درس پنجم عقاید- بخش اول درس پنجم عقاید- بخش اول

درس پنجم عقاید- بخش اول

create امینی forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 391 خواندن

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

درس پنجم: شناخت خدا
 مقدمه
نخستين مسئله‌اى كه براى جوينده حقيقت، مطرح مى‌شود و بايد پيش از هر چيز پاسخ صحيح آن را به دست آورد اينست كه آيا خدايى وجود دارد يا نه؟ و براى بدست آوردن پاسخ اين سؤال همان‌گونه كه در درس قبل بيان شد، بايد عقل خود را به‌كار بگيرد تا به نتيجه قطعى برسد، خواه نتيجه‌ مثبت و یا منفى باشد.
در صورت مثبت بودن نتيجه، نوبت به بررسى مسائل فرعى آن (وحدت، عدل و ساير صفات الهى) مى‌رسد و به فرض اگر نتیجه منفى بود، جهان بينى مادى تثبيت مى‌شود و ديگر به بررسى ساير مسائل مربوط به دين، نيازى نخواهد بود.
   در این درس به بیان اقسام شناخت که درباره خداوند متعال متصور است و همچنین شناخت فطری پرداخته می‌شود.

 

بخش اول

موضوع: شناخت حضوری و حصولی1

سؤال: اساسی ترین مسئله جهان بینی کدام است و وجه اساسی بودن آن چیست؟
اساسی ترین مسئله جهان بینی اعتقاد به وجود خدای جهان آفرین است.
شواهد و قرائن تاریخی نشان می دهد که شناسایی مبدأ هستی همواره یکی از دغدغه‌های بشر بوده است و بخش عمده‌ای از منابع گوناگون دینی به توصیف مبدأ عالم، پرداخته‌اند. در ضمن اهمیت خداشناسی از منظر آثار آن در حیات فردی و جمعی افراد نیز مورد توجه است و تردیدی نیست که زندگی انسان خداشناس با حیات فرد مادی تفاوت بنیادین دارد. همچنین زندگی دو انسان خداباور که از نظر مرتبه شناخت خداوند، متفاوت هستند و هر یک تصور خاصی از خدای خود دارند نیز با هم فرق دارد.2
بنابراین پذیرفتن یا انکار ماوراء الطبیعه که سبب بوجود آمدن دو جهان بینی متفاوت الهی و مادی می‌شود، وجه اساسی بودن اعتقاد به خداست.


سؤال: شناخت حضوری و حصولی نسبت به خداوند متعال را شرح دهید؟
منظور از شناخت حضوری نسبت به خداوند متعال، آن است که انسان بدون وساطت مفاهیم ذهنی و با نوعی شهود درونی و قلبی با خدا آشنا شود و همان‌طور که عارفان ادعا کرده اند نیازی به استدلال‌های عقلی ندارد(أنتَ الَّذی أشرَقتَ الأنوارَ فی قلوب ِأولِیائکَ حَتّی عَرَفوُکَ وَ وَحّدَوُکَ؛ خدایا تو آنی که نورها بر دل اولیاء خود تابان نمودی تا تو را شناختند و به یگانگی تو اعتراف نمودند3).
منظور از شناخت حصولی نسبت به خداوند متعال، آن است که انسان به وسیله مفاهیم کلّی از قبیل«آفریننده بی نیاز و همه دان» به شناختی ذهنی و غایبانه دست پیدا کند و با استفاده از آیات و روایات و استدلال‌های عقلی، معتقد شود که «چنین موجودی وجود دارد»؛ آن کسی که جهان را آفریده است.

 

سؤال: آیا می‌توان شناخت حضوری را به وسیله استدلال‌های عقلی به دست آورد؟ چرا؟
خیر، زیرا شناخت حضوری بدون واسطه‌ مفاهیم در ذهن حاضر هستند؛ بنابراین اموری از قبیل آگاهی از وجود خود و حالات و احساسات درونی انسان، مثل ترس، غم، شادی، محبت و... به عینه و بدون واسطه‌ صورت در وجود فرد حاضرند و از بدیهیات می‌باشند. به عنوان نمونه احساس ترس از حیوان درنده و یا عشق به فرزند و یا علم به وجود خود را بدون هیچ تعقل و تفکری می‌یابد و نیازی به تعلیم و تعلم ندارد. . علامه (ره) می فرماید:
«سالک با عمل به دستورات و انجام عبادات، به مجاهدت با نفس می پردازد و با اندیشیدن و پند آموختن، عبادات و اعمال را مدد می رساند تا اینکه منجر به انقطاع کامل و غفلت از نفس و توجه تامّ به خداوند سبحان می گردد و طالعی از غیب، درخشیدن می گیرد، و به دنبال آن نفحات الهی و جذبات رحمانی، پی در پی فرا می رسند و موجب محبت و گرایش بیشتر به معبود که همان ذکر و یاد خداست می شوند. سپس برقی می درخشد که هیچ گاه فروکش نمی کند و جذبه ای طالع می گردد و اشتیاقی دست می دهد تا اینکه سلطان محبت، در دل استقرار می یابد و ذکر، بر نفس مستولی و چیره می گردد و به مقام جمع می رسد و امر پایان می یابد و همانا پایان هر چیز به پروردگار سؤال: افراد در شهود آگاهانه نسبت به خداوند متعال به چند دسته تقسیم می‌شوند؟
به دو دسته تقسیم می شوند:

گروه اول: پیامبران، ائمه(علیهم السلام)، عارفان و اولیای خدا که نیازی به استدلال و برهان عقلی نداشته و بدون هیچ واسطه و آثاری بلکه فقط از صفای باطن به خدا رسیدند و او را همیشه در قلب خود حاضر می‌بینند.

گروه دوم: افراد عادی که خود به دو دسته تقسیم می‌شوند:
الف) کسانی که با استفاده از خودسازی و جهاد با نفس و پیمودن مراحل سیر و سلوک به این علم می‌رسند.
ب) کسانی که مرتبه ضعیفی از علم حضوری را دارند اما چون توأم با آگاهی نیست، برای به‌دست آوردن جهان‌بینی آگاهانه، کافی نمی‌باشد؛ بنابراین از طریق علم حصولی و دقت در آثار خدا و طبیعت و شریعت و دلایل نقلی و عقلی، همچنین تدبّر در آیات قرآن، شاید بتوانند به مراحلی از سیر و سلوک دست یابند و با صفای باطن، علم حضوری خودشان را به مراتب بالاتر برسانند.


سؤال: چرا مردم، خدا را آگاهانه پرستش نمی‌کنند؟
   چون با استفاده از استدلال‌های عقلی و آیات و روایات، علم حصولی کسب نمی‌کنند و در صدد بالا بردن مرتبه وجودی خود و در نتیجه دستیابی به شناخت حضوری خداوند نیستند.
   گاهی نیز معرفت فطری انسان به خدا به دلیل وابستگی شدید او به عالم طبیعت(حبّ اموال، اولاد، زر، زیور، مقام و...) در پس پرده قرار می‌گیرد و نور فطرت کم فروغ می‌گردد که در این موارد عوامل هشداردهنده معرفتی و روانی می‌توانند او را از خواب غفلت بیدار کنند و کانون دلش را به سوی یگانه مبدأ متعالی عالم، متوجه سازند.4 حال اگر انسان به این توجهات قلبی و عوامل هشداردهنده توجه کند و مرتبه وجودی خود را تقویت کند به شناخت آگاهانه و حاضرانه(حضوری) خداوند می‌رسد و در نتیجه خدا را آگاهانه پرستش می‌کند.
از نظر علامه(ره) ، شناخت خداوند امری فطری و بدیهی است، اما آنچه مانع این شناخت و معرفت می‌شود، جهل و نادانی نیست بلکه غفلت و بی توجهی دل به آن است، این غفلت در نتیجة توجه و اشتغال دل به دنیا و سرگرمی‌های آن حاصل می‌‌شود. لذا تمام فضای دل آکنده از محبّت و دوستی دنیا می‌گردد و تمام همّت آدمی صَرف آن می‌شود. در این صورت، آینه چنین دلی، دیگر شفّاف و صاف نیست تا جمال زیبای خداوند در آن بازتاب کند و معرفت حاصل شود5.

مؤسسه نورالیقین

مرکز آموزش تفسیر و علوم قرآن

 

پی نوشت

1.    برای روشن‌تر شدن مطلب لازم است به تعریف مفاهیمی همچون علم حضوری و حصولی، انواع علم حضوری و اختلاف مراتب آنها و تفسیر آن پرداخته ‌شود. برای مطالعه این مباحث به بخش بیشتر بدانید مراچعه کنید.
2.    دکتر سعیدی مهر، آموزش کلام اسلامی، ج1، ص 25.

3.    دعای عرفه امام حسین(علیه‌السلام).

4.    سعیدی مهر، آموزش کلام اسلامی، ج1،ص40.
5.    طباطبایی، رساله الولایه، طریق عرفان(ترجمه و شرح رساله الولایه)، ترجمه صادق حسن زاده، قم، نشر بخشایش، چاپ اول، 1381ش، ص 96.

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد