برگزیده تدریس تفسیر موضوعی قرآن در ماه مبارک رمضان(روز هشتم)

create سعادتمند forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 815 خواندن

 

 

برگزیده تدریس تفسیر موضوعی قرآن توسط استاد سرکار خانم آل مرتضی(رمضان1396)

 

موضوعات منتخب سوره انعام (جزء8)


1.ماهیت زندگی دنیا
2.رابطه صبر و نصرت الهی
3.سنت ابتلا
4.سنت استدراج
5.علم و غیب خداوند
6.سبّ
7.مقام انسان

 


ماهیت زندگی دنیا


«وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ؛ و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست و قطعا سراى بازپسين براى كسانى كه پرهيزگارى مى كنند بهتر است، آيا نمى‏ انديشيد»(انعام/32)

 


سؤال: چرا زندگی دنیا به «لعب» و «لهو» تشبیه شده است؟


تشبیه زندگی دنیا به بازی  و سرگرمی از این رو است که بازی ها و سرگرمی ها معمولاً اموری توخالی و بی اساس هستند که از متن زندگی حقیقی دور می باشند؛آنها که در بازی پیروز می شوند و آنها که شکست می خورند، در حقیقت پیروز یا مقهور نیستند، زیرا پس از بازی همه چیز به جای خود بازمی گردد. بسیار دیده می شود که کودکان دور هم به بازی می نشینند و یکی را امیر و دیگری را وزیر می کنند، اما ساعتی نمی گذرد که نه از امیر خبری است، نه از وزیر. دنیا به منزله نمایش نامه ای است که بازیگران آن مردم این جهان هستند و گاه این بازی کودکانه حتی عاقلان را به خود مشغول می کند، اما خیلی زود پایان این سرگرمی و نمایش اعلام می شود.
همچنین با توجه به آیه  77 از سوره قصص (وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا...؛ و با آنچه خدايت داده سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنيا فراموش مكن...) مال و ثروت چیز بدنی نیست و مهم است که در چه مسیری به کار افتد و همچنین هشدار به همه انسان ها است که فرصت و سرمایه ها را از دست ندهند و اشاره به این دارد که دین اسلام، دین گوشه نشینی و رهبانیت نیست، بلکه محور و مبنای زندگی ما آخرت و حرکت در مسیر آن می داند.

 

رابطه صبر و نصرت الهی


«وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ؛ و پيش از تو نيز پيامبرانى تكذيب شدند، ولى بر آنچه تكذيب شدند و آزار ديدند شكيبايى كردند تا يارى ما به آنان رسيد و براى كلمات خدا هيچ تغييردهنده‏ اى نيست و مسلماً اخبار پيامبران به تو رسيده است»(انعام/34)

 

سؤال: چه زمانی نصرت الهی شامل حال انسان می شود؟


با توجه به عبارت (فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا) چنین استنباط می شود که لازمه رسیدن به نصرت الهی صبر است؛ اگر چه در آیه نصرت الهی به انبیاء وعده داده شده است، اما این امر یک قاعده کلی است و مؤمنان هم مشمول این نیت الهی می شوند به شرط اینکه صبر ایشان، صبر مثبت باشد؛ مثلاً اگر مؤمن مجاهد در راه احیای دین الهی و هدایت مردم در برابر سختی ها و دشواری ها استقامت بورزند، به یقین در پرتو این نیت الهی طعم شیرین پیروزی را خواهد چشید (ان تنصروا- ینصرکم و ثبت اقدامکم)

 

نکته ها:


1-  تحقق آرمان انبیاء با تحمل مشکلات بوده است (فص فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا)
2- صبر، زمینه ساز برای نصرت الهی است(فصبر- حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا)
3- دشمنان از هیچ تلاشی علیه حق کوتاهی نمی کنند، خواه تکذیب باشد و خواه آزار (كُذِّبُوا، أُوذُوا)

 

سنت ابتلا


«وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ؛ و به يقين ما به سوى امت هايى كه پيش از تو بودند [پيامبرانى] فرستاديم و آنان را به تنگى معيشت و بيمارى دچار ساختيم تا به زارى و خاكسارى درآيند»(انعام/42)

 

سؤال:

الف) چه روش تربیتی در این آیه به کار رفته است؟


فشار وسخت گیری که یکی از سنن الهی است


ب) آثار مصائب و ابتلائات انسان ها چگونه است؟


بلاها و مصائب برای همه انسان ها یکسان نیست، بلکه برای هریک از مراتب انسان ها اثر و فایده جداگانه دارد.
تنبیه ظالم (ان البلا للظالم ادب): غرور و تکبر آفت انسان است که بواسطه آن به دیگران ظلم می کند و خداوند بر اساس مصلحتش ظالم را به سبب این خصیصه تنبیه می کند.
امتحان مؤمن (وللمؤمنین امتحان): بلا و مصیبت آزمایش مؤمن است که باعث می شود:

الف) استعدادهای او شکوفا گردد

ب) روح مقاومت و پایداری در او تقویت شود

ج) او را از خواب غفلت بیدار کند

د) گناهان مؤمن پاک شود و پاداش بدست آورد.


ارتقاء مقام انبیاء: (وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا...؛ و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود و وى آن همه را به انجام رسانيد [خدا به او] فرمود من تو را پيشواى مردم قرار دادم)(بقره/124)
کرامت اولیاء: حوادث و سختی ها اولیاء را به کرامت و عزت می رساند، زیرا آنان به مشیت الهی خشنود هستند و بر آن «صبر جمیل» دارند.

 

سنت استدراج


«فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ؛ پس چون آنچه را كه بدان پند داده شده بودند فراموش كردند، درهاى هر چيزى [از نعمتها] را بر آنان گشوديم تا هنگامى كه به آنچه داده شده بودند شاد گرديدند ناگهان [گريبان] آنان را گرفتيم و يكباره نوميد شدند»(انعام/44)

 


سؤال: عبارت «فَتَحْنَا ... كُلِّ شَيْءٍ» به کدام صفت الهی اشاره می کند؟


به این اشاره دارد که از هر نعمتی از نعمت های دنیا، فراوان و بی حساب در اختیار شان گذاشتیم، مانند فرزند، سلامتی بدن ، آسایش خاطر، امنیت و ...وقتی کافران تذکراتی که به آنها داده شد را فراموش کردند یا اینکه یادشان بود، اما از آن اعراض کردند، خداوند آنها را استدراج کرد، یعنی از هر نعمتی به آنها داد تا کامل از لذایذ مادی بهره ببرند، در نتیجه به سبب اکمال نعمت فرح و سرور در دل هایشان پدید آمد تا ناگهان در حالی که دیگر عذری نداشتند، بواسطه عذاب الهی به هلاکت دچار شدند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «إذا رأيت اللّه- تعالى- يعطي على المعاصي، فإنّ ذلك استدراج‏ منه؛‏ اگر مشاهده کردی که دنیا به کام گنهکاران است، خوشحال مباش، زیرا این استدراج الهی و به تدریج هلاکت کردن اوست»(تفسیر مجمع البیان، ج4، ص302، ذیل آیه44سوره انعام)

 


علم و غیب خداوند


«وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ؛ و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمى‏ داند و آنچه در خشكى و درياست مى‏ داند و هيچ برگى فرو نمى‏ افتد مگر [اينكه] آن را مى‏ داند و هيچ دانه‏ اى در تاريكي هاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است» (انعام/59)

 

 

سؤال: در آیه 59 سوره انعام به چند علم از علوم غیب اشاره شده است؟


به دو نوع علم اشاره دارد:
«مفاتح الغیب» خزینه های الهی است که مشتمل بر غیب تمامی موجودات است، چه آنها که به این عرصه پا نهاده اند و چه غیر آنها
منظور از «کتاب مبین» امری است که نسبت آن به موجودات، نسبت برنامه عمل است به خود عمل؛ هر موجودی در این کتاب اندازه و تقدیری دارد، الا خود این کتاب که موجودی است که قبل از هر موجودی و در حین وجود یافتنش و بعد از فنای آن هستی دارد؛ به علم غیب مطلق احدی راه پیدا نمی کند، اما علم در کتاب مبین ممکن است به علم ما تعلق گیرد (علم غیب نسبی). هر علمی در مفاتح الغیب نامحدود مبهم و بی انتها است، اما در کتاب مبین مقدر محدود معین و ثبت شده می باشد. درجه کتاب مبین از مرتبه خزینه های غیب نازل تر (پایین تر) است.

 


سبّ


«وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ و آنهايى را كه جز خدا مى‏ خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى [و] به نادانى خدا را دشنام خواهند داد، اين گونه براى هر امتى كردارشان را آراستيم آنگاه بازگشت آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود و ايشان را از آنچه انجام مى‏ دادند آگاه خواهد ساخت»(انعام/108)

 


سؤال: دلایل نهی از سبّ (دشنام) در برخورد با مخالفان چیست؟


«سبّ» به معنای شتم و دشنام می باشد و فضای جاهلی مکه به چنین امری آلوده بود و موحدان مؤمن نیز از آن پرهیز نداشتند، ولی این روش به دلایلی در ادب اسلامی نهی و از نظر حکمی حرام شد از جمله دلایل عبارتند از:


الف) این روش با اسلام که بر پایه فرهنگ و ادب استوار است و پیامبری که صاحب خلق عظیم بود، موافق نبود.
ب) ناسزاگویی عامل بروز دشمنی و کینه و ناسزا شنیدن است (لَا تَسُبُّوا... فَيَسُبُّوا... عَدْوًا)
ج) استفاده از حربه  دشنام و ناسزا در نهی از منکر و تبلیغات و مناظرات ممنوع است (لَا تَسُبُّوا)
د) جاهلان مقابله به مثل می کنند و به ساحت مقدس الهی دشنام می دهند.

 

مقام انسان


«وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ؛ و اوست كسى كه شما را در زمين جانشين [يكديگر] قرار داد و بعضى از شما را بر برخى ديگر به درجاتى برترى داد تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد آرى پروردگار تو زودكيفر است و [هم] او بس آمرزنده مهربان است»(انعام/165)

 


سؤال: چرا خداوند انسان ها را با استعدادهای مختلف آفریده است؟


نظام آفرینش چنین اقتضا دارد که استعدادهای مردم مختلف و گوناگون باشد و خداوند متعال در دنیا هیچ چیز به هیچ کس نمی دهد، مگر اینکه بخواهد او را بیازماید؛ این تفاوت استعدادها و اشتیاق ها علاوه بر آزمون، اهداف دیگری نیز دارد، مانند به خدمت گرفتن متقابل انسان ها تا حیات بشر از نظام احسن برخورددار شود، مثلا پزشک علم طبابت دارد، ولی باربر ندارد، پس بار پزشک را باربر جابجا می کند؛ همچنین اگر همه افراد جامعه پزشک یا باربر باشند، جامعه ناقص است. بنابراین، استعداد و کارها میان مردم بر اساس مصلحت و حکمت الهی قسمت شده است.


نکته:
1- تفاوت و برتری بعضی در داده های خداوند، ملاک برتری نیست، وسیله آزمایش است(لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ)
2- معیار و مقدار آزمایش هر کس به میزان داده ها و امکانات اوست (لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ)
3- انسان خلیفه خدا و امیر زمین است، نه اسیر هستی (وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ)

 

نکته: متن فوق، خلاصه ای از تدریس می باشد. لذا علاقه مندان می توانند جهت دریافت متن کامل تدریس هر روز، با موسسه نورالیقین تماس بگیرند.
تلفن:02537782721

 

 

موسسه نورالیقین

مرکز آموزش تفسیر و علوم قرآنی

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد