تجزیه و ترکیب آیه 33سوره بقره

create پورآقاجان forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 3265 خواندن

 

 

 

قالَ یا آدَمُ اَنبِئهُم بِاَسمَائِهِم فَلَمّا اَنبَاَهُم بِاَسمَائِهِم قالَ اَلَم اَقُل لَکُم اِنّی اَعلَمُ غَیبَ السَّمواتِ و الارضِ وَ اَعلَمُ ماتُبدُونَ و ما کُنتُم تَکتُمُون (33)

 

 


قالَ

 

تجزیه: فعل ماضی، صیغه مفرد مذکر غایب، ثلاثی مجرد، از مادّه قول، معتل، اجوف واوی، متعدّی، معلوم، مبنی، متصرّف
ترکیب: فعل ماضی، مبنی بر فتح، ضمیر «هو» مستتر در آن محلاً مرفوع است.

 

 

 

یا


تجزیه: حرف ندا، مبنی، عامل
ترکیب: حرف ندا، مبنی بر سکون، محلی از اعراب ندارد.

 

 


آدَمُ


تجزیه: اسم ثلاثی مزید، اسم علم اعجمی، اصل آن اَأدَم است، بر وزن اَفعَل، مشتق از أدیم الارض یا الأدمۀ، غیر منصرف، متصرّف، معرب
ترکیب: منادای مفرد معرفه، مبنی بر ضم و محلاً منصوب

 

 


اَنبِئ

 


تجزیه: فعل امر، صیغه مفرد مذکر مخاطب، ثلاثی مزید، از باب افعال، از مادّه نبأ، ناسالم، مهموز اللّام، متعدّی، معلوم، مبنی، متصرّف
ترکیب: فعل امر، مبنی بر سکون. ضمیر مستتر «انت» در آن محلاً مرفوع فاعل است.

 

 


هُم

 


تجزیه: ضمیر متصل، برای جمع مذکر غایب، مبنی، معرفه، جامد، غیرمتصرّف
ترکیب: ضمیر متصل، مبنی بر سکون، محلاً منصوب، مفعول به

 

 


بِ


تجزیه: حرف جر، مبنی، عامل، مختصّ به اسم
ترکیب: حرف جر، مبنی بر کسر، محلی از اعراب ندارد

 

 


اَسماءِ


تجزیه:  ال: الف و لام تعریف جنس، (عوض از مضاف الیه محذوف، بنابر قول زمخشری در کشّاف که مضاف الیه محذوف را لفظ «مسمّیات» گرفته است)، مبنی، غیرعامل، مختص به اسم
اسماء: اسم ثلاثی مزید، جمع مکسر قلّه، بر وزن اَفعال، مفردش اسم، منصرف، متصرّف، جامد، معرب، از مادّه سمو، همزۀ آن مقلوب از واو است، ناقص واوی
ترکیب: اسم مجرور به حرف جرّ «باء»، علامت جر: کسره ظاهری


(بِاَسماءِ)

جار و مجرور و متعلّق به (اَنبِئ)، محلاً منصوب، مفعول به دوم فعل (اَنبِئ)

 

 


هِم


تجزیه: ضمیر متّصل، برای جمع مذکر غایب، مبنی، معرفه، جامد، غیر متصرّف
ترکیب: ضمیر متّصل، مبنی بر سکون، محلاً مجرور، مضاف الیه

 

 


فَ


تجزیه: حرف استیناف، مبنی، غیرعامل
ترکیب: حرف استیناف، مبنی بر فتح، محلی از اعراب ندارد

 

 


لَمّا


تجزیه: حرف وجودیه شرطیه، مبنی، غیرعامل
ترکیب: حرف وجودیه شرطیه، مبنی بر سکون، محلی از اعراب ندارد

 

 


اَنَبَأَ


تجزیه: فعل ماضی، صیغۀ مفرد مذکّر غایب، ثلاثی مزید، از باب افعال، از مادّه نبأ، ناسالم، مهموز اللّام، متعدّی، معلوم، مبنی، متصرّف
ترکیب: فعل ماضی، مبنی بر فتح ضمیر مستتر«هو» محلاً مرفوع فاعل است.

 

 

هُم


تجزیه: ضمیر متصل، برای جمع مذکر غایب، مبنی، معرفه، جامد، غیرمتصرّف
ترکیب: ضمیر متصل، مبنی بر سکون، محلاً منصوب، مفعول به برای فعل (اَنبَأَ)

بِاَسمائِهِم

تجزیه و ترکیب مثل (بِاَسمائِهِم) قبلی است فقط این (بِاَسماء) متعلّق به فعل (اَنبَأَ) است و محلاً منصوب مفعول به دوم آن است.

 

 

 

قال


تجزیه و ترکیب مثل (قال) اوّل آیه است.

 

 


أ


تجزیه: همزه برای استفهام، مبنی، غیرعامل، مشترک بین اسم و فعل
ترکیب: همزۀ استفهام، مبنی بر فتح، محلی از اعراب ندارد

 

 


لَم


تجزیه: حرف نفی جازم، مبنی، عامل
ترکیب: حرف نافیه جازمه، مبنی بر سکون، محلی از اعراب ندارد

 

 


اَقُل


تجزیه: فعل مضارع، صیغۀ متکلّم وحده، ثلاثی مجرد، از مادّه قول، معتل، اجوف واوی، متعدّی، معلوم، معرب، متصرّف [در اصل (اَقُولُ) بوده که به وسیلۀ (لَم) مجزوم گردیده و «واو» در التقاء ساکنین حذف شده است]
ترکیب: فعل مضارع مجزوم به لَم، علامت جزم: سکون، ضمیر «اَنا» مستتر در آن محلاً مرفوع فاعل است.

 

 


لَ


تجزیه: حرف جر، مبنی، عامل، مختصّ به اسم
ترکیب: حرف جر، مبنی بر فتح، محلی از اعراب ندارد.

 

 


کُم


تجزیه: ضمیر متصل، برای جمع مذکر مخاطب، مبنی، معرفه، جامد، غیرمتصرّف
ترکیب: ضمیر متّصل، مبنی بر سکون، محلاً مجرور به حرف جر «لام»

 

(لَکُم)

جار و مجرور، متعلّق به (اَقُل)

 

 


اِنَّ

تجزیه: از حروف مشبهۀ بالفعل، مبنی، عامل، مختصّ به اسم
ترکیب: از حروف مشبهۀ بالفعل، مبنی بر فتح، محلی از اعراب ندارد

 

 

 ی


تجزیه: ضمیر متّصل، برای متکلم وحده، مبنی، معرفه، جامد، غیرمتصرّف
ترکیب: ضمیر متّصل، مبنی بر سکون، محلاً منصوب، اسم انَّ

 

 


اَعلَمُ


تجزیه: فعل مضارع، صیغۀ متکلّم وحده، ثلاثی مجرد، سالم، از مادّه علم، متعدّی، معرب، معلوم، متصرّف
ترکیب: فعل مضارع مرفوع به ضمّۀ ظاهری. ضمیر مستتر«اَنا» در آن محلاً مرفوع فاعل است و این جمله محلاً مرفوع خبر است برای «اِنَّ»

 

 

غَیبَ

 

تجزیه: اسم ثلاثی مجرد، بر وزن فَعل، مصدر (غابَ یَغیبُ)، از مادّۀ غیب، ناسالم، اجوف یایی، منصرف، متصرّف، جامد، معرب، معرفه به اضافه
ترکیب: مفعول به و منصوب به فتحۀ ظاهری

 

 


السّمواتِ


تجزیه: ال: حرف تعریف، مبنی بر سکون، غیرعامل، مختصّ به اسم
سماوات: اسم ثلاثی مزید، جمع مؤنث سالم و جمع مصحّح، مفردش سماء، از مادّه سمو، ناقص واوی، منصرف، متصرّف، جامد، معرب، معرفه به الف و لام
ترکیب: مضاف الیه و مجرور به کسره ظاهری

 

 


وَ


تجزیه: حرف عطف، مبنی، غیرعامل
ترکیب: حرف عطف، مبنی بر فتح، محلی از اعراب ندارد

 

 


الأرضِ


تجزیه:  ال: الف و لام تعریف عهد خارجی، مبنی، غیرعامل، مختصّ به اسم
ارض: اسم ثلاثی مجرد، بر وزن فَعل، از مادّه ارض، ناسالم، مهموزالفاء، اسم ذات، متصرّف، منصرف، جامد، معرب، مفرد، مؤنث مجازی، معرفه به الف و لام
ترکیب: معطوف به سماوات و مجرور به کسره ظاهری

 

 


وَ


تجزیه: حرف عطف، مبنی، غیرعامل
ترکیب: حرف عطف، مبنی بر فتح، محلی از اعراب ندارد.

 

 


اَعلَمُ


تجزیه و ترکیب مثل (اَعلَمُ) قبلی است.

 

 


ما


تجزیه: موصول اسمی، موصول عام، معرفه، مبنی، غیرمتصرّف، جامد، اطلاق بر [مفرد، مثنی، جمع، مذکر،مؤنث]
ترکیب: اسم موصول، مبنی بر سکون، محلاً منصوب، مفعول به

 

 


تُبدُونَ


تجزیه: فعل مضارع، صیغه جمع مذکر مخاطب، ثلاثی مزید، از باب افعال، از ماده (بدو) و یا (بدأ)، ناسالم، ناقص واوی و یا مهموزاللّام، متعدّی، معلوم، معرب، متصرّف
ترکیب: فعل مضارع مرفوع به ثبوت نون.   واو: ضمیر متصل، مبنی، محلاً مرفوع، فاعل

 

 


وَ


تجزیه: حرف عطف، مبنی، غیرعامل
ترکیب: حرف عطف، مبنی بر فتح، محلی از اعراب ندارد.

 

 


ما


تجزیه: قبلاً گفته شد
ترکیب: معطوف به مای موصوله قبلی، محلاً منصوب

 

 


کُنتُم


تجزیه: فعل ماضی از افعال ناقصه، صیغۀ جمع مذکر مخاطب، ثلاثی مجرد از مادّه کون، معتل، اجوف واوی، مبنی، متصرّف
ترکیب: فعل ماضی ناقص، مبنی بر سکون.  تُم: ضمیر متّصل، مبنی، محلاً مرفوع، اسم آن

 

 


تَکتُمُونَ

 

تجزیه: فعل مضارع، صیغۀ جمع مذکر مخاطب، ثلاثی مجرد، از مادّه کتم، سالم، متعدّی، معلوم، معرب، متصرّف
ترکیب: فعل مضارع مرفوع به ثبوت نون.   واو: ضمیر متصل، مبنی، محلاً مرفوع، فاعل. این جمله محلاً منصوب و خبر است برای (کُنتُم)

 

 

 

اعراب جملات آیه

 


1- قالَ یا آدَمُ ------ استینافیه، محلی از اعراب ندارد


2- یا آدَمُ------- معترضه، محلی از اعراب ندارد

3- یا آدَمُ اَنبِئهُم------- مقول قول، محلاً منصوب

4- اَنبِئهُم-------- جواب ندا، محلی از اعراب ندارد

5- بِاَسمائهم---------- با متعلق خود، مفعول به و محلاً منصوب

6- فَلَمّا اَنبَاَهُم-------- مستأنفه، محلی از اعراب ندارد

7- بِاَسمائهم دوّم--------------- با متعلق خود، مفعول به و محلاً منصوب

8- قالَ دوم---------- جواب شرط لمّای غیر جازم، محلی از اعراب ندارد

9- اَلَم اَقُل ---------- مقول قول، محلاً منصوب

10- اِنّی اَعلَمُ... ---------- مقول قول برای فعل (لَم اَقُل)، محلاً منصوب

11- اَعلَمُ --------- خبر «اِنّ»، محلاً مرفوع

12- اَعلَمُ دوّم --------- عطف به (اَعلَمُ) اوّل، محلاً مرفوع

13- تُبدُونَ ---------- صله برای مای موصوله، محلی از اعراب ندارد

14- کُنتُم ------------- صله برای مای موصولۀ دوم، محلی از اعراب ندارد

15- تَکتُمُون ----------- خبر (کُنتُم)، محلاً منصوب

تنظیم کننده: گروه صرف و نحو موسسه نورالیقین

وَ اِذ قُلنَا لِلمَلائِکَۀِ اسجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا اِلاّ اِبلِیسَ أبی وَ استَکبَرَ و کانَ مِنَ الکَافِرِین (34)

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد