درس دهم عقاید(صفات فعلیه)

create سعادتمند forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 329 خواندن

 

 

درس دهم

 


مقدمه
خالقیت
ربوبیت
الوهیت

 


مقدمه
در درس قبل به تعریف صفات ذاتیه و توضیح سه صفت ذاتیه (علم، قدرت و حیات) پرداخته شد. همچنین بیان شد که صفات فعلیه، مفاهیمی هستند که از ایجاد رابطه و نسبت1 بین ذات خدا و مخلوقات انتزاع2 می‌شوند. برای مثال، از رابطه و نسبتی که بین خالق و مخلوق(آفریننده و آفریده) برقرار می‌شود، مفهوم خلق کردن(آفریدن) به دست می‌آید.
در نظر گرفتن این رابطه و نسبت بین خدا و مخلوقات، سبب انتزاع مفهومی متضایف3 و قائم به طرفین4 می‌شود که فرق اساسی میان صفات فعلیه و ذاتیه می‌باشد. همچنین، بیان شد که صفات فعلیه اگر به لحاظ مبادیشان در نظر گرفته شوند، قابل برگشت به صفات ذاتیه هستند. برای مثال، صفت سمیع اگر به معنای عالم بودن بر مسموعات یا قادر بودن بر سمع(شنیدن) در نظر گرفته شود از صفات ذاتیه خواهد بود. به همین ترتیب، صفات ذاتیه نیز اگر به معنای فعلی و اضافی5 در نظر گرفته شوند از صفات فعلیه به شمار می‌روند6 مانند صفت علم(که صفت ذات است) اگر به معنای عالم بودن خداوند بر اعمال مخلوق در نظر گرفته شود، صفت فعل است«عَلِمَ اللهُ أنَّکُم کُنتُم تَختانُونَ أنفُسَکُم 7».
اکنون در این درس به بررسی سه صفت از صفات فعلیه خداوند متعال؛ خالقیت، ربوبیت و الوهیت، پرداخته می‌شود. همچنین نکته‌ای8 که کلید حلّ بسیاری از مشکلات در زمینه شناخت صفات و افعال الهی است، مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

 

موضوع: اقسام اضافات و روابط بین خدا و مخلوق


سؤال: اضافات و روابطی که بین خدا و مخلوق در نظر گرفته می‌شود به چند دسته تقسیم می‌شوند با مثال؟


اضافات و روابطی که بین خدا و خلق در نظر گرفته می‌شود، حدّ و حصری ندارند ولی از یک نظر می‌توان آنها را به دو دسته کلی تقسیم کرد:
1-اضافاتی که به طور مستقیم بین خدا و مخلوقات در نظر گرفته می‌شود(بدون واسطه) مانند ایجاد، خلق، ابداع و مانند آنها.
2-اضافاتی که بعد از لحاظ اضافات و روابط دیگری منظور می‌گردد(با واسطه) که خود بر دو قسم است:
الف) گاهی قبل از انتزاع صفت فعلی برای خداوند متعال، ابتدا یک نوع رابطه و اضافه بین مخلوقات لحاظ می‌گردد مانند صفت رازقیت.
ب) گاهی قبل از انتزاع صفت فعلی برای خداوند متعال، چندین نوع رابطه و اضافه بین مخلوقات، لحاظ می‌گردد مانند صفت مغفرت.


صفات خالقیت، رازقیت، مغفرت و ... همه از صفات فعل خداوند هستند. اما تفاوت آنها در وجود یا عدم واسطه و یا تعداد واسطه‌هایی است که بین خداوند و مخلوقاتش وجود دارد.
1.صفت خالقیت: در این صفت، هیچ واسطه‌ای وجود ندارد و خداوند به طورمستقیم، به مخلوقاتش هستی می‌بخشد مانند آفرینش موجودات«إنّما اَمرُهُ إذا أرادَ شَیئَاً أن یَقُولَ لَهُ کُن فَیَکون9».
2.الف) صفت رازقیت: اما در این صفت، ابتدا رابطه موجود روزی‌خوار با چیزی که از آن ارتزاق می‌کند(خوراکش) درنظر گرفته می‌شود سپس تأمین آن رزق و روزی(آنچه که موجود روزی‌خوار از آن ارتزاق می‌کند) از طرف خداوند سبحان مورد توجه قرار می‌گیرد آنگاه صفت رازقیت با یک واسطه و اسباب رزق و روزی، محقق می‌شود مثل اینکه کشاورز برای به دست آوردن محصول به تلاش، آب، خاک، نور مناسب و به استفاده از روش‌های کاشت و برداشت و ... نیازمند است و خداوند متعال نیز با نزول باران و نور خورشید، زمینه را برای رشد و بارور شدن محصول، فراهم می‌کند و در نتیجه این فعالیت‌ها، رزق انسان تأمین می‌شود. پس خداوند متعال، به واسطه این اسباب و علل، روزی انسان را مهیا می‌کند.
ب) صفت مغفرت: اما در این صفت، چندین واسطه نیاز است. ابتدا باید دینی برای مردم تشریع شده باشد. این دین احکام تکلیفی را بر عهده افراد بگذارد و مردم از این احکام سرپیچی کنند و از عصیان خود، نادم و پشیمان شوند و قصد توبه10 کنند تا صفت مغفرت خداوند، محقق شود.

 

 

سؤال: صفات فعلیه به چه لحاظ، مقید به قیود زمانی و مکانی می‌شوند؟


هنگامی‌که رابطه‌ای میان خدای متعال و موجودات مادی در نظر گرفته می‌شود و بر اساس آن، صفت فعلی خاصی برای خداوند، انتزاع می‌شود(خالقیت، رازقیت،...) این صفات به لحاظ تعلق به موجودات مادی که یک طرف اضافه را تشکیل می‌دهند، مقید به قیود زمانی و مکانی می‌گردند هر چند به لحاظ تعلق به خدای متعال که طرف دیگر اضافه می‌باشد منزه از چنین قیود و حدودی خواهند بود. هر انسانی یا هر مخلوقی در یک زمان و مکان خاص به وجود می‌آید پس مقید به زمان و مکان و امری حادث است و سرانجام دچار زوال و نابودی خواهد شد. ولی خداوند متعال، همان‌طور که اثبات شد11؛ جسم، زمان، مکان، تغییر، تحول و... ندارد، پس قیود زمانی و مکانی در مبحث صفات فعلیه فقط به یک طرف اضافه که مخلوقات هستند، برمی‌گردد و به خداوند متعال، نسبت داده نمی‌شود.
این نکته مهم و قابل توجه که کلید حلّ بسیاری از مشکلات در زمینه شناخت صفات خداوند است، بین اهل بحث و نظر به شدت مورد اختلاف است12.

 

پی‌نوشت:
1.ارتباط، پیوستگی، تماس، ربط، پیوند(فرهنگ معین) آنچه دو تن یا دو چیز را به هم ارتباط می‌دهد(فرهنگ عمید).
2.انتزاع در لغت به معنای جدا کردن، گرفتن، در آوردن جزئی از یک کل(فرهنگ معین). ودر اصطلاح فلسفه، همراه با پیشوند‌هایی می‌آید. برای مثال، مفهوم انتزاعی؛ یعنی مفهومی که از یک کلام برداشت می‌شود.
3.متضایف: با یکدیگر نسبت دارنده از تضایف به معنای کنار هم آمدن. در اصطلاح فلاسفه یکی از اقسام تقابل است که بین دو امر وجودی برقرار است. متضایفان دو امر وجودی هستند که تعقل یکی بدون دیگری امکان پذیر نیست، مانند: خالق و مخلوق، پدر و پسر، مادر و فرزند(تا فرزندی نباشد مادر بودن معنا پیدا نمی کند)(شرح نهایةالحکمه، ترجمه علی شیروانی، ج1، ص475).
4.قائم به طرفین: پابرجا و استوار به دو طرف( هر دو طرف باید باشند و گرنه برقرار نمی‌ماند).
5.اضافی: هرگونه رابطه و نسبت میان خداوند و مخلوقات برقرار شود از لحاظ کردن این رابطه می‌توان مفهومی را انتزاع کرد که مصداق خارجی ندارد در واقع مفهومی اضافی است. مثل مفهوم رازقیت که یک مفهوم اضافی است(مصداق خارجی ندارد) که عقل از رابطه روزی دهنده و روزی خوار انتزاع می‌کند.
6.مثال: صفت سمیع اگر به معنای عالم بودن خداوند بر مسموعات یا قدرت او بر سمع باشد، صفت ذات است. ولی اگر به معنای شنیدن دعای بندگانش باشد، صفت فعل است؛ زیرا ارتباطی بین خدا و مخلوقاتش بر قرار می‌شود.

7.سوره بقره، آیه187؛ آیات دیگر که در آنها علم، صفت فعل خداوند است: (بقره235: «عَلِمَ اللهُ أنَّکُم سَتَذکُرُونَهُنّ؛ خدا می‌داند شما به زودی آنان را یاد خواهید کرد.») ، (انفال66: «عَلِمَ أنَّ فیکُم ضَعِفاً؛ دانست که در شما ضعفی است.») ، (فتح27: «فَعَلِمَ ما لم تَعلَموا؛ خدا آنچه را که شما نمی‌دانستید، دانست»).
8.مقیّد بودن یا نبودن خداوند به قیود زمانی و مکانی.
9.سوره یس، آیه82.
10.در اینکه انسان باید امید به بخشش خداوند داشته باشد شکی نیست اما پذیرش توبه انسان از طرف خداوند و مشمول رحمت و مغفرت خداوند شدن شرایطی دارد که باید محقق شود تا توبه انسان پذیرفته شود«إلاّ الذین تابوا و أصلحوا وَ بَینوا؛مگر کسانی که توبه کردند و اصلاح کردند و بیان کردند» تا دیگران از رفتار و کردارش متوجه شوند که در کارش پشیمان است و در این صورت است که مغفرت خداوند شامل حالش می‌شود. همچنین است مسئله شفاعت که باید بین شفیع و مشفوع لَه شباهتی وجود داشته باشد و فرد شرایطش را محقق کند تا به اذن خدا مورد شفاعت قرار گیرد.(به طور مثال با یک میلیون، نمی‌توان جنس 10میلیونی خرید).
11.در درس هشتم به طور کامل توضیح داده شد.
12.اختلاف نظر در باره صفات خدا و مسائل آن سبب پدید آمدن فرقه‌های مختلف کلامی مثل مجسمه و مشبهه و... شد که اینها برای خداوند، جسم و زمان و مکان قایل شدند(درس 8 فرقه‌های مشبهه توضیح داده شد).

 

 

بخش اول:

 


موضوع: خالقیت


سؤال: مفهوم خالقیت را شرح دهید؟


بعد از اثبات واجب الوجود به عنوان نخستین علت برای پیدایش موجودات ممکن الوجود و با در نظر گرفتن اینکه، همگی آنها در هستی خودشان نیازمند به او هستند، صفت خالقیت برای واجب الوجود و مخلوقیت برای ممکنات، انتزاع می‌شود. مفهوم خالق که بر اساس این رابطه به دست می‌آید مساوی با علت هستی بخش و موجد می‌باشد و همه موجودات ممکن و نیازمند، طرف اضافه آن بوده و متصف به مخلوقیت می‌گردند. خالقیت به معنای فاعلیت و وجودبخشی است، بنابراین، خداوند که وجود بخش است، خالق نامیده می‌شود. در درس‌های پیش، اثبات شد که همه موجودات، مخلوق خداوند هستند. بنابراین، خالقیت خداوند، همه موجودات را شامل می‌شود و خداوند خالقیت مطلق دارد1.

 


سؤال: فرق ابداع و خلق در چیست؟

 


خداوند متعال موجودات را به دو گونه آفریده است:
1)خلق: آفرینش موجود از ماده‌ای که در گذشته وجود داشته است(آفرینش مسبوق به ماده قبلی، با الگو) را به اصطلاح خاص خلق گویند.« خَلَقَ الإِنسَانَ مِن صَلصَالٍ کَالفَخَّار2».واژه خلق در مورد انسان هم می‌تواند کاربرد داشته باشد مثلا وقتی انسان وسیله‌ای را می‌سازد در این صورت می‌گویند که او خالق است.
2)ابداع: ایجاد موجود بدون ماده قبلی را ابداع گویند«بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرضِ3».مانند ماده نخستین4 و مجردات (عالم عقول، روح، ملائکه و ...).مفهوم ابداع فقط در مورد خداوند به کار می رود شاید گاهی برای برخی اکتشافات و اختراعات انسان هم این وصف به کار رود اما همان اکتشافات هم از روی الگوی قبلی صورت گرفته است اما ابداع خداوند بدون الگوی قبلی است«إِبتَدَأَ الأشیَاءَ مِنَ العَدَم5... ».

 

 

موضوع: تفاوت صنع خدا با صنع مخلوقات

 


سؤال: آیا صفات فعل خداوند مانند مخلوقات، عکس‌العمل و نتیجه دارد؟


خیر، خلق کردن خداوند مانند تصرفات انسان در اشیاء و ساختن مصنوعات نیست که نیازی به حرکت و به کار گرفتن اندام‌های بدن داشته باشد و حرکت به عنوان «فعل» و پدیده حاصل از آن به عنوان«نتیجه فعل» تلقی ‌شود و چنان نیست که آفریدن چیزی و آفریده چیز دیگری باشد؛ زیرا خداوند از حرکت و خواص موجودات جسمانی منزه است.


شرح:
انسان‌ها برای پدید آوردن چیزی نیازمند انجام فعلی هستند و به ابزارآلاتی نیاز دارند. مانند یک نجّار که برای ساختن یک میز، ابتدا باید چوب، اره، چکش و میخ داشته باشد و خودش با استفاده از این ابزارها و الگویی که طرح کرده، فعالیتی را انجام ‌دهد تا میز ساخته ‌شود و این نتیجه فعل اوست. پس فعل(ساختن میز) و نتیجه فعل(میز ساخته شده) دو پدیده جداگانه هستند اما در مورد خداوند این‌گونه نیست. خداوند متعال، جسم و حرکت و دیگر خواص موجودات را ندارد که حرکت کند و فعالیت جسمانی انجام دهد و نتیجه فعلش مصنوعی باشد. بلکه فعل و نتیجه فعل در مورد خداوند، یک چیز است و آن اراده کردن خداوند است و به محض اینکه اراده کند، مصنوع به وجود می‌آید بدون نیاز به ابزار و الگو(إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَن يَقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ).

 


سؤال: چرا نمی‌توان برای«آفریدن» مصداق عینی زائد بر ذوات مخلوقات، در نظر گرفت؟


اگر آفریدن خدا مصداق عینی زائد بر ذوات آفریده داشت، موجودی ممکن الوجود و مخلوقی از مخلوقات خدا به شمار می‌رفت و سخن درباره آفریدن آن تکرار می‌شد. بنابراین، صفات فعلیه(رازقیت، خالقیت،...) مفاهیمی هستند که از اضافات و نسبت‌هایی بین خدا و خلق، انتزاع می‌شوند و قوام اضافه و نسبت به لحاظ عقل است. در حقیقت، فعل آفریدن خداوند سبحان، مفهوم ذهنی است که عقل آن را از رابطه بین آفریده(مخلوق) و آفریننده(خالق) انتزاع می‌کند و وجود خارجی(مصداق عینی) در عالم هستی ندارد. حال اگر این«فعل آفریدن» مصداق عینی(وجود خارجی) داشت، موجودی ممکن الوجود بود که خود نیاز به علت داشت و علت آن«فعل آفریدن» باز هم نیاز به علت داشت و با تکرار آن امر، تسلسل حاصل می‌شد و تسلسل علل، امری محال است.

خالق         خلق       مخلوق


               مصداق داشته باشد

               خلق

 

               خلق

 

               خلق           پس تسلسل ایجاد می شود و تسلسل محال است.


پی‌نوشت:
1.عبدالرسول عبودیت، مجتبی مصباح، خداشناسی، ص185.
2.الرحمن، 14.
3.بقره، 116
4.ماده نخستین(هیولی): ماده اولیه عالم که همواره متصور به صور و متقلب به احوال و اشکال مختلفی است و یکی است. هیچ جسمی از اجسام عالم، عاری و خالی از هیولی نیست.
5.البته مسأله پیداکردن ماده اولیه عالم یکی از مسائل مهم فلسفی است که از قدیمی ترین ایام مورد توجه فلاسفه قرار گرفته است. گروهی ماده اولیه عالم را عناصر چهارگانه(آب، باد، خاک،آتش) می دانند و بعضی آتش و برخی هوا و برخی آب می دانند «وَ جَعَلنَا مِنَ المَاءِ کُلَّ شَیءٍ حَیّ (انبیاء، 30)». به نظر ملاصدرا هیولی، همان استعداد حدوث است که او را هر آن صورتی است بعد از صورت دیگر مانند نطفه که استعداد تبدیل شدن به انسان دارد و به علقه، مضغه و ... تبدیل می شود. آیه 14 مومنون به همین موضوع اشاره دارد«ثُمَّ خَلَقنَا النُّطفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقنَا العَلَقَةَ مُضغَةً فَخَلَقنَا المُضغَةَ عِظَاماً فَکَسَونَا العِظَامً لَحماً ثُمَّ أنشَأنَاهُ خَلقاً ءَاخَرَ فَتَبَارَکَ اللهُ أحسَنُ الخَالِقِینَ؛ آن گاه آن نطفه را علقه(خون بسته) گرداندیم، پس آن علقه را به صورت پاره گوشتی درآوردیم، و آن پاره گوشت را استخوان هایی ساختیم و بر استخوان‌ ها گوشت پوشاندیم، سپس او را با آفرینشی دیگر پدید آوردیم، همیشه سودمند و با برکت است خدا که بهترین آفرینندگان است».
6.خطبه حضرت زهرا(س).

 

 

موضوع: ربوبیت

 


سؤال: ربّ به چه معناست؟


ربّ به کسی اطلاق می‌شود که مالک و صاحب اختیار کسی یا چیزی باشد به طوری‌که بتواند بدون اجازه غیر و به صورت مستقل در امور مملوک و مربوب خویش، تصرف کند. پس رب را به معنای مالک و مدبّر می‌گیریم. بنابراین، وقتی در قرآن به خداوند، رب العالمین، اطلاق می‌شود؛ بدین معناست که تنها خدا است که مالک حقیقی1 همه موجودات هستی به شمار می‌رود و تنها اوست که تدبیر امور موجودات عالم را به عهده دارد2. با توجه به این معنا رب، مالکی است که امور مملوک خود را سامان می‌دهد و به جای آنکه مملوک خود را رها کند و به حال خود واگذارد، در شئون او دخالت و امور او را تنظیم می‌کند. پس معنای مالک در کلمه ربّ خوابیده است3.

 


سؤال: مفهوم ربوبیت و چند نمونه از مصادیق آن را بیان کنید؟


از جمله روابطی که بین خدا و مخلوق، لحاظ می‌شود این است که مخلوقات نه تنها در اصل وجود و پیدایش‌شان، نیازمند به خدا هستند بلکه همه شئون وجودی آنها وابسته به خداوند است و هیچ‌گونه استقلالی ندارند و او به هر نحوی که بخواهد در آنها تصرف می‌کند و امورشان را تدبیر می‌کند. ربوبیت خداوند، مصادیق فراوانی دارد؛ حفظ و نگهداری کردن، حیات بخشیدن، میراندن، روزی دادن، به رشد و کمال رساندن، راهنمایی کردن، مورد امر و نهی قرار دادن و ...«لا إلهَ إلّا هُوَ یُحیی وَ یُمیتُ رَبُّکُم وَ رَبُّ آبائِکُمُ الأوَّلینَ4».

 

 

اقسام ربوبیت

 


سؤال: اقسام ربوبیت را شرح دهید؟


ربوبیت بر دو نوع است: 1- تکوینی 2- تشریعی
1-ربوبیت تکوینی: شامل اداره امور همه موجودات و تأمین نیازمندی‌های آنها و در یک کلمه، کارگردانی جهان می‌شود. ربوبیت تکوینی؛ یعنی اینکه تنها خداوند است که مالک حقیقی همه پدیده‌های هستی و مدبر و تنظیم کننده امور عالم، شمرده می‌شود5. قرآن به این نوع از ربوبیت الهی در آیات مختلفی اشاره نموده است«ألا لَهُ الخَلقُ وَ الأَمرُ؛ همانا خلق و تدبیر امور هستی از آن خداوند است6»،«إنّ اللهَ فالِقُ الحَبِّ وَ النّوی... ذلِکُمُ اللهُ رَبُّکُم لا إلهَ إلّا هُوَ خالِقُ کُلِّ شَیءٍ فَاعبُدُوهُ وَ هُوَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ وَکیلٌ7».

2-ربوبیت تشریعی: که اختصاص به موجودات ذی شعور و مختار دارد و شامل مسائلی از قبیل فرستادن انبیاء، نازل کردن کتب آسمانی، تعیین وظایف و تکالیف و جعل احکام و قوانین می‌گردد. پس حقّ قانون‌گذاری تنها و تنها از آن خداست و هیچ‌کس بدون اذن و اجازه او و به صورت مستقل، حق جعل قانون ندارد8. همان‌طور که قرآن در چند مورد به این مطلب اشاره فرموده است«إنِ الحُکمُ إلّا لِلّهِ؛ حکم و قانون تنها از آن خداست9».امیرمؤمنان(علیه السلام) به کمیل فرمودند: ای کمیل! همانا رسول خدا را خدای عزّ و جلّ تربیت نمود و او نیز مرا تربیت کرد و من نیز مؤمنین را تربیت می‌کنم« أدَّبَنی ربّی بِمکارمِ الأخلاق؛ پروردگارم مرا به مکارم اخلاق تربیت نمود 10».

 

 

سؤال: ربوبیت مطلقه خداوند به چه معناست؟


ربوبیت مطلقه الهی به این معناست که مخلوقات در همه شئون وجودی وابسته به خدای متعال هستند و وابستگی‌هایی که به یکدیگر دارند، سرانجام به وابستگی همه آنها به آفریننده منتهی می‌شود و اوست که بعضی از آفریدگان را به وسیله بعضی دیگر اداره می‌کند و روزی خواران را به وسیله روزی‌هایی که می‌آفرینند، روزی می‌دهد و موجودات ذی شعور را با عقل و وحی هدایت می‌کند و برای مکلفین، احکام و قوانین، وضع می‌کند.بنابراین، اسباب و علل، همگی سربازان و کارگزاران خداوند حکیم هستند که به امر و مشیّت او عمل می‌کنند«فَالمُدَبِّراتِ أمراً11». برای مثال، اگر کشاورزی تدبیری می‌اندیشد تا محصول خوب و سالمی درو کند، تدبیر او در طول تدبیر خداوند است. در حقیقت خداوند است که وسایل را برای او فراهم کرده است و قدرت بدنی و فکری به او عطا کرده تا خوب تفکر کند و محصولی خوب به دست آورد. همچنین تدبیری که برای محافظت از جانمان در برابر دشمن می‌کنیم و... به همین ترتیب، ارسال رسل، انزال کتب، تشریع قوانین و احکام نیز به وسیله پروردگار حکیم برای هدایت انسان‌ها صورت گرفته است.

 


سؤال: تفاوت و شباهت خالقیت و ربوبیت در چیست؟


شباهت: هر دو از مفاهیمی هستند که از روابط بین خدا و خلق انتزاع می‌شود و مصداق خارجی(وجود عینی) ندارند.
تفاوت: در مفهوم خالقیت، خداوند متعال، بدون واسطه موجودات را می‌آفریند«إنّما أمرُهُ إذا أرادَ شَیئاً أن یَقُولَ لَهُ کُن فَیَکُونُ12» ولی در مفهوم ربوبیت، خداوند متعال، گاهی به طور مستقیم و گاهی با چند واسطه امور مخلوقات را تدبیر می‌کند.

 

 


سؤال: تلازم خالقیت و ربوبیت را بیان کنید؟


با دقت در مفهوم خالقیت و ربوبیت و اضافی بودن آنها روشن می‌شود که این دو با یکدیگر تلازم دارند و محال است ربّ جهان غیر از خالق آن باشد بلکه همان کسی که مخلوقات را با ویژگی‌های خاص و وابستگی به یکدیگر می‌آفریند، آنها را نگهداری و اداره هم می‌کند. در حقیقت مفهوم ربوبیت از کیفیت آفرینش مخلوقات و هم بستگی آنها انتزاع می‌شود. برای مثال، کودکی که آفریده می‌شود در همان زمان خلقش، تمام جوانب وجودی او و آنچه نیاز آینده او بوده ، مدّ نظر قرار گرفته است. پس خالق او هم‌زمان با خلقش، تدبیر امور و نیازهایش را نیز کرده است« رَبُّنَا الَّذی أعطی کُلَّ شَیءٍ خَلقَهُ ثُمَّ هَدَی؛ پروردگار ما کسی است که همه چیز را آفریده و آنگاه هدایت کرده است13».


مفهوم ربّ که مالکیت حقیقی خداوند در آن نهفته است، متوقف بر خلق و آفرینش است؛ یعنی از آنجا که خداوند خالق همه پدیده‌های هستی است، مالک حقیقی آنها نیز هست. بنابراین وقتی می‌توانیم خداوند را مالک هستی بدانیم که نخست خالقیت او را نسبت به کل جهان آفرینش، پذیرفته باشیم. پس بین ربوبیت و خالقیت ملازمه و ارتباطی محکم وجود دارد14. برای مثال روزی دادن به انسان که چیزی جدای از آفریدن دستگاه گوارش برای او و آفریدن مواد خوراکی در محیط زندگی او نیست. به دیگر سخن، این‌گونه مفاهیم از روابط آفریدگان با یکدیگر، انتزاع می‌شود و مصداقی جدایِ از آفرینش آنها ندارد. بنابراین با اثبات خالقیت، تدبیر امور و سایر شئون ربوبیت نیز اثبات می‌شود15.

 


سؤال: آیا همه افراد به ربوبیت خداوند اعتقاد دارند؟


خیر، در مورد اعتقاد به ربوبیت خداوند، گروه‌های مختلفی وجود دارند:
1-گروه ملحدین می‌گویند: این جهان مثل یک ساعت برای اولین بار کوک شده و تا آخر حرکت می‌کند و نیازی به صانع ندارد. در پاسخ به این گروه باید گفت: چه کسی اولین بار آن را به حرکت درآورده است؟ اگر خداوند یک لحظه به این عالم نظر نکند، همه عالم متلاشی می‌شود؛ زیرا عالم معلول خداوند است و معلول فقر وجودی دارد و اگر یک لحظه افاضه خداوند قطع شود، نابود می‌شود.
2-گروه معتزله می‌گویند: خداوند ما را خلق کرده و تدبیر امورمان را به میل خودمان قرار داده است(گروه معتزله یا مفوضه یا قدریه). اینها ربوبیت خدا را تعطیل کردند. در حقیقت قدرت خداوند را زیر سؤال بردند16.
3-مشرکان معتقدند: خداوند خالق ماست اما تدبیر امور خلق را به بتها واگذار کرده‌است.

 


سؤال: اعتقاد به ربوبیت خداوند متعال چه اثراتی دارد؟


اگر انسان به ربوبیت خدا اعتقاد پیدا کند، اثرات زیادی دارد از جمله اینکه در مشکلات و کارها اعتراضی ندارد و نیروی توکل او قوی می‌شود. به هر کجا هم که برسد و هر چه قدرت، مال، ثروت و شهرت به دست ‌آورد همه را به خداوند بر می‌گرداند و هرگز به داشته‌هایش مغرور نمی‌شود. و هم چنین می‌داند هرچه دارد امانت خداوند است و باید از الطافی که خداوند متعال، شامل حالش کرده به نحو احسن بهره برده و از آن برای هدایت و کمک به خلق استفاده کند. اما هدایت خلق نیازمند به خودسازی و داشتن مرتبه وجودی بالایی است. انسان بعد از رسیدن به این مرتبه می‌تواند، دست خلق را گرفته و به مراتب بالاتری از کمال برساند. همان‌طور که ملاصدرا در اسفار اربعه به توضیح این مطلب پرداخته است17.

پی‌نوشت:
1.علامه طباطبایی(ره) در تفسیر سوره حمد، ذیل الحمدالله رب العالمین درباره تفاوت ملکیت اعتباری و حقیقی چنین می‌فرماید: مالکیت بر دو قسم است: اعتباری و حقیقی. مقصود از مالکیت اعتباری آن است که مالک بر اساس نوعی قرارداد و اعتبار ، اجازه تصرف در مملوک را می‌یابد ولی در ملکیت حقیقی؛ وجود مملوک، وابسته به وجود مالک است و از خود استقلالی ندارد و خداوند به این معنا از مالکیت، مالک تمام مخلوقات خویش است( المیزان، ج1، ص100، ذیل رب العالمین).
2.محمد سعیدی مهر، آموزش کلام اسلامی، ج1، ص109تا111؛ بحثی مبسوط در آموزش عقاید، ج1، ص100.
3.علامه طباطبایی، المیزان، ج1، ذیل آیه 2حمد؛ محمد سعیدی مهر، آموزش کلام اسلامی، ج1، ص110.
4.دخّان، 8.
5.بحثی مبسوط، ج1، ص100 و 101.
6.أعراف، آیه54.
7.انعام، آیات94 تا 102.
8.بحثی مبسوط، ج1، ص100 و 101.
9.انعام، آیه57.
10.ارشادالقلوب، ج1، ص160.
11.نازعات، آیه5.
12.یس، آیه82.
13.طه، آیه50.
14.بحثی مبسوط در آموزش عقاید، ج1، ص127.
15.مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج2، درس 64.
16.معتزله از جریان‌های اصلی کلامی در میان اهل سنت است که از اول قرن دوم هجری در اواخر عهد بنی امیه ظهور کرد و تا چند قرن در تمدن اسلامی تاثیر شدید داشت. ایشان بر خلاف اهل حدیث که انبوه حدیث‌های اصیل و جعلی پیامبر و صحابه را مورد توجه خود قرار داده بودند، عقل و خرد را به تنهایی برای پیروی از اسلام راستین کافی می دانستند. و گاهی نظرات فلاسفه را با دین مخلوط می ساختند.
مؤسس این فرقه یکی از شاگردان حسن بصری به نام واصل بن عطا بود که با استاد خود بر سر سرنوشت مرتکب معاصی کبیره و حدود کفر و ایمان اختلاف نظر یافت و از مجلس درس او کناره گرفت و سپس یکی از شاگردان دیگر حسن به نام عمرو بن عبید به او پیوست و این دو به یاری یکدیگر فرقه جدیدی را پدید آوردند به نام معتزله یا اهل «عدل و توحید» که در فارسی آنان را عدلی مذهب نیز گفته اند(شهید مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ص 163؛ ر.ک. رضا برنجکار، آشنایی با فرق و فرق اسلامی).
17.اسفار اربعه در حکمت متعالیه(ر. ک):
سفر اول: سفر من الخلق الی الحق؛ مسافرت از مردم تا خدا. سفر دوم: سفر بالحق فی الحق؛ مسافرت با خدا درباره خدا.
سفر سوم: سفر من الحق الی الخلق بالحق؛ مسافرت از خدا تا مردم با خدا. سفر چهارم: سفر فی الخلق بالحق؛ مسافرت در میان مردم با خدا.

 

 

موضوع: الوهیت


سؤال: «اله» در لغت و اصطلاح به چه معناست؟


درباره مفهوم«اله» و«الوهیت» میان صاحب نظران، بحث‌های فراوانی شده که در کتب تفسیر قرآن، مضبوط است. معنایی که به نظر ما رجحان(برتری) دارد، این است که «اله» به معنای «پرستیدنی» یا «شایسته عبادت و اطاعت» است، مانند کتاب به معنای نوشتنی و چیزی که شأنیت نوشتن دارد. واژه اله در لغت از ماده ألَهَ به معنای پرستش و إاله به معنای معبود است1. وقتی می‌گویند: ألَهَ الرجل و یأله؛ یعنی فلانی عبادت و پرستش کرد. ممکن هم هست که از ماده(و ل ه) باشد که به معنای تحیّر و سرگردانی است. کلمه إله بر وزن فِعال به معنای مفعول(مألوه) است همانند واژه کتاب. پس إله به معنای مألوه است و مألوه یا به معنای معبود است و یا«متحیّرٌفیه» یعنی ذاتی که عقول و دل‌های بشر در شناسایی او متحیّر و سرگردانند2.
إله اسم است برا ی هر معبودی که پرستش و عبادت شود. حق آن است که إله جمع نداشته باشد؛ زیرا معبودی جز الله وجود ندارد. ولی از آنجایی که اعراب به خدایان گوناگون، معتقد بودند، در قرآن هم به صورت جمع آمده است3.«أم لَهُم آلِهَةٌ تَمنَعَهُم مِن دُونِنا4».

 

 
سؤال: مفهوم الوهیت و تلازم آن با خالقیت و ربوبیت را بیان کنید؟


الوهیت صفتی است که برای انتزاع آن باید، اضافه عبادت و اطاعت بندگان را در نظر گرفت. الوهیت یکی از اوصاف یگانه خداوند است که به هیچ‌وجه بر غیر او حمل نمی‌شود. تنها معبود حقیقی و تنها موجودی که شایسته و سزاوار پرستیدن می‌باشد، خداوند است. این مطلب به صراحت در قرآن کریم، آمده است؛ «لا إله إلّا الله، لا إله إلّا هو، لا إله إلّا أنا و...» . با دقت بیشتری در معنای الوهیت، معلوم می‌شود، موجودی شایسته این مقام است که از هر جهت، کامل بوده، فاقد هرگونه نقص، ضعف و محدودیت باشد؛ موجودی که هستی بخش کل جهان از جمله انسان است(خالقیت)، اسباب کمال آدمی را فراهم آورده و او را در راه وصول به سعادت حقیقی خود، رهنمون ساخته است؛ موجودی که مالک و صاحب اختیار انسان‌هاست و امور عالم و آدم به دست قدرت اوست(ربوبیت).
بی گمان، اوصافی که در بالا ذکر شد، اوصاف انحصاری خداوند متعال است. پس واجب الوجود؛ همان خدایی است که در نظر گرفتنِ وجودِ مثل و نظیری برای او ممتنع است. بنابراین خدای هستی به دلیل اوصاف کمالی بی منتهایش، شایستگی الوهیت را دارد5.«ذلِکُمُ اللهُ رَبُّکُم لا إلهَ إلّا هُوَ خالِقُ کُلِّ شَیءٍ فَاعبُدُهُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیءٍ وَکیلٌ؛ الله؛ ربّ، مالک و مدبر شماست، جز او معبودی نیست، او خالق هر چیزی است، پس تنها او را پرستش کنید و او کارگزار هر چیزی است6».
همان‌طور که ملاحظه می‌کنیم در آیه فوق، ربوبیت، الوهیت و خالقیت هر سه در کنار هم آمده و در ارتباط با یکدیگر ذکر شده‌اند.

 

پی‌نوشت:
1.مفردات راغب، ذیل اله، ص82.
2.علامه طباطبایی، المیزان، ج1، ذیل آیه بسم الله در حمد؛ علامه جوادی آملی، تسنیم، ج1، ذیل آیه یک از سوره حمد.
3.مفردات راغب، ذیل ألَهَ.
4.سوره انبیاء، آیه 43.
5.آموزش کلام، سعیدی مهر، ج1، ص127.
6.انعام، آیه102.

 

 

گروه تحقیق موسسه نورالیقین

 

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد