تفسیر موضوعی روز پانزدهم ماه رمضان

create forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 1048 خواندن

 

 

 

« گزیده ای از مباحث تفسیری استاد حسینی آل مرتضی (المومن) در روزهای ماه مبارک »

 

رمضان ماه ضیافت الله ، ماه عروج به سوی قله های بلند رستگاری، ماه راز و نیاز با حضرت حق، ماه پرواز روح تا اوج ملكوت، ماه شكستن سنگرهای شرك درونی و بازنگری در خرابی های خانه جسم و جان است. 

خسران زده کسی است که ماه مغفرت بر او بگذرد و غفران الهی شامل حالش نشود و حالش تحول نیابد. مگر چقدر فرصت «تجدید دیدار» با «فطرت» باقیست؟ در فرصت باقی، کامروا و پیروز کسی است که با تلاش در جهت افزایش بصیرت و دانایی همت به گشودن گره کوره های جهل کند.

 

در قرآن کریم پنج وظیفه ناظر به قرآن به مسلمانان امر شده است:

 

۱- قرائت

۲- استماع

۳- ترتیل

۴- تلاوت

۵- تدبر در قرآن

 

مهم ترین وظیفه تدبر، در بالاترین کلام یعنی کلام کمال مطلق است. امید است مباحث ارائه شده در این عنوان بتواند آغاز خوبی در مسیر اعتلای انسان و ترویج انسانیت باشد و گام های ما را در راه رسیدن به سعادت استوارتر نماید.

 

 

موضوعات بررسی شده در جلسه پانزدهم:

 

۱- سیمای سوره اسراء

۲- معراج، مقدس ترین سفر

۳- وکیل، فقط خداست

۴- نسل حضرت نوح علیه السلام

۵- فساد بنی اسرائیل

۶- استوارترین راه

۷- انسان عجول

۸- کارنامه عمل

۹- مرفهان بی درد

۱۰- نتیجه دنیا طلبان و آخرت طلبان

۱۱- شرط رسیدن به سعادت جاویدان آخرت

موضوعات منتخب:

 

1-   معراج، مقدس ترین سفر

2-   انسان عجول

3-   کارنامه عمل

4-  نتیجه دنیا طلبان و آخرت طلبان

5- شرط رسیدن به سعادت جاویدان آخرت

 

 

 

موضوع اوّل: سیمای سوره اسراء

 

« سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّه هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»  «منزّه است آن ‏[‏خدايى‏]‏ كه بنده اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى -كه پيرامون آن را بركت داده ايم- سير داد، تا از نشانه هاى خود به او بنمايانيم، كه او همان شنواى بيناست.»(1)

 


سؤال: اسامی سوره اسراء و دلیل این نام‌گذاری‌ها چیست؟


جواب:
نام مشهور این سوره «بنی‌اسرائیل» است؛ چون، بخش قابل ملاحظه‌ای از آن، درباره قوم بنی‌اسرائیل می‌باشد.
نام‌های دیگر این سوره، یکی اسراء، به دلیل اینکه نخستین آیه سوره درباره اسراء (معراج) پیامبر سخن گفته است و دیگری، نام «سبحان» است، به جهت نخستین کلمه این سوره که با تسبیح خدا آغاز شد، این سوره را جزء «مسبّحات» به حساب می‌آورند.

 

 


موضوع دوم: معراج؛ مقدس‌ترین سفر

 


سؤال: ویژگی‌های معراج چیست؟

جواب:
«معراج»، مقدس‌ترین سفر در طول تاریخ است. سفری که مسافرش، پیامبر اسلام -صلی اللّه علیه و آله-؛ فرودگاهش، مسجدالحرام؛ گذرگاهش، مسجدالاقصی؛ میزبانش، خدای تعالی و سوغاتش، اخبار آسمان‌ها و ملکوت و بالا بردن سطح فهم بشر از این دنیای مادی می‌باشد.
خداوند،حضرت آدم -علیه السلام- را از آسمان به زمین آورد؛ ولی حضرت رسول -صلی اللّه علیه و آله-  را از زمین به آسمان برد. (2)
دستاوردهای این سفر، ملاقات انبیاء (3)، دریافت احادیث قدسی و مطرح شدن رهبری و ولایت حضرت علی -‌علیه السلام- بود.

 


سؤال: معراج پیامبر -صلی اللّه علیه و آله- در چه تاریخی واقع شد؟


جواب:
براساس روایات، پیامبر یک سال قبل از هجرت، پس از نماز مغرب، از مسجدالحرام در مسیر مسجد الاقصی، به وسیله بُراق به آسمان‌ها رفت و چون بازگشت، نماز صبح را در مسجدالحرام اقامه کرد. (4)

 


سؤال: کدام عبارات آیه شریفه، با وجود اختصار، مشخصات این سفر اعجاب‌آمیز را نشان می‌دهد؟


جواب:
1.     جمله « أَسْرَى »، بیانگر سفر شبانه است.


2.    « لَيْلًا »، تأکید بر کلمه «اسراء» می‌کند که وقوع این سفر در یک شب است.


3.    کلمه « بِعَبْدِهِ » بیان می‌کند که این افتخار و اکرام، به دلیل مقام عبودیت و بندگی پیامبر نصیب او شده است، همچنین این کلمه، تأکید بر سیر جسمانی پیامبر دارد؛ یعنی پیامبر با جسم و روح خود به سیر پرداخته است، نه با روح یا حالتی شبیه خواب، رؤیا و الهام.


4.    عبارت « مِنْ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى » به ابتدای این سفر، مسجدالحرام (مکه) و انتهای آن، مسجدالاقصی (قدس)، اشاره دارد.


5.    جمله « لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا »، نتیجه این سیر را بیان می‌کند که مشاهده گوشه¬ای از عظمت الهی و کسب معرفت است.(« لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى»)(5)


6.    جمله «إِنَّه هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ» علت این سیر را بیان می¬کند؛ به این¬گونه که بخشش این موهبت بی‌حساب نبوده است بلکه چون خدا شنوا و بینا به گفتار و افعل بندگان است، از این رو، تنها پیامبر -صلی اللّه علیه و آله- را شایسته این اکرام دانست.

 


سؤال: در آیه 1 سوره اسراء، چه نکته مهمی در تغییر سیاق از «غیبت به تکلم با غیر» برداشت می شود؟


«أَسْرَى بِعَبْدِهِ ... بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا ... إِنَّه هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»


جواب:
نکته مهم این است که این سیر شبانه و نشان دادن آیات، امری از ساحت عظمت و کبریایی حق تعالی صادر شد و خداوند با آیات کبرای خود، برای او تجلی کرده است و چون شنوا به گفتار و دانا به حال پیامبرش بود، می‌دانست که او لایق چنین عنایت و اکرامی است.(6)

 


سؤال: به شبهاتی که درباره سفر آسمانی «معراج» مطرح شده است، چه پاسخی می توان داد؟


جواب:


شبهات ایراد شده:
1.    نیروی جاذبه (برای فرار از جاذبه باید سرعتی معادل 40000کیلومتر در ساعت داشت).


2.    فقدان هوا در فضای بیرون از جوّ؛


3.    گرمای سوزان و سرمای کشنده؛


4.    اشعه‌های کیهانی خطرناک؛


5.    مشکل بی وزنی؛


6.    مشکل زمان ( یک شب، زمانی کوتاه برای سیر در آسمان است).

 


پاسخ به شبهات:
1.    مشکل های سفر به فضا، با پیشرفت علم، حل شده است؛ سفینه‌ها و قمرهای مصنوعی، ساخته شد که هم از حوزه جاذبه زمین بیرون می‌رود و هم مسئله اشعه‌های خطرناک را حل کرده است، لباس‌هایی که انسان را از سرما و گرما حفظ می‌کندبه وجود آمد و مشکل بی وزنی به وسیله تمرین برطرف شد؛ همه این پیشرفت‌ها، با قدرت و نیروی محدود انسان، میسر شده است، پس بدون شک، معراج که جنبه اعجاز داشت، با گذر زمان و پیشرفت تکنولوژی، قابل درک می‌باشد.


2.    اصل معراج، در قرآن و روایات متواتر، آمده است  (7)و مهم، ایمان به اصل آن است که از ضروریات دین می‌باشد و منکر آن معرفی شده است و ایمان به جزئیاتش ضروری نیست.
از طرفی، نباید، معجزه عقلاً محال باشد و چون معراج هم از نظر استدلال‌های عقلی، امکان پذیر است و هم از نظر موازین علم روز، پس معجزه و خارق العاده بودن آن را، همه قبول دارند، بقیه مسئله نیز با استمداد از قدرت خداوند، حل شدنی است. همچنین که قرآن، جابه‌جایی تخت بلقیس را از کشوری به کشور دیگر، در یک چشم بر هم زدن مطرح می‌کند که توجه به این رخداد قرآنی، مشکل طی مسافت را هم حل می‌کند.

 


سؤال: معراج پیامبر چه پیامدهای مهمی را گوشزد می‌کند؟


جواب:
1.    عبودیت، مقدمه پرواز است و عروج بدون خروج از صفات رذیله، ممکن نیست؛
بنابراین، مرحله اول عروج، خروج از صفات رذیله (حسد، ریا، بخل، نفاق، شک و تردید و ...)؛
و مرحله دوم، ورود به صفات فاضله ( اخلاص، یقین، سخاوت، ایمان و ...) و در نهایت، پرواز به سوی کمال است. ( «الصَّلوةُ معراجُ المؤمن»).


2.    اگر انسان به معراج هم برود، باز، عبد است، پس، درباره اولیای خدا غلو نکنیم. (8)


3.    شب، بهترین وقت برای قرب به خداوند، بدون هیچ گونه ریا، خودنمایی و فاصله از قیل و قال و فعالیت های روزانه است.


4.    اگر استعداد و شایستگی باشد، پرواز یک شبه صورت می‌گیرد. بعضی از دل های آماده در زمان کوتاهی رشد و تعالی پیدا می‌کنند، ولی برخی -سال‌های متوالی- به دلیل راحت طلبی، دنیا طلبی و بهانه تراشی‌های واهی، ذره‌ای حرکت و رشد ندارند.

 


سؤال: آیاتی از قرآن و احادیث درباره معراج بیان کنید.


جواب:
آیات اولیه سوره اسراء، بخش اول سفر از مکه به بیت المقدس را بیان می‎‌کند و آیات 13 تا 18 سوره نجم، بخش دوم، یعنی سیر آسمانی را بیان می‌کند. (« وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى* عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى* عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى* إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى* مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى* لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى») (9) و نیز از نظر روایات، در حد متواتر بیان شده است: الف) شیخ طوسی در تفسیر تبیان؛ ب) طبرسی در مجمع البیان؛ ج) علامه مجلسی در بحار الانوار؛ د) فخر رازی؛ و حتی، شیخ عبدالفریز بن عبدالله بن باز، از علمای متعصب وهابی معاصر، در کتاب «التخذیر من البدع» می‌گوید: «شک نیست که اسراء و معراج، از نشانه‌های بزرگی است که دلالت بر راستی و درستی پیامبر –صلی الله علیه و آله و سلم- و بلندی مقام و منزلت او می‌کند» تا آنجا که می‌گوید: «اخبار متواتر از پیامبر –صلی الله علیه و آله و سلم- نقل شده است که خداوند، او را به آسمان‌ها برد و درهای آسمان را به روی او گشود». (10)

 


سؤال: با توجه به روایات، هدف از معراج، چه امری است؟


جواب: امام صادق-علیه السلام- می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَا يُوصَفُ بِمَكَانٍ وَ لَا يَجْرِي عَلَيْهِ زَمَانٌ وَ لَكِنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَرَادَ أَنْ يُشَرِّفَ بِهِ مَلَائِكَتَهُ وَ سُكَّانَ سَمَاوَاتِهِ وَ يُكْرِمَهُمْ بِمُشَاهَدَتِهِ وَ يُرِيَهُ مِنْ عَجَائِبِ عَظَمَتِهِ مَا يُخْبِرُ بِهِ‏ بَعْدَ هُبُوطِه؛ همانا خداوند باری تعالی هرگز مکانی ندارد و زمان بر ا و جریان نمی‌یابد، ولی می‌خواست فرشتگان و ساکنان آسمانش را با قدم گذاشتن پیامبر در میان آنها، احترام کند و نیز، از شگفتی‌های عظمتش به پیامبر نشان دهد تا پس از ابزگشت برای مردم باز گو کند».(11)

 

 


موضوع سوم: انسان عجول


«وَيَدْعُ الْإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنسَانُ عَجُولًا»  «و انسان ‏‏[همان گونه كه‏‏]‏‏ خير را فرا مى خواند، [‏‏پيشامد‏‏] بد را مى خواند و انسان همواره شتابزده است».

 


سؤال: عجله ا ز صفات مفید در انسان است یا مضر؟


جواب:
عجله و شتاب، از آفات فکر و عمل بشر است.
عجول بودن انسان برای کسب منافع بیشتر، سبب می‌شود، تمام جوانب مسئله را بررسی نکند و به جهت صلاح خود نیندیشد ممکن است، در آنچه طلب می‌کند، راه خیر برایش مشخص نشود. شخص عجول به محض اینکه چیزی را برای او تعریف کنند و مطابق میل او باشد بدون تفکر به سوی او می‌رود که ممکن است، سبب شر شود و مایه خسارت است.

 


سؤال: عوامل شتاب زدگی چیست و نتیجه عجله از دیدگاه پیامبر چه می‌باشد؟


جواب:
عشق آتشین نسبت به چیزی، هوی و هوس، خوش بینی بیش از حد و جهل و تعصب از عوامل عجله است؛ بیشتر اوقات انسان پس از رو آوردن مشکلات علیه خود و فرزندانش، نفرین می‌کند که غیر معقول و در نتیجه همین عجله و نداشتن صبر است.

 


سؤال: آیا نکوهش‌هایی از قبیل عجول، ظلوم و هلوم که در قرآن به انسان نسبت داده شده است، با مقام خلیفة الهی انسان سازگار است؟


جواب:
مقام و شخصیت انسان در صورتی به حد خلیفه‌الهی می‌رسد که تربیت وی طبق نظر رهبران الهی باشد؛ در غیر این صورت، انسان میان هوس‌ها و شهوات غوطه ور می‌شود. در سوره معارج آمده است: « إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا* إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا* وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا* إِلَّا الْمُصَلِّينَ* الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ؛ انسان، هلوع (بی صبر) آفریده شده است، هنگامی که شری به ا و برسد، بی تابی می‌کند و هنگامی که خیری به او برسد، بخل می ورزد؛ مگر نمازگزارانی که همواره به این برنامه ادامه می دهند.»(12)

 


سؤال: آیا عجله، همیشه مذموم و ناپسنداست؟


جواب: تعجیل در کار خیر نه تنها مذموم نیست، بلکه ممدوح است؛ یعنی انسان پس از تصمیم گیری در کار خیر، در اجرا، درنگ نکند. عجله و سبقت در کار خیر («فَاستَبِقُوا الخَیرات») از جمله، عجله برای اقامه نماز («عَجِّلُوا بِالصَّلوة») ممدوح است. همچنین، در مواردی مثل انفاق و طلب علم و هدایت، عجله بسیار پسندیده است ولی، گاهی برای هدایت مردم باید سال ها تلاش کرد، با عجله و شتاب زدگی نتیجه مفید حاصل نمی‌شود.
در حدیثی از امام صادق-علیه السلام- آمده است:« من هَمَّ بِشی من الخیر فَلیُعجله فَان کُلَّ شی فیه تأخیرٌ فإنّ الشیطان فیه نظرة؛ به انجام کار خیری تصمیم گرفت باید عجله کند،زیرا تأخیر در کار باعث حیله شیطان می‌شود».(13)


نکته: علی بن فهریار، 20 سال منتظر بود تا به دیدار امام زمان نائل شود با انتظار لحظه لحظه و حقیقی و با نهایت حرکت و تلاش برای جلب رضایت امام زمان –عجل الله تعالی فرجه الشریف- به مقصودش رسید.

 

 


موضوع چهارم: کارنامه عمل


«وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا»  « و كارنامه هر انسانى را به گردن او بسته ايم، و روز قيامت براى او نامه اى كه آن را گشاده مى بيند بيرون مى آوريم.» « اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبً»  «نامه ات را بخوان، كافى است كه امروز خودت حسابرس خود باشى». (14)

 


سؤال: منظور از کلمه « طائر» در آیه 13 سوره اسراء چیست؟


جواب: طائر به معنای پرنده است ولی در این آیه اشاره به این موضوع است که عرب‌ها به وسیله پرندگان فال نیک و بد می‌زدند و کنایه از عمل انسان است؛ زیرا اعمال انسان، چون پرنده پرواز می‌کند تا صاحبش برسد و پرونده عمل هر کس از خیر و شر به گردنش آویخته می‌شود. در حقیقت فال نیک و بد و طالع سعد و نحس چیزی جز اعمال انسان نیست که به گردنش آویخته می‌شود.

 


سؤال: در جمله « أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ» منظور از «الزام در گردن» چیست؟


جواب: منظور این است که اعمال انسان و نتایج آن در دنیا و آخرت به هرگز از او جدا نمی‌شود و باید در همه حال نسبت به آنها پاسخگو باشد؛ بر خلاف دست و پا که انسان با جدا شدن آنها نمی‌میرد، زندگی انسان بدون گردن امکان ندارد و علاوه بر آن گردن، عضوی است که هر چه به آن آویخته شود، چه زیور، چه غل و زنجیر اولین چیزی است که در چشم بیننده جلوه می‌کند.
پس آن طائری که خداوند ملزم آدمی کرده است، همان عمل اوست و خداوند چنین مقرر کرده است که خیر و شر عمل هر کس به خود او بر می‌گردد. (15) («وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى* وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى* ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَى» ). (16)

 


سؤال: کتاب درآیه 13 سوره اسراء به چیزی اطلاق شده است و چه ویژگی هایی دارد؟


جواب:
کتاب، کارنامه عمل انسان است؛ کارنامه‌که تمام اعمال انسان در آن ثبت می‌شود و خطوط کتاب، آثار واقعی و تکوینی خود عمل است، درست مانند صدای ظبط شده انسان، عکس و اثر انگشت.


1.    کتابی که روز قیامت برای انسان بیرون می‌آورند، کتاب خود اوست. انسان، اعمال خود را چنان واضح در آن می‌بیند که گویی همان ساعت آنها را مرتکب شده است. ( «یُلقیه مَنشُوراً»)


2.    این کتاب تمام حقایق اعمال آدمی را بدون فروگذاردن چیزی در بر می‌گیرد. («لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا» (17))


3.    حقیقت اعمال را از آنچه سبب سعادت یا شقاوت است را جلوه‌گر می‌سازد.( بدون هرگونه ابهام به طوری که عذری برای انسان باقی نمی‌ماند)(« لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ» (18))


4.    انسان با خواندن نامه عملش، خود حاکم و داور است («إقرأ کتابک»)


5.    کتاب رستگاران به دست راست و دوزخیان به دست چپشان داده می شود.(« فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ» (19) )

 


سؤال: نظر مفسران درباره کتاب چیست؟


جواب: بی شک، کتاب از جنس نامه های معمولی نیست، بلکه منظور، صفحه روح است که اعمال انسان در آن اثر می‌گذارد و مراد از خواندن درک و فهم آن است . (20)
در تفسیر المیزان نیز، از کتاب به نفس اعمال تعبیر شده است.


پیام: در روایات توصیه شده است که انسان، قبل از قیامت به حساب کار خود رسیدگی کند.( حاسبوا أنفُسَکُم قَبل أن تُحاسبُوا) (21) . این گونه محاسبه، زمینه بیداری و تسهیل در حسابرسی انسان می‌شود. پس باید در همین دنیا کتاب زندگی خود را بخوانیم تا ضعف ها را جبران و از بدی ها توبه کنیم و در روز قیامت در پیشگاه خالق متعال و حضرت زهرا -سلام الله علیها- و اهل بیت -علیهم السلام- بی آبرو و شرمنده نشویم.

 


سؤال: چه نتیجه کلی از آیات 9 تا 14 سوره اسراء، استنباط می‌شود؟


جواب: با توجه به سیاق توبیخ و علامت آیات، این معنا استنباط می‌شود که خدای سبحان، قرآن را برای هدایت مردم اقوم دانسته است ولیکن، انسان در آنچه مطابق هوی و هوس است، عجله می‌کند و در نتیجه، شر را با چنان حرص می‌طلبد که گویا خیرحتمی در آن است. عمل خیر و شر مثل سایه به دنبال انسان است و در کتابی، محفوظ است و در قیامت برایش می‌آورند و مورد مؤاخذه قرار می‌گیرد، پس بر انسان لازم است، در امورش توقف و تفکر کند و عجله نکند، تا خیر را برگزیند و شر را دور کند.

 

 


موضوع پنجم: نتیجه دنیا طلبی و آخرت طلبی


«مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلَاهَا مَذْمُومًا مَدْحُورًا»   «هر كس خواهان ‏[‏دنياى‏]‏ زودگذر است، به زودى هر كه را خواهيم ‏[‏نصيبى‏]‏ از آن مى دهيم، آنگاه جهنم را كه در آن خوار و رانده داخل خواهد شد، براى او مقرر مى داريم». (22)

 


سؤال: در آیه 18 سوره اسراء به چه سنتی از سنت های خدا اشاره شده است؟


جواب:
سنت الهی مبنی بر عذاب اخروی برای دنیا طلبان؛ یعنی هر کس فقط حیات عاجله (نعمت های زودگذر) را بخواهد و این دنیا گرایی سبب غفلت از آخرت و انحصار خواسته ها در دنیا باشد. ما آنچه او می‌خواهد به سرعت به او می دهیم؛ البته، هر قدر که ما بخواهیم («مَا نَشَاءُ») ، و به هر کس که بخواهیم («لِمَن نُّرید») ولی در آخرت جهنم را جزای او قرار می‌دهیم تا حرارت آن را بچشد؛ در حالی که مذموم و دور از رحمت خدا باشد. ( عذاب جسمی همراه با تحقیر روحی)

 


سؤال: با توجه به اینکه دنیا، تنها راه رسیدن به آخرت است، دنیا طلبی تا چه حد جایز است؟


جواب:
دنیا طلبی جایز و دنیا پرستی مذموم است به گونه‌ای که انسان دنیا پرست به زندگی دیگری غیر از این زندگی دنیا معتقد نیست و همه اراده و حواسش خالص برای دنیا است و اعتقاد به نبوت و توحید را هم لغو می‌داند؛ اما اگر انسان، دنیا را از این نظر بخواهد که وسیله نیل به سعادت اخروی باشد، این دنیا طلبی اراده آخرت و عقبی طلبی است.


نکته مهم: درست است که این آیه وضعیت دنیا طلبان و غافلان از آخرت را بیان می‌کند، ولیکن باید بدانیم مراتب دنیا پرستی مختلف است، هم از ناحیه زبان و هم از ناحیه عمل، دنیا گراست ولی ممکن است کسی در زبان به نشأت آخرت گواهی دهد ولی در عمل، دنیا گرا باشد.

 

 


موضوع: شروط رسیدن به سعادت جاویدان آخرت


« وَمَنْ أَرَادَ الْآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِكَ كَانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُورً»  «و هر كس خواهان آخرت است و نهايت كوشش را براى آن بكند و مؤمن باشد، آنانند كه تلاش آنها مورد حق شناسى واقع خواهد شد.» (23)

 


سؤال: در آیه 19 سوره اسراء برای آشکار شدن حال آخرت طلبان، از چه روشی استفاده شده است؟


جواب:
با بیان شرح حال گروه دوم (آخرت طلبان) در مقابل گروه اول ( دنیا طلبان) از قرینه مقابله استفاده شده است تا مطلب، آشکارتر شود.

 


سؤال: خداوند، در آیه 19 سوره اسراء، راه رسیدن به سعادت را به چیز مشروط می‌داند؟


جواب:
1.    سعادت انسان، مشروط به اراده او است؛ اراده‌ای که با همتی والا به حیات ابدی تعلق گیرد، نه به لذات مادی.(«وَمن أرادَ الآخرة»)


2.    این اراده قوی باید بتواند، تمام ذرات وجود انسان، از جمله فکر، اندیشه و روح را به حرکت درآورد و در نهایت تلاش خود را برای رسیدن به سعادت آخرت، به کار نبرد. سعی برای رسیدن به سعادت آخرت باید به گونه‌ای باشد که لایق آن باشد، یعنی کمال جدیت در حسن عمل.(«و سَعَی لَهَا سَعیُهَا»)


3.    تمام این اصول باید، با ایمانی ثابت و استوار توآم باشد؛ چرا که، زمانی تلاش، به ثمر می‌رسد که از اعتقادی صحیح سرچشمه گیرد، آشکار است که تلاش برای رسیدن به سعادت اخروی بدون ایمان میسر نخواهد بود، ولی چون ایمان، اصل اساسی است، به صراحت، ایمان به عنوان یک شرط بازگو شده‌است. («وَ هُوَ مُؤمِنٌ»)

 


سؤال: تعبیر قرآن درباره پاداش اخروی دنیا پرستان و آخرت طلبان، گویای چه نکته‌ای است؟


جواب:
در آیه 18 سوره اسراء می‌فرماید: «ما جهنم را برایشان قرار می‌دهیم» ولی درباره عاشقان آخرت به جای اینکه بفرماید، پاداششان بهشت است، فرموده است: «سعی و تلاش آنها، مشکور و ارزش قدر دانی پروردگار را پیدا می‌کند».
تعبیر « کان سعیکم مشکورا» بسیار جامع تر و والاتر است یعنی خداوند عمل چنین کسانی را به بهترین وجه قبول نموده است و کوشش آنها را می‌ستاید. تشکر هر کس به اندازه شخصیت و سعه وجودی اوست نه به اندازه عملی که انجام گرفته است. تشکر و قدر دانی خدا با ذات بی پایان اوست و انواع نعمت‌های مادی و معنوی و هر آنچه در دستور ما بگنجد و نگنجد را شامل می‌شود. (24)
دیدگاه علامه طباطبایی درباره پاداش اخروی دنیاپرستان و آخرت طلبان در تفسیر المیزان: اینکه خدا پاداش نیک به بنده‌اش می‌دهد، تفضلی بر بنده‌اش است و گرنه وظیفه بنده، بندگی مولای خویش است، بنده باید، «عبداًشکوراً» باشد و نباید خود را طلبکار مولا بداند، پس، ثواب دادن، تفضل مولا است و ثنا و ستایش بر بنده، تفضلی دیگر است. («والله ذو الفضل العظیم»)

 


سؤال: از دو آیه 18 و 19 سوره اسراء چه نتیجه‌ای برداشت می‌شود؟


جواب:
عمل همراه با ایمان، حتماً نتیجه بخش و قطعی است، چون خداوند می‌فرماید: «کان سعیکم مشکوراً». ولی اسباب دنیوی تخلف پذیرند و دست یابی دنیاخواهان به دنیا، احتمالی است.(«مَا نَشَاءُ لِمَن نُّرید»)




سؤال: آیا نعمت دنیا فقط سهم دنیا پرستان خواهد شد و آخرت طلبان از آن محرومند؟

«كُلًّا نُمِدُّ هَؤُلَاء وَهَؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاءُ رَبِّكَ مَحْظُورًا»  «هر دو ‏[‏دسته:‏]‏ اينان و آنان را از عطاى پروردگارت مدد مى‌بخشيم، و عطاى پروردگارت ‏[‏از كسى‏]‏ منع نشده است.» (25)


جواب:
سنت خداوند بر این است که نعمت و امداد خویش را در اختیار همگان قرار دهد تا هر کس صفات بد و خوب خود را نشان دهد. آیه 20 سوره اسراء، توهمی که در سؤال آمده است را پاسخ می‌دهد: «ما هر دو گروه (چه آنها که برایشان عجله می‌کنیم و چه آنها که سعیشان شکرگزاری می‌شود) را امداد می‌کنیم چون تنها خدای سبحان است که مالک مطلق و لطف رسانی به هر دو گروه (هولاء و هولاء)، از شئون ربوبیت و تفضل اوست. هر دو گروه پرتو تربیت الهی قرار داشتند و از عطاء خدا به آنها افاضه می‌شود، ولی یکی از دو گروه نعمت خدا را در طلب آخرت و اطاعت او، صرف می‌کند و سعیش مشکور خواهد شد و دیگری که نعمت‌ها را در طلب دنیای عاجله، کفر و عشق مصرف می‌کند، از سعیش چیزی جز آتش و خسران برایش نمی‌ماند.

 


سؤال:  دنیا ممدوح است یا مذموم؟


جواب:
دنیایی ممدوح است که به ابزاری برای رسیدن به تکامل معنوی قرار گیرد. اما دنیای مذموم، دنیایی است که هدف اصلی بشر باشد و مایه غرور و غفلت و طغیان می‌شود. علی -علیه السلام- در نهج البلاغه فرموده است:
«من اَبصَرَ بها بَصَّرتة و من اَبصَر الیها اَعمَتُهُ»  «آن کس که با چشم بصیرت به آن (دنیا) بنگرد (و آن را وسیله بینایی قرار دهد)، دنیا به او آگاهی می‌بخشد و آن کس که به خود آن نگاه کند، دنیا او را نابینا خواهد کرد). (26)
در حقیقت، تفاوت دنیای مذموم و ممدوح از کلمه «بها» و «الیها» در حدیث استفاده می‌شود که اولی (بها) وسیله بودن دنیا و آن یکی (الیها) هدف بودن دنیا را، بیان می‌کند.

 

 

تنظیم کننده: خانم یثربی

 

«موسسه فرهنگی قرآن و عترت نورالیقین»


1. اسراء، 6.

2. تفسیر کشف الاسرار.

3. کافی، ج 8، ص21 .

4. بحارالأنوار، ج 18، ص 389 .

5. نجم، 18 .

6. المیزان، ج13، ص7.

7. بحار الانوار،ج18، ص 282- 410.

8. تفسیر نور، ج7، ص 17.

9. نجم، 13 تا 18.

10. التخذیر من البدع، ص7.

11. تفسیر برهان،ج 2،ص 400؛ بحار الانوار، ج3، ص315.

12. معارج، 19 تا 24.

13. اصول کافی،ج 2. بحار الانوار،ج68، ص222.

14. اسراء،13 و 14.

15. برگرفته از تفسیر المیزان، ج 13 ، ص 74.

16. نجم،39 تا 41.

17. کهف،49.

18. ق، 22.

19. حاقه، 19.

20. تفسیر کبیر فخر رازی.

21. بحار الانوار، ج 70، ص 73.

22. اسراء،18.

23. اسراء، 19.

24. تفسیر نمونه، ج12، ص82.

25. اسراء،20.

26. نهج البلاغه، خطبه 82 .

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد