تفسیر موضوعی روز پنجم ماه رمضان

create forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 1829 خواندن

 

 

« گزیده ای از مباحث تفسیری استاد حسینی آل مرتضی (المومن) در روزهای ماه مبارک »

 

رمضان ماه ضیافت الله ، ماه عروج به سوی قله های بلند رستگاری، ماه راز و نیاز با حضرت حق، ماه پرواز روح تا اوج ملكوت، ماه شكستن سنگرهای شرك درونی و بازنگری در خرابی های خانه جسم و جان است. 

خسران زده کسی است که ماه مغفرت بر او بگذرد و غفران الهی شامل حالش نشود و حالش تحول نیابد. مگر چقدر فرصت «تجدید دیدار» با «فطرت» باقیست؟ در فرصت باقی، کامروا و پیروز کسی است که با تلاش در جهت افزایش بصیرت و دانایی همت به گشودن گره کوره های جهل کند.

 

در قرآن کریم پنج وظیفه ناظر به قرآن به مسلمانان امر شده است:

 

۱-قرائت

۲- استماع

۳- ترتیل

۴- تلاوت

۵- تدبر در قرآن

 

مهم ترین وظیفه تدبر، در بالاترین کلام یعنی کلام کمال مطلق است. امید است مباحث ارائه شده در این عنوان بتواند آغاز خوبی در مسیر اعتلای انسان و ترویج انسانیت باشد و گام های ما را در راه رسیدن به سعادت استوارتر نماید.

 

با توجه به گستردگی مطالب مذکور، تنها به چند مورد از مباحث ارائه شده اشاره می شود و مشروح کلیه موضوعات ایام ماه مبارک رمضان در بخش آموزش، قسمت تفسیر موضوعی قرآن کریم مورد اشاره قرار می گیرد. 

 

 

موضوعات بررسی شده در روز پنجم ماه رمضان

 

۱- سفارش به تقوا

2- تعدد زوجات در اسلام

3- مهریه زن

۴- ارث گام دیگری برای حفظ حقوق زن

۵- اموال یتیم دلیلی برای تجسم اعمال

۶- سهم ارث

۷- کیفر زن و مرد زناکار

۸- شرایط توبه

۹- اسلام مدافع حقوق زن

۱۰- عقد موقت

۱۱- احکام ازدواج بر اساس علم و حکمت و مصلحت

۱۲- گناهان کبیره و صغیره

۱۳- عدالت یا تساوی

۱۴- قوامیت مرد در خانواده و جامعه

۱۵- دادگاه خانواده

۱۶- جامعیت اسلام

۱۷- اطاعت

۱۸- مؤمن قائد و مؤمن مجاهد

۱۹- علائم ریاکاران و منافقان

۲۰- تولی و تبری

۲۱- پیمان‌شکنی

۲۲- عقیده شیعیان در مورد حضرت عیسی علیه‌السلام

۲۳- غلوّ

موضوعاتی که به آن اشاره می‌شود

 

۱- سفارش به تقوا

2- تعدد زوجات در اسلام

3- عدالت یا تساوی

۴- اطاعت و عدالت 

۵- مؤمن قاعد و مؤمن مجاهد

 

 

 

سفارش به تقوا

 

1- چرا سوره نساء با دعوت به تقوا آغاز می‌شود؟

 

« يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثيراً وَ نِساءً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقيباً»    « اى مردم بترسيد از پروردگار خود، آن خدايى كه همه شما را از يك تن بيافريد و هم از آن جفت او را خلق كرد و از آن دو تن خلقى بسيار در اطراف عالم از مرد و زن بر انگيخت و بترسيد از آن خدايى كه به نام او از يكديگر مسئلت و درخواست مى‏كنيد (خدا را در نظر آريد) و در باره ارحام كوتاهى مكنيد كه همانا خدا مراقب اعمال شما است.»(1)

 

این سوره موضوعاتی از قبیل ادای حقوق یکدیگر، تقسیم عادلانه ارث، حمایت از یتیمان و رعایت حقوق خانواده (تنطیم خانواده که اساس جامعه است) و ... بحث می‌شود که همگی آنها از مواردی است که بدون پشتوانه تقوی وپرهیزکاری به جایی نمی‌رسد؛ بنابر این سوره نساء با دعوت به تقوا، که ریشه اصلی برنامه‌های سالم‌سازی اجتماع می‌باشد، آغاز می‌شود.(2)

 

تکرار یک اصل تربیتی

 

2- علت تکرار واژه «اتقوا» در آیه یک سوره نساء چیست؟

 

 یکی از اصول تربیتی، تکرار است.(3) برای تاثیرگذاری بر دیگران، باید به سلاح دعا، روش‌های تربیتی قرآن واهل بیت علیهم السلام ونیز توکل مجهزشد در قرآن کریم نیز این اصل تربیتی استفاده شده است؛ زیرا کسانی را که زمینه پذیرش هدایت ندارند باید بارها درِ قلب آنها را کوبید تا باز شود.

 

امتیازات موهم منشاء گرفتاری‌ها

 

3- منشاء بیشتر گرفتاری‌ها جوامع چیست؟

 

 امتیازها و افتخارها موهومی که گروه‌های مختلف برای خود در نظر گرفته‌اند، از جمله امتیازهای نژادی، زبانی، منطقه‌ای، قبیله‌ای و ... منشاء گرفتارهای جوامع بشری است در حالی که همه، فرزندان یک پدر و مادر هستند «بَثَّ مِنْهُما رِجالاً...»(4) پس امتیاز و برتری بر یکدیگر ندارند. 

 

عدم برتری زن و مرد بر یکدیگر

 

4- آیا زن و مرد در آفرینش بر یکدیگر برتری دارند؟

 

زن و مرد در آفرینش فرقی نداشته وهر دو از نظر جنسیت یکسان هستند هیچکدام بر دیگری برتری ندارند. ضمیر(ها) که مونث است در کلمه (منها) به طین «گِل» بر می‌گردد که مؤنث مجازی است: «خلق منها زوجها» بعضی مفسران مانند فخر رازی در تفسر کبیر طبق اسرائیلیات وارد شده عقیده دارند که «حوا» از یکی از دنده‌های «آدم» آفریده شده است؛ ولی خداوند متعال، در این آیه و آیاتی دیگر در قرآن آشکارا می‌فرماید: «خداوند همسر او را ازجنس او (جنس بشر) آفریده همچنانچه در آیه 72 نحل می‌فرماید: «وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً»   « خداوند همسران شما را از جنس شما قرار داد» (5)

 

تکثیر نسل آدم علیه السلام

 

5- چگونگی ازدیاد نسل فرزندان آدم علیه السلام را بیان کنید.

 

در آیه شریفه می‌خوانیم: «وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثيراً وَ نِساءً»   « خداوند از آدم و همسرش مردان و زنان فراوانی به وجود آورد».

این سخن در بردارنده این معنا است که فرزندان آدم (برادر و خواهر) با هم ازدواج کرده باشند، زیرا اگر آنها با نژاد دیگری ازدواج کرده باشند، «منها» (از آن دو) صادق نخواهد بود.

این موضوع در احادیث بسیاری نیز وارد شده است(6) و طبق استدلالی که در بعضی احادیث از ائمه اهل بیت علیهم السلام نقل شده، این ازدواج‌ها مباح بوده است؛ زیرا هنوز حکم تحریم ازدواج خواهر و برادر نازل نشده بود.(7)

 

 

تعدد زوجات در اسلام

 

1- علت بی‌عدالتی درباره دختران یتیم چه بود؟

 

«وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى‏ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَعُولُوا»    «و اگر بترسید از اینکه به هنگام ازدواج با دختران یتیم، عدالت را رعایت نکنید از ازدواج با آنان چشم‌پوشی کنید و با زنان پاک دیگر ازدواج کنید، دو یا سه یا چهار همسر؛ و اگر می‌ترسید عدالت را (در باره همسران متعدد) رعایت نکنید تنها یک همسر بگیرید، و یا زنانی که مالک آنایید استفاده کنید. این کار، بهتر از ستم جلوگیری می‌کند.»(8)

 

پیش از اسلام بعضی از مردان، دختران یتیم را تحت سرپرستی می‌کردند و زمانی که دختر به سن جوانی می‌رسید با مهریه‌ای کم با او ازدواج می‌کردند وچون این دختران خانواده‌ای نداشتند، با کوچکترین مشکل به راحتی آنها را رها می‌کردند.

آیه بالا در این زمینه نازل شد که می‌فرماید: اگر نمی‌توانید عدالت را رعایت کنید از ازدواج با دختران یتیم چشم‌پوشی کنید.

 

2- قائل شدن ارزش برای زن در اسلام

آیا دین اسلام آغازگر تعدد زوجات است؟

 

مطالعه تاریخ پیش از اسلام، نشان می‌دهد که تعدد زوجات در عرب جاهلیت و دیگر امت‌ها، همچون یهود و نصاری و ... امری عادی بوده است و گاهی به صد همسر رسیده است. آنها برای زن ارزشی قائل نبودند و او را موجودی ضعیف می‌پنداشتند و با تهمت‌های ناروا او را از مهریه محروم کرده و طلاق می‌دادند و گاه پس از فوت شوهر (همچون وسیله ای از خانه)، به عنوان ارث به سران شوهر می‌رسید در چنین فرهنگی اسلام مقام زن را بالا برد و تعدد زوجات را از یک سو محدود کرد (4 همسر بر طبق مصالحی) واز سوی دیگر مشروط کرد (رعایت عدالت) و فرمود اگر نمی‌توانید عدالت را رعایت کنید به همان یک همسر اکتفا نمایید «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً ». دنیای غرب با این قانون مخالفت می‌کند و بر ضد اسلام شعار می‌دهد در حالی که، خود، به بی بند و باری و فحشا دچار شده‌اند و یک مرد می‌تواند آزادانه با زنان بسیاری ارتباط نامشروع داشته باشد.(9)

 

عدالت میان همسران

 

3- چگونه می‌توان در باره عدالت میان همسران بین « إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا » در آیه یک نساء و «وَ لَنْ تَسْتَطيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا » در آیه 129 همین سوره جمع نمود؟

 

در آیه یک نساء منظور این است که در مسائل مادی و عملی مانند لباس، مسکن، خوراک ، و هم‌خوابی باید عادل باشید و اگر می‌ترسید عادل نباشید «إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا» برنامه دیگر، برای خود تنظیم کنید، ولی در آیه 129می‌فرماید: شما هرگز قدرت بر عدالت ندارید که مراد از عدالت در علاقه و تمایلات قلبی است چون علاقه در اختیار انسان نیست تا بتواند آن را یکسان تقسیم کند این پاسخ با استفاده از حدیثی از امام صادق علیه‌السلام(10) می‌باشد.(11)

 

نکته: زندگی در سابق یک شکل ساده و بسیط داشت و لذا رعایت کامل مساوات بین زنان آسان بود اما امروزه رعایت این مطلب دشوار است و اقدام به تعدد زوجات نباید از روی هوی هوس باشد.(12)

 

4- حکمت تعدد زوجات چیست؟

درباره حکمت تعدد زوجات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

الف-   تلفات مردها در جنگ‌ها، و حوادث بیشتر است و برخی از زنان بیوه می‌شوند.

 

ب-   جوانان به ازدواج با زنان بیوه تمایل کمتر دارند.

 

ج-   همه زنان بیوه و بی‌همسر، تقوای کافی و قدرت کنترل خود را ندارند.

 

د-   زنان در هر ماه و در هر زایمان، مدتی عذر دارند و امکان برقراری رابطه زناشویی را ندارند.

 

در نتیجه برای حفظ حقوق زنان بیوه طبق شرایطی، مرد می‌تواند همسر دوم بگیرد تا مشکل هر دو برطرف شود.(13)

 

نکته: کسی حق ندارد قانونی از قوانین حکیمانه خداوند را تغیر دهد اما می‌تواند خود را با آن تنظیم کند، همانطور که قانون تعدد زوجات، برای زنان دشوار است اما با تدبیر زندگی و رفتار مناسب در خانواده، می‌توان از چنین رویدادی، پیشگیری کرد و در صورت وقوع چنین رویدادی، خداوند زنان را به صبر و تقوا دعوت می‌نماید.

 

5- مسئله تعدد همسر از چه زوایایی قابل بررسی است؟

 

آنها که مشکلات همسر اول را در صورت تعدد زوجات عنوان می‌کنند کسانی هستند که یک مسئله سه زاویه‌ای را تنها از یک زاویه نگاه می‌کنند زیرا مسئله تعدد همسر هم از زاویه دید مرد (میل جنسی در مردان به مراتب بیش از زنان است) و هم از زاویه دید همسر اول و هم از زاویه دید همسر دوم باید مطالعه شود و با توجه به مصلحت مجموع در این باره قضاوت کنیم.(14)

 

 

عدالت و تساوی

 

1- آیا عدالت به معنای تساوی است؟

 

«وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلى‏ بَعْضٍ لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليما»    «نسبت به آنچه شما نداريد و خدا به ديگران مرحمت فرموده تمنا مكنيد،- و نگوييد اى كاش من نيز مثل فلان شخص فلان نعمت را مى‏داشتم،- زيرا اين خدا است كه- به مقتضاى حكمتش- بعضى را بر بعضى برترى داده، هر كسى چه مرد و چه زن بهرمنديش از كار و كسبى است كه دارد،- اگر درخواستى داريد از خدا بخواهيد، فضل او را بخواهيد، كه او به همه چيز دانا است.»(15)

 

عدالت و تساوی دو مقوله جدا از هم هستند. عدالت همه جا ارزش دارد، ولی تساوی گاهی ارزش و گاهی ظلم است. به طور مثال اگر پزشک به همه مریض‌ها یک نوع دارو بدهد، یا معلم به همه شاگردان یک نمره بدهد تساوی هست اما عدالت نیست، عدالت آن است که به هرکس به اندازه لیاقتش بدهیم، گرچه تفاوت باشد؛ زیرا تفاوت گذاشتن بر اساس لیاقت‌ها وکمالات حق است، اما تبعیض باطل است. تبعیض آن است که بدون دلیل و بر اساس هوای نفس یکی را بر دیگری ترجیح دهیم.(16)

 

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: من شما را به اندازه علمتان شفاعت می‌کنم

کارهای نیک یک انسان اهل علم ارزشمندتر از حسناتِ یک انسان جاهل است؛ همانطور که نماز یک عالم که با معرفت و خضوع و خشوع و در مکانی مقدس اقامه شود بسی برتر از نماز یک فرد عادی می‌باشد.

 

2- شان نزول آیه مورد بحث (32 نساء) چیست؟

 

مفسر معروف طبرسی در کتاب «مجمع البیان» نقل می‌کند که ام سلمه یکی از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: «چرا مردان به جهاد می‌روند و زنان جهاد نمی‌کنند؟ و چرا برای ما نصف میراث آنها مقرر شده است؟ ای کاش ما هم مرد بودیم و همانند آنها به جهاد می‌رفتیم و موقعیت اجتماعی آنها را داشتیم آیه 22 سوره نساء نازل شد و به این سوالات و مانند آن پاسخ گفت و در این آیه می‌فرماید: «تفاوت‌هایی را که خداوند برای بعضی از شما پوشیده و پنهان است به طور مثال تفاوت سهم ارث زنان و مردان، به خاطر آن است که هزینه زندگی عموماً بر دوش مردان می باشد، زنان از آن معافند به علاوه هزینه فرد آنان نیز بر دوش مردان و عملاً سهمیه زنان دو برابر مردان خواهد بود.(17)

 

همان طور که پیکر انسان، به بافت‌ها، عضلات و سلول‌های گوناگون نیاز دارد یک جامعه نیز، به پیکره منسجم که متشکل از افراد مختلف با استعدادهای گوناگون هستند، نیازمند است. سلول‌های بدن ما، با تمام تفاوت‌هایی که دارند همگی از غذا، هوا و سایر نیازمندی‌ها به مقدار لازم بهره می‌گیرند و به وظیفه خود عمل می‌کنند که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. خدمات اعضاء پیکر اجتماع نیز، بنایی کوچک شمرده شود و همگی محترم هستند.

 

علت تفاوت‌ها

 

تفاوت‌ها برای چیست؟

در پاسخ باید به چند نکته توجه داشت:

 

1. قسمتی از تفاوت‌های جسمی و روحی مردم با یکدیگر معلول اختلافات طبقاتی و مظالم اجتماعی و یا سهل‌انگاری‌های فردی است که هیچگونه ارتباطی به دستگاه آفرینش ندارد، مثل افرادی که بر اثر تنبلی، نیروهای جسمی و روحی خود را از دست می‌دهند که هیچ‌گاه اسلام این تفاوت‌ها را تأیید نکرده است.

 

2. قسمتی دیگر از این تفاوت‌ها، طبیعی و اقتضای آفرینش است و مواهب الهی و استعدادهای جسمی و روحی انسان‌ها آنچنان تقسیم شده است که برآیند استعدادها در افراد مختلف یکسان است. یکی استعداد ریاضی خوبی دارد یکی ذوق شعر و دیگری عشق به تجارت و بعضی هوش سرشاری برای کشاورزی، مهم این است که جامعه با خود اشخاص، استعدادها را کشف کنند و آنها را در شرایط مناسب پرورش دهند.

 

3. همان‌طور که پیکر انسان، به بافت‌ها، وعضلات و سلول‌های گوناگون نیاز دارد یک جامعه نیز، به پیکره منسجم که متشکل از افراد مختلف با استعدادهای گوناگون هستند نیازمند است. سلول‌های بدن با تمام تفاوت‌هایی که دارند همگی از غذا، هوا و سایر نیازمندی‌ها به مقدار لازم بهره می‌گیرند و به وظیفه خود عمل می‌کنند که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. خدمات اعضاء پیکر اجتماع نیز نباید کوچک شمرده شود و همگی محترم هستند.(18)

 

 

اطاعت

 

تکرار لفظ أطیعوا

 

1-علت تکرار لفظ (أطیعوا) در آیه اطاعت چیست؟

 

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلًا»     « ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خدا را اطاعت کنید و از رسول و اولی الامر خود [جانشین پیامبر] اطاعت کنید. پس اگر در باره چیزی دشمنی کردید، آن را به حکم خدا و پیامبر برگردانید اگر به خدا و قیامت ایمان دارید. این [رجوع به قرآن و سنت برای حل اختلاف] بهتر و پایانش نیکوتر است.»(19)

 

علت تکرار  لفظ «اطیعوا» بیانگر این مطلب است که اطاعت از خداوند (خالق هستی) اصل است و اطاعت از رسول و اولی الامر در طول اطاعت خداوند متعال می‌باشد.(20) (همچنین اطاعت از پدر و مادر، استاد و هر کسی که خداوند به اطاعت از وی فرمان داده است).

 

نکته: در این آیه شریفه خداوند مومنین را به اطاعت از خود ورسول و جانشینان رسول صلی الله علیه و آله امر می‌فرماید، پس بنابر این مؤمنان نباید تنها به ارتباط عاطفی با اهل بیت علیهم السلام بسنده کنند، بلکه ارتباط عاطفی و احساسی مقدمه‌ای‌ست برای ارتباط فکری و معرفتی.

 

اختلاف در مورد اولی الامر

 

2- چرا در آیه اطاعت، مرجع حلّ نزاع تنها خدا و رسول معرفی شده است؟

 

در این آیه، برای اطاعت سه مرجع ذکر شده است ولی برای برطرف کردن دشمنی، دو مرجع آورده است.

 

مرجع:     برای اطاعت:         أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ

مرجع:      برای نزاع:           فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ

نتیجه:       پس نزاع درباره اولی الامر (خلافت امیر مؤمنان علی علیه السلام) است.

 

این، نشانه آن است که اگر در شناخت اولی الامر و مصداق آن نیز نزاع شد، باید به خدا و رسول او مراجعه شود.(21)

 

نکته: وقتی گروهی، اصل موضوعی را قبول ندارند، نمی‌توان از آن موضوع به عنوان حجت برایشان استفاده کرد. به طور مثال اگر اهل کتاب در باره نبوت پیامبر خاتم صلّی الله علیه و آله اختلاف دارند، نمی‌توان برای اثبات حقانیت نبوت پیامبر صلّی الله علیه و آله به روایتی از ایشان یا به قرآن کریم استناد کرد بلکه باید از طریق منابع مورد قبول اختلاف کنندگان مانند (تورات) استدلال کرد.

 

شناخت

 

اولی الامر کیست؟

1- نکاتی مهم در رابطه با شناخت اولی الامر چیست؟

 

الف) اطاعت از رسول، همان اطاعت از خداست به جز این آیه در ده آیه دیگر، نیز اطاعت از خدا، و رسول، در کنار هم آمده است. جالب توجه، آنکه در هیچ جای قرآن دستور به اطاعت الله بدون دستور به اطاعت از رسول خدا نیامده است.

از اینجا می‌فهمیم که اطاعت از رسول، همان اطاعت از خداست و نمی‌توان کسی را که از رسول اطاعت نمیکند، مطیع خدا حساب آورد. «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفيظاً»   « هر کس از رسول اطاعت کند از خدا اطاعت کرده است ...»

 

ب) اطاعت از اولی الامر در کنار اطاعت از خدا و رسول خدا

«اولی الامر» اشخاصی به جز پیامبر هستند لکن دارای جایگاه ویژه‌ای هستند که چه در زمان پیامبر و چه پس از آن، مؤمنان باید از آن اطاعت کنند. اطاعت آنها در کنار اطاعت از پیامبر و پس از اطاعت از خدا آورده شده است.

 

به عبارت دیگر، آن افراد، به لحاظ اطاعت، هم‌رده و هم سنخ پیامبر هستند و اطاعتشان مانند اطاعت از خدا واجب است؛ زیرا همان‌طور که در باره الله، فعل «اطیعوا» آمده، در باره رسول و اولی‌الامر نیز، در همان آیه فعل «أطیعوا» آمده است.

 

ج) نسخ

این آیه قرآن هرگز نسخ نشده است؛ یعنی بعد از نازل شدن این آیه، آیه دیگری نیامده است که گویای این نکته باشد که دیگر عمل به این آیه ممنوع شده است.

 

د) اطاعت بی‌قید و شرط

این آیه دستور مطلق و بی‌شرط برای اطاعت از الله و رسول و اولی‌الامر می‌دهد. پس معلوم می‌شود اولی‌الامر معصوم هستند و اگر احتمال خطا در مورد ایشان وجود داشته، خداوند متعال حتماً متذکر می‌شد. همان‌طور که در مورد اطاعت از والدین، می‌فرماید: اگر آنها تلاش کنند تا تو به من شرک ورزی از آنها اطاعت مکن. «وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بي‏ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما » اطاعت از والدین، شوهر، استاد و هر کس دیگری با قید و شرط است. «لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ‏ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِق»(22)   اما اطاعت از معصوم بدون قید است چون هرگز اشتباه نمی‌کند.

 

هـ) حضور اولی‌الامر در همه دوران‌ها

در هر زمان یک نفر وجود دارد که دارای «امر» است، بنابر این از جمع بودن معنای اولی‌الامر و امر دائمی قرآن به اطاعت از اولی‌الامر قابل دریافت است که آنان افرادی حاضر در همه دوران‌های بشر هستند و هیچ زمانی جهان از حضور آنها خالی نمی‌شود.

 

و) حدیث ثقلین و آیه ولایت

در زیارت معتبر جامعه کبیره، یکی از صفاتی که در خطاب به ائمه اولی‌الامر است. در سخنان اهل بیت هم آمده است که منظور از اولی‌الامر در این آیه خود ایشان هستند.(23)

 

این‌گونه تفسیر کردن آیه با روایت ثقلین «إِنِّي‏ تَارِكٌ‏ فِيكُمُ‏ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي‏» و آیه ولایت «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ » هم سازگار است زیرا مطابق حدیث ثقلین، تمسک به قرآن و نیز اهل بیت راه نجات از گمراهی است و مطابق آیه ولایت ـ که شیعه و سنی آن را در شأن امیراالمؤمنین علی علیه السلام می‌دانند که در رکوع نماز، انگشتری خود را به سائل بخشید ـ ولایت علاوه بر الله و رسول، برای علی ـ و سایر جانشینان پیامبر که مانند علی علیه السلام، هستند ـ منحصر شده است. بنابر این، اطاعت محض هم، منحصر در خدا و رسول او و جانشینان او در مقام ولایت است.

 

ز) مراجعه به قرآن و سنت برای فهم معنای اولی‌الامر

در برخی تفاسیر شیعه همچنین تفاسیر اهل سنت نظرهای تفسیری مختلفی در باره اولی‌الامر داده شده است. جای تعجب دارد؛ برخی از این نظرات عبارتند از: عالمان و فقیهان، فرماندهان لشکر پیامبر، اصحاب پیامبر، ابوبکر، عمر و عثمان و علی علیه السلام و ابن مسعود حتی برخی این آیه را در باره حاکم زمان، سلطان و شاه تفسیر می‌کنند.

 

دلیلی برای قبول این گفته‌های بی‌اساس نداریم، خدا قرآن مبین نازل کرده است راهی برای شناخت معانی آن و دور شدن از شک و گمانه‌زنی‌ها گذاشته با مراجعه به همین آیه می‌فهمیم زمان اختلاف در معانی خود کلمه اولی‌الامر باید به الله و رسول او مراجعه کنیم.

 

در اینجا برای مراجعه به الله در قرآن جستجو می‌کنیم و برای مراجعه با پیامبر در سنت قطعیه ایشان به دنبال معنای اولی‌الامر هستیم به این ترتیب اولی‌الامر عبارتند از جانشینان معصوم پیامبر صلی الله علیه و آله که اولینشان علی علیه السلام است.(24)

 

4- برخی آیات و احادیثی مکمل آیه اطاعت ذکر کنید.

 

آیات بسیاری در قرآن کریم به ولایت امام علی علیه السلام اشاره دارند از جمله:

 

«إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً» 33 احزاب

 

«لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين‏» 124 بقره

 

«قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏» 23 شوری

 

و احادیثی از جمله: حدیث سفینه، منزلت، عشیره دار، ...

 

 

مؤمن قاعد و مؤمن مجاهد

 

1- چرا خداوند، مؤمن «مجاهد» را بر مؤمن «قاعد» برتری داده است؟

 

«لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدينَ دَرَجَةً وَ كُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى‏ وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ عَلَى الْقاعِدينَ أَجْراً عَظيماً»   « مؤمنان که بدون عذر و ضرر [همچون بیماری و معلولیت] از جها باز نشسته‌اند، با مجاهدانی که با اموال و جان‌های خویش در راه خدا جهاد می‌کنند، یکسان نیستند. خداوند، جهادگران با اموال و جانشان را بر نشستگان [از جنگ] به درجه‌ای برتری داده است. خداوند همه مؤمنان را وعده [پاداش] نیک‌تر داده است، ولی خدا مجاهدان را بر نشستگان، با پاداش بزرگی برتری داده است.»(25)

 

در این آیه خداوند به دو گروه مؤمن «قاعد» و مؤمن «مجاهد»، وعده بهشت می‌دهد «كُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى»

اما مجاهد را بر قاعد با وعده اجری عظیم و درجاتی والا، برتری داده است (هر درجه به فاصله زمین تا آسمان) بر اساس عدالت خدای‌تعالی، این دو گروه، در مقابل پروردگار برابر نیستند. زیرا مؤمن قاعد همچون عابد، جان خود را نجات می‌دهد، اما مؤمن مجاهد، غریق نجاتی است که جان دیگران را نجات می‌دهد.

 

همچون عالمی که به علم خود عمل می‌کند.

اگر چه مؤمن قاعد ضرری به دیگران نمی‌رساند، اما نفعی هم به مردم نمی‌رساند فقط مشغول نماز، روزه، زیارت و این قبیل عبادات است؛ اما مؤمن مجاهد، کسی است که علاوه بر خود و اطرافیان برای جامعه نیز سودمند است «خَيْرُ النَّاسِ‏ مَنْ‏ نَفَعَ‏ النَّاسَ‏» نیز در عرصه اجتماع، اهل جهاد و حرکت است، هم در راه طلب علم و امر به معروف و نهی از منکر و ... می‌کوشد و هم با مال و هم با جان خود جهاد می‌کند «الْمُجاهِدينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ»

 

2- آیاتی از قرآن کریم درباره با فضیلت مجاهد بر غیر مجاهد

کسانی که در راه طلب علم از سختی‌ها استقبال می‌کنند مصداق مؤمن مجاهد هستند و وقتی علم حقیقی با عمل همراه شود «نور علی نور» می‌شود.

 

«لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُون‏»    « هرگز مؤمنانی که بدون عذر از جهاد باز نشستند با آنان که با مال و جان خود در راه خدا جهاد کردند یکسان نخواهند بود».(26)

 

«يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ»    « خداوند مقام اهل ایمان را رفیع می‌گرداند و دانشمندان را درجات عظیم می‌بخشد».(27)

 

«هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُون‏»    « آیا اهل علم با مردم جاهل نادان یکسانند؟»(28)

 

«شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ »    « خداوند، ملائکه و اهل علم گواهی می‌دهند که به یقین جز ذات اقدس او که نگهبان عدل است خدایی نیست».(29)

 

«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون‏»     « البته نپندارید که شهیدان راه خدا مرده‌اند، بلکه همیشه زنده‌اند در نزد خدا متنعم خواهند بود».(30)

 

 

تنظیم کننده: خانم قاسمی

 

 

«موسسه فرهنگی قرآن و عترت نورالیقین»

 


1. نساء، 1.

2. تفسیر نمونه، ذیل آیه 1 نساء.

3. تفسیر نور، ذیل آیه 1 نساء.

4. تفسیر نمونه، ذیل آیه 1 نساء.

5. تفسیر نمونه، ذیل آیه 1 نساء.

6. کلینی، اصول کافی، باب آفرینش آدم.

7. تفسیر نمونه، ذیل آیه 1 نساء.

8. نساء، 3.

9. برگرفته از تفسیر نمونه، ذیل آیه 3.

10. وسایل، ج 21، ص 345.

11. تفسیر نور، ذیل آیه 3.

12. تفسیر نمونه، ذیل آیه 3.

13. تفسیر نور، ذیل آیه 3 نساء.

14. نمونه، ذیل آیه 3 نساء.

15. نساء، 32.

16. تفسیر نور، ذیل آیه 32 نساء.

17. برگرفته از تفسیر نمونه، ذیل آیه 32 نساء.

18. برگرفته از تفسیر نمونه، ذیل آیه 32 نساء.

19. نساء، 59.

20. برگرفته از تفسیر نور، ذیل آیه 59 نساء.

21. برگرفته از تفسیر نور، ذیل آیه 59 نساء.

22. من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 81.

23. کافی، ج 1، ص 205.

24. نکات مطرح شده در سایت تبیان برگرفته از منابع: قرآن کریم، ترجمان فرقان، (آیت الله صادقی تهرانی، انتشارات شکرانه، قم 1388 ش) کافی، شیخ کلینی، داراالکتب الاسلامیه (تهران 1365 ش) می‌باشد.

25. نساء، 95.

26. نساء، 95

27. مجادله، 11.

28. زمر، 9.

29. آل عمران، 18.

30. آل عمران، 169.

 

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد