برگزیده تدریس تفسیر موضوعی قرآن در ماه مبارک رمضان(روز چهاردهم)

create سعادتمند forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 806 خواندن

 

 

برگزیده تدریس تفسیر موضوعی قرآن توسط استاد سرکار خانم آل مرتضی(رمضان1396)

 


موضوعات منتخب سوره حجر


1.آرزوها
2.حفظ قرآن
3.استهزاء اولیاء الهی
4.استراق سمع
5.رزق خداوند
6.خلقت انسان
7.تزئین شیطان
8.مُقتَسِمین، عِضین

 

 

آرزوها


«ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ؛ بگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو[ها] سرگرمشان كند، پس به زودى خواهند دانست»(حجر/3)

 


سؤال: در اسلام به کدام آرزوها انتقاد شده است؟ کلام پیامبر (صلّی الله علیه و آله) را در این باره بیان کنید؟


انسان با آرزو زنده است و اگر روزی از انسان گرفته شود، از کار و تلاش دست برمی دارد؛ اما برخی آرزوها از منظر اسلام پسندیده نیست که شامل موارد زیر است:


 آرزوی طولانی
 آرزوی بیش از عمل
 آرزوی بدون عمل
 آرزویی که انسان را سرگرم کند
 آرزوی خیر داشتن از کار و افراد بد


پیامبر (صلّی الله علیه و آله) فرمود: من از دو چیز بر شما می ترسم: یکی پیروی از هوس ها که شما را از حق باز دارد و دیگری آرزوهای طولانی که شما را از آخرت غافل نماید. در دعای کمیل می خوانیم: آرزوهای طولانی انسان را از رسیدن به خیرات محروم می کند «وَ حَبَسَنی عَن نَفعِی بُعدَ اَمَلِی»(تفسیر نور، ج 6، ص313)

 

 

حفظ قرآن


«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ؛ بى‏ ترديد ما اين قرآن را به تدريج نازل كرده‏ ايم و قطعاً نگهبان آن خواهيم بود»(حجر/9)

 


سؤال:

الف)  خداوند در این آیه چه چیزی را با تأکید به خود نسبت داده است؟
ب) چند نوع تأکید در این آیه به کار رفته است؟

 


الف) کفار می گفتند که معلوم نیست سرچشمه ذکر پیامبر (صلّ الله علیه و آله) چیست (نَزَّل علیه)، در این آیه می فرماید: شک نکنید، قطعاً خود ما هستیم که ذکر و قرآن را بر او نازل می کنیم و همان گونه که کفار با تأکید نسبت جنون می دادند، خداوند با تأکید بیشتر، نزول قرآن و حفظ آن را به ذات مقدس خود نسبت می دهد.


ب) در این آیه کوتاه ده نوع تأکید به کار رفته است؛ پنج تأکید برای نزول قرآن که در کلمات «إن، نا، نحن، نزلنا، الذکر» نهفته شده و پنج تأکید برای  حفظ قرآن از هر نوع تغییر و تحولی که در کلمات «ان ، نا، له، لَ، لَحافظون» است که در اصطلاح ادبیات عرب برای اهل فن روشن است(تفسیر نور، ج6، ص217)

 

پیام ها
1-قرآن برای همیشه محفوظ است (لَحَافِظُونَ)( اسم فاعل رمز دوام است)
2-قرآن نه از بشر است و نه از فرشته (إِنَّا نَحْنُ)

 

 

استهزاء اولیاء الهی


«وَمَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون؛ و هيچ پيامبرى برايشان نيامد، جز آنكه او را به مسخره مى‏ گرفتند»(حجر/11)

 


سؤال: هدف از استهزاء اولیاء خدا را ذکر کنید؟


هدف از استهزاء، شکستن ابهت انبیاء بود تا مردم حق جو گرد آنان جمع نشوند یا برای جبران ضعف  و ناتوانی خودشان در برابر منطق انبیاء بود و آنچه دستاویز مسخره قرار می گرفت یا زندگی ساده انبیاء یا پیروان محروم آنان  یا سنت ها بود.


نکته ها
1-توجه به تاریخ و مشکلات دیگران، تحمل مشکلات را بر انسان آسان می کند (ارسلنا من قبلک)
2-استهزاء، سیره و روش همیشگی کفار در برابر انبیاء بوده است(كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون)(برگرفته از تفسیر نور، ج6، ص320-321)

 

 

استراق سمع


«إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُبِينٌ؛ مگر آن كس كه دزديده گوش فرا دهد كه شهابى روشن او را دنبال مى ‏كند»(حجر/20)

 


سؤال: نظرات مفسرین را درباره «استراق السّمع» بیان کنید.


نظر اول: در تفاسیر فی ظلال و مراغی می خوانیم: ما روح آیه را نمی دانیم که چگونه شیطان، خبر دزدی می کند و چه چیزی را سرقت می کند.
نظر دوم: فخر رازی و آلوسی در تفاسیر خود می گویند: مراد از آسمان، همین آسمان ظاهر و مراد از شهاب، همین سنگ های آسمانی  است که پرتاب و مشتعل می شود.
نظر سوم: مراد از آسمان، عالم ملکوت است که  شیطان را راهی بر آن نیست.
نظر چهارم: در آسمان معنویت چهره های درخشان، الگوها و رهبرانی قرار دادیم و حقایق را از وسوسه های شیطان حفظ کردیم، موقع وسوسه شیطان با استدلال و منطق محکم بر او هجوم آورده و بدعت و التقاط و وسوسه های او را با شهاب علم و برهان اهل ذکر محو می کنیم (تفسیر نور، ج6، ص323)

 

 

رزق خداوند


«وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ؛ و هيچ چيز نيست مگر آنكه گنجينه ‏هاى آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه‏ اى معين فرو نمى‏ فرستيم»(حجر/21)

 


سؤال:

الف) «نزول» در آیه 21 سوره حجر به چه معناست؟
ب) چه چیزی در تعیین رزق انسان ها مؤثر است؟

 


الف) نزول، گاهی از مکان بالاست، نظیر نزول باران و گاهی از مقام بالاست، نظیر آیه (انزلنا الحدید)(حدید/25) که به معنای آفرینش آهن است؛ در این آیه می خوانیم که نعمت ها اندازه و حساب دارد و مقدار هر یک معلوم است (بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ)
ب) در آیات و روایات عوامل رزق انسان ها بیان شده است، تلاش انسان ها می تواند در تعیین  رزق مؤثر باشد؛ داشتن اخلاق خوب، تخصص عالی، سعه صدر، حسن نیت و سوز دعای نیکان می تواند در آن مقدار معلوم مؤثر باشد. امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «تَنْزِلُ الْمَعُونَةُ عَلَى قَدْرِ الْمَئُونَةِ؛ رزق خداوند به اندازه نیاز و تلاش شما نازل می شود»  (خطبه 133، نهج البلاغه)

 

 

خلقت انسان


«وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ؛ و در حقيقت انسان را از گلى خشك از گلى سياه و بدبو آفريديم»(حجر/26)
«وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ؛ و پيش از آن جن را از آتشى سوزان و بى ‏دود خلق كرديم»(حجر/27)

 


سؤال: گل انسان را توصیف کنید و معانی آن را توضیح دهید.


«صَلْصَالٍ» به گل خشک و پخته ای گویند که هرگاه در آن دمیده شود، صدای صوت از آن برخاسته می شود(تفسیر المیزان)، «حَمَإٍ» به گل تیره رنگ، «مَسْنُونٍ» به معنای متغیر است و معنای«السَّمُومِ» به باد داغی گفته می شود که مثل سم در عمق جان انسان اثر می گذارد.

نکته: این آیه یا به آفرینش اولیه انسان یعنی حضرت آدم (علیه السلام) اشاره دارد (خلقتنی من نار و خلقته من طین)(تفسیر نور، ج6، ص76) یا مراد، سیر آفرینش همه انسان هاست که مواد زمین از طریق غذا و نطفه به شکل انسان در می آید، همانگونه که در سوره کهف، آیه 37 می خوانیم که انسان در آغاز، خاک، بعد نطفه و سپس به شکل انسان در می آید (أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا؛ آيا به آن كسى كه تو را از خاک، سپس از نطفه آفريد، آنگاه تو را [به شکل] مردى درآورد، كافر شدى)(کهف/37)

 

 

تزئین شیطان


«قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ؛ گفت پروردگارا به سبب آنكه مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مى ‏آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت»(حجر/39)
«إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ؛ مگر بندگان خالص تو از ميان آنان را»(حجر/40)

 


سؤال: چه زمانی خداوند انسان را به حال خود رها می کند؟


خداوند کسی را گمراه نمی کند، ولی اگر کسی با اراده خود راه انحراف را برگزیند، خدا او را به حال خود رها می سازد و این رها کردن، بزرگترین کیفر و قهر الهی است؛ ابلیس نیز چون با اراده خود تکبر و لجاجت کرد، خداوند او را به حال خود رها کرد و مراد از جمله «أَغْوَيْتَنِي» نیز همین معناست، یعنی اکنون که به دلیل لجاجتم مرا از مدار لطف خود خارج کردی و به حال خودم واگذار کردی، من چنین و چنان خواهم کرد.

 


نکته ها
1-ابلیس و ابلیس صفتان عیب خود را به خدا نسبت می دهند (أَغْوَيْتَنِي)
2-پاکان و مخلصان از دام شیطان در امانند (الْمُخْلَصِينَ) و البته اخلاص داشتن کافی نیست، عنایت خداوند لازم است، زیرا کلمه «مخلَص» به معنای برگزیده الهی است.

 

 

مُقتَسِمین، عِضین


«كَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ؛ همانگونه كه [عذاب را] بر تقسيم‏ كنندگان نازل كرديم» (حجر/90)
«الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ؛ همانان كه قرآن را جزء جزء كردند [به برخى از آن عمل كردند و بعضى را رها نمودند]»(حجر/91)

 


سؤال: معنای مقتسمین و عضین را شرح دهید.


در تفاسیر برای «مقتسمین» سه معنا گفته اند:
معنای اول: سران کفار هستند که نیروهایی را در ایام حج بر سر جاده ها و ورودی های مکه تقسیم می کردند تا به مسافران بگویند که شخصی به نام محمد ادعاهایی دارد.
معنای دوم: گروهی که قرآن را در میان خود تقسیم کردند تا هر یک مشابه بخشی از قرآن را بیاورند.
معنای سوم: کسانی که به بخشی از قرآن، عمل و بخشی را رها می کردند.

 


کلمه «عضین» یا جمع «عضه»  معنای نزاع و مشاجره است یا از «عضو» به معنای قطعه قطعه کردن می باشد.

 


نکته ها
1-تحریف و تجزیه کتب آسمانی به دست نااهلان، تازگی ندارد (الْمُقْتَسِمِينَ)
2-کیفر کسانی که کتب آسمانی را تجزیه می کنند، قهر الهی است

 

 

نکته: متن فوق، خلاصه ای از تدریس می باشد. لذا علاقه مندان می توانند جهت دریافت متن کامل تدریس هر روز، با موسسه نورالیقین تماس بگیرند.
تلفن:02537782721

 

 

موسسه نورالیقین

مرکز آموزش تفسیر و علوم قرآنی

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد