تکوین و طبیعت اشاره می کند. در این آیه به چند نمونه از اعجاز علمی که در زمان نزول قرآن، بشر حتی تصور و گمان آن را نیز نداشت، اشاره شده است:


1- ستون ها و اهرم های نامرئی، برای استقرار کرامت و اجرام آسمانی که همان قوه جاذبه و نیروی گریز از مرکز است. (دو قدرتی که رمز گردش کرات در مدار خود هستند)

2- محافظت زمین ار لرزش، به وسیلۀ استقرار کوه ها.

3- قانون زوجیّت (وجود جنس نر و ماده) در گیاهان.(23)

 

 

ارتباط موضوعات در آیه

 

سؤال: پنج خلقتی که در آیه10، سوره لقمان، بدان ها اشاره شده  است، چگونه با هم مرتبط هستند؟

جواب: در آیۀ 10، سوره لقمان، پس از ذکر نعمت آرامش، آسمان به وسیلۀ ستون نامرئیش و آرامش زمین به وسیلۀ کوه ها، نوبت به آفرینش موجودات زنده و آرامش آنها می رسد که در محیطی آرام، بتوانند قدم به عرصۀ حیات بگذارند امّا پیداست این جنبندگان، نیاز به آب و غذا دارند، لذا در جمله های بعد، به این دو موضوع اشاره کرده است.(24)

 

 

 

التفات از غیب به خطاب

 

سؤال: علت التفات از غیب به خطاب، در آیه 10، سوره لقمان، چیست؟

جواب: در بیان آفرینش سه قسمت نخست، افعال به صورت غائب ذکر شده، ولی به مسئله نزول باران و پرورش گیاهان که می رسد، افعال را به صورت متکلم بیان کرده است، می فرماید: ما از آسمان آبی فرستادیم، و ما در زمین گیاهانی رویاندیم.
این خود یکی از فنون فصاحت است که، به هنگام ذکر امور مختلف، آنها را در دو یا چند شکل متنوع بیان کنند، تا شنونده هیچ گونه، احساس خستگی نکند؛ به علاوه این تعبیر نشان می¬دهد نزول باران و پرورش گیاهان مورد توجه خاصی بوده است.(25)

 

 

قوه جاذبه و دافعه (ستون نامرئی)

 

سؤال: عبارت « خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ» از چه حقیقت مهمی پرده برمی دارد؟

جواب: این آیه به حقیقتی اشاره دارد که در زمان نزول آیه بر هیچ کس روشن نبود، زیرا در آن زمان، آسمان ها را به صورت کراتی تودرتو، مانند طبقات پیاز (هیأت بطلمیوسی) می دانستند. براساس آن، طبعاً هیچ کدام معلق و بی ستون نبود و هرکدام بر دیگری تکیه داشت. بعدها نادرستی این عقیده اثبات شد و معلوم شد کرات آسمانی، بی آنکه تکیه گاهی داشته باشند هرکدام در مدار و جایگاه خود، معلق و ثابتند و تنها چیزی که آنها را در جای خود نگه می دارد، تعادل قوه جاذبه و دافعه است که یکی ارتباط با جرم این کرات دارد و دیگری مربوط به حرکت آنهاست؛ این تعادل جاذبه و دافعه، همچون یک ستون نامرئی، کرات آسمان را در جای خود نگه داشته است.(26)

 

 

 

درس از عالم تکوین

 

نکته: افراد با شخصیت، دارای جاذبه و دافعه ای قوی می باشند؛ از نظر رفتار، این گروه، گاهی محبتشان، به صورت بزرگ جلوه می کند که جمعیت هایی را علیه انسان بر می انگیزد. محبت واقعی، آن است که با حقیقت توأم باشد و آزاد گذاشتن هرکس در تمایلاتش یا امضاءکردن تمایلاتِ او، محبّت نیست بلکه نفاق و دوروئی است.(27)

 

 

کوه ها، مایۀ ثبات زمین

 

سؤال: چرا کوه ها مایه ثبات زمین هستند؟

جواب: امروزه از نظر علمی ثابت شده است که کوه ها به دلایل متعددی مایه ثبات زمین هستند: ریشه های آنها به هم پیوسته و همچون زره محکمی، در برابر فشارهایی که از حرارت درونی، ناشی می شود، کرۀ زمین را حفظ می کنند و اگر آنها نبودند، زلزله های ویرانگر، به قدری زیاد می شد که شاید به انسان مجالی برای زندگی نمی داد.
اگر کوه ها نبود، در اثر فشار جاذبۀ ماه و خورشید، جذر و مد عظیمی در پوستۀ خاکی زمین به وجود می آمد، شدت طوفان ها، کوه ها را در هم می شکست و تماس (اصطکاک) هوا در مجاورت زمین، آن را به هنگام حرکت وضعی خود، به حداقل می رسانند.(28)

 

 

 

مقایسه آیات 10، سوره لقمان و 36، سوره یس

 

سؤال: قانون زوجیتی که در آیۀ 36، سوره یس، به آن اشاره شده است، با زوجیت در آیه 10، سوره لقمان چه تفاوتی دارد؟

جواب: در آیه 10، سوره لقمان به قانون زوجیت گیاهان، اما در آیۀ 36 سوره یس به قانون زوجیت به طور عام اشاره شده است («سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ؛ پاک است [خدایی] که همۀ زوج ها را آفرید از آنچه زمین می رویاند و از خودشان و از آنچه نمی دانند»
در عصر نزول قرآن، مردم با زوجیّت در نخل خرما آشنا بودند، اما امروزه مشخص شده که مسئله زوجیت در عالم گیاهان و در همه چیز، عمومیّت دارد.(29)

 

 

 

موضوع سوم: لقمان حکیم

سیمای لقمان حکیم

« وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ...» «و ما به لقمان حکمت دادیم...»(30)

 

سؤال: لقمان کیست؟

جواب: در بعضی از تواریخ آمده است، لقمان، غلامی سیاه از مردم سودان بود و با وجود چهره نازیبا، دلی روشن و روحی مصفا داشت، او از همان آغاز به راستی سخن می گفت، امانت را به خیانت نمی آلود و در اموری که به او مربوط نبود، دخالت نمی کرد.(31)
لقمان، دارای عمری طولانی، هم عصر حضرت داود علیه‌السلام و از بستگان حضرت ایوب علیه‌السلام بود. او میان حکیم شدن یا حاکم شدن، مخیّر شد و حکمت را انتخاب کرد.(32)
در عظمت وی، همین بس که خدا و رسول او و امامان معصوم علیهم السلام پندهای او را برای دیگران نقل کرده اند.(33) روزی مولای لقمان از او خواست تا بهترین عضو گوسفند را برایش بیاورد. لقمان، زبان گوسفند را آورد. روز دیگر گفت بدترین عضو آن را بیاور. لقمان بازهم زبان گوسفند را آورد. چون مولایش دلیل این کار را پرسید، لقمان گفت: اگر زبان در راه حق بچرخد و سخن بگوید، بهترین عضو بدن است وگرنه بدترین عضو، خواهد بود.(34)
امام صادق علیه‌السلام می فرمایند: «لقمان، حکمت را به خاطر مال و جمال و بستگان دریافت نکرده بود، بلکه او مردی پرهیزکار، تیزبین، باحیا و دلسوز بود. اگر دو نفر با هم درگیر می شدند و خصومتی پیدا می کردند، میان آنها آشتی برقرار می کرد». لقمان با دانشمندان، زیاد می نشست. او با هوای نفس خود نیز مبارزه می کرد و...(35)

 

 

گوشه ای از نصایح لقمان


1-    اگر در کودکی خود را ادب کنی، در بزرگی از آن بهره مند می شوی.

2-    از کسالت و تنبلی بپرهیز. بخشی از عمرت را برای آموزش قرار بده و با افراد لجوج، گفت و گو و جدل مکن.

3-    تنها از خدا بترس و به او امیدوار باش. بیم و امید نسبت به خدا در قلب تو یکسان باشد.

4-    هرگز خدا و مرگ را فراموش مکن، اما اگر به مردم احسان می کنی یا دیگران در حق تو بدی می کنند، آن را فراموش کن.

5-    نماز اول وقت بخوان و در نماز، قلب خود را حفظ کن.

6-    اگر در میان مردم هستی، زبان خود را حفظ کن.(36)

 

 

 

حکمت؛ معرفت، طاعت

 


سؤال: طبق فرمایش امام باقر علیه‌السلام ، حکمت به چه معنا می باشد؟


جواب: امام باقر علیه‌السلام فرمودند: حکمت، همان فهم، معرفت و شناخت عمیق است، شناختی که انسان را به بندگی خدا و رهبر آسمانی وادارد و از گناهان بزرگ دور سازد.(37)

 

 

 

ارزش حکمت


یکی از وظایف انبیاء، آموزش کتاب و حکمت است. («وَيُعَلِّمُهُمْ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ»)(38)
حکمت، همتای کتاب آسمانی است و به هرکس عطا شود، خیر کثیر داده شده است. («وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا»)(39)، اما در مورد متاع دنیا می فرماید: «مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ؛ [اگر] بهرۀ دنیا [و نعمتهای مادی، به کسی بدهند] کم است».(40) بنابر روایات، حکمت، همچون نوری است که در جان قرار می گیرد و آثار آن در گفتار و رفتار انسان پیدا می شود.(41)
در فراگیری حکمت، به قدری سفارش شده است که فرموده اند: همان گونه که لؤلؤ قیمتی از میان زباله برمی دارید، حکمت را حتّی اگر از مشرکان بود، فراگیرید «خُذِ الحِکمَةَ وَلَو مِن مُشرِکین»(42)

 

 

 

زمینه های دستیابی به حکمت

 

سؤال: روش های دستیابی به حکمت چیست؟

جواب: حکمت، هدیه ای است که خداوند به مخلصان عنایت می فرماید. در روایات متعدد می خوانیم «من أخلص لِله أربَعینَ صباحاً ظَهَرَت یَنابیعَ الحِکمَة مِن قَلبِهِ عَلی لِسانِه؛ هرکس چهل شبانه روز کارهایش خالصانه باشد، خداوند چشمه های حکمت را از دل او به زبانش جاری می کند.(43)
در حدیثی دیگر می خوانیم «کسی که در دنیا زاهد باشد و زرق و برق ها او را فریب ندهد، خداوند حکمت را در جانش مستقر می کند».(44) حفظ زبان، کنترل شکم و شهوت، امانتداری، تواضع و رهاکردن مسائل غیر مفید، زمینه های پیدایش حکمت است.(45)

 

 

تنظیم کننده: خانم قاسمی

 

 

«موسسه فرهنگی قرآن و عترت نورالیقین»


1.    لقمان، آیه 6.
2.    تفسیر المیزان.
3.    منافقون، 4.
4.    نهج الفصاحه، حدیث 916.
5.    تفسیر نمونه، ذیل آیه 6 لقمان.
6.    همان.
7.    تفسیر نور، زیل آیه 6 لقمان.
8.    تفسیر نمونه ذیل آیه 6 لقمان.
9.    حشر،7.
10.    وسائل الشیعه، ج 12، ص 225.
11.    ابواب حرمت غنا در مکاسب محرّمه علامه انصاری.
12    سایت آیة الله سبحانی.
13.    تعلیم و تربیت در اسلام، استاد شهید مطهری.
14.    تفسیر نمونۀ ذیل آیه 6 لقمان.
15.    وسائل الشیعه، ج12، ص 225-230.
16.    وسائل الشیعه، ج12، ص 235.
17.    تفسیر نمونه، ذیل آیه 6 لقمان.
18.    تأثیر موسیقی بر روان و اعصاب، ص 26.
19.    تفسیر نمونه، ذیل آیه 6 لقمان.
20.    تفسیر نور، ذیل آیه 6 لقمان.
21.    دیوان امام علی علیه‌السلام، ص 204.
22.    تعلیم و تربیت در اسلام، استاد شهید مطهری.
23.    لقمان، 10.
24.    تفسیر نور، ذیل آیه 10 لقمان.
25.    تفسیر نمونه، ذیل آیه 10 لقمان.
26.    همان.
27.    تفسیر نمونه، ذیل آیه 2 رعد.
28.    کتاب جاذبه و دافعه شهید استاد مطهری (ره).
29.    تفسیر نمونه، ذیل آیه 10 لقمان.
30.    تفسیر نور، ذیل آیه 36 یس.
31.    لقمان، 12.
32.    قصص قرآن (شرح حالات لقمان).
33.    مجمع البیان، ج 8، ص 316 ،ذیل آیه 12 لقمان.
34.    تفسیر نور، ذیل آیه 12 لقمان.
35.    تفسیر کشاف، ذیل آیه 12 لقمان.
36.    تفسیر المیزان.
37.    تفسیر روح البیان.
38.    امالی صدوق، ص 487.
39.    جمعه، 2.
40.    بقره، 269.
41.    نساء،77.
42.    بحار، ج 14، ص 316.
43.    بحار، ج 2، ص 97 و 99.
44.    جامع الاخبار صدوق، ص 94.
45.    بحار، ج73، ص48.
46.    میزان الحکمة.

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد